از اسطورهسازی مذهبی تا بازتولید چهرههای مضحک استعماری در عصر رسانه
چرا رضا پهلوی ماهوارهنشین شده است؟ در دورانی که ماهواره جای خود را در زندگی مردم باز نکرده بود خمینی را با شیادی در ماه بردند. از نخستین سالهای پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، روایتسازی رسانهای نقشی تعیینکننده در جهتدهی افکار عمومی در ایران داشته است. یکی از شاخصترین نمونهها، ماجرای مشهور «خمینی در ماه» بود؛ روایتی که در ماههای منتهی به سقوط حکومت شاه بهطور گسترده در میان اقشار مختلف جامعه پخش شد. این روایت، نه حاصل تصادف، بلکه نتیجه یک عملیات تبلیغاتی هدفمند بود. اکنون، پس از دههها سرکوب، بحران و قیامهای پیدرپی، بار دیگر نمونهای مشابه اما در قالبی جدید دیده میشود؛ این بار نه در ماه، بلکه در ماهوارهها و با محوریت چهرهای به نام رضا پهلوی. کلیدواژه این روند، ماهوارهنشین است؛ مفهومی که بازتابدهنده نقش رسانههای فراملی در مهندسی صحنه سیاسی ایران است.
خمینی در ماه؛ تولد یک اسطوره رسانهای
در سالهای پایانی حکومت شاه، جامعه ایران در شرایط انفجاری قرار داشت. اعتراضها گسترش یافته بود و حکومت توان مهار بحران را از دست داده بود. در چنین فضایی، رسانههای استعماری نقش پررنگی در برجستهسازی خمینی ایفا کردند. روایت «خمینی در ماه» در همین بستر شکل گرفت. این روایت، با تکرار گسترده، چهرهای قدسی و ماورایی از خمینی ساخت و او را بهعنوان منجی معرفی کرد. پدیدهای که از نظر عقلانی و علمی ناممکن بود، اما برای بسیج تودههای خسته و خشمگین، کارکرد تبلیغاتی داشت. این نخستین نمونه بارز از استفاده ابزاری از احساسات عمومی برای سرقت یک انقلاب بود.
سرکوب پس از قدرت؛ واقعیت پنهانشده پشت اسطوره
با بازگشت خمینی به ایران و استقرار حکومت جدید، خیلی زود واقعیت خود را نشان داد. از سال ۱۳۵۸به بعد، موج گسترده سرکوب آغاز شد. اعدامهای دهه ۶۰، زندانها، شکنجهها و قتلعام زندانیان سیاسی بخشی از این کارنامه است. قتلهای زنجیرهای، سرکوب قیامهای مشهد، قزوین، ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶و ۱۳۹۸و ۱۴۰۱ نشان داد که اسطورهسازی رسانهای چگونه به استقرار یک استبداد دینی انجامید. در این دوره، مردم ایران هزینهای سنگین پرداختند؛ هزینهای که هنوز ادامه دارد.
ماهوارهنشین؛ بازتولید یک سناریوی قدیمی
در سالهای اخیر و همزمان با اوجگیری اعتراضات سراسری، چهرهای دیگر بهطور ناگهانی در رسانههای ماهوارهای برجسته شد. رضا پهلوی، که از سال ۱۳۵۷ در آمریکا زندگی میکرد، ناگهان در دانشگاه جرجتاون، کنفرانس امنیتی مونیخ و شبکههای ماهوارهای ظاهر شد. این حضور گسترده، پرسشهای زیادی ایجاد کرد. چرا اکنون؟ چه کسانی این تصویرسازی را هدایت میکنند؟ مفهوم ماهوارهنشین دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ فردی که نه از دل مبارزه داخلی، بلکه از طریق رسانههای برونمرزی بهعنوان «رهبر» معرفی میشود.
نقش رسانهها در برهمزدن اتحاد آلترناتیو
بر اساس مشاهدات میدانی و روندهای رسانهای، تبلیغ گسترده چهرههای ماهوارهنشین همزمان با تلاش نیروهای انقلابی برای ایجاد اتحاد شکل گرفته است. این تبلیغات، عملاً به زیان مردم بر علیه حکومت خامنه ای دامن زده است. در حالی که بخش بزرگی از جامعه ایران طی بیش از چهار دهه برای سرنگونی استبداد دینی هزینه داده است، معرفی ناگهانی یک چهره بیروننشین، پرسش مشروعیت را بهطور جدی مطرح میکند. بسیاری از فعالان سیاسی این روند را ابزاری برای انحراف مسیر انقلاب ارزیابی میکنند.
حافظه تاریخی جامعه ایران
جامعه ایران تجربه تلخی از اسطورهسازی دارد. همان مردمی که تصویر خمینی را از ماه به چاه کشاندند، امروز با دقت بیشتری به روایتهای رسانهای نگاه میکنند. شعارهای خیابانی سالهای اخیر نشان میدهد که خواست مردم ایران نه بازگشت به سلطنت است و نه تداوم حکومت دینی است. حافظه تاریخی جامعه، نسبت به پروژههای ماهوارهنشین حساس شده است و همین امر، معادلات گذشته را تکرارناپذیر کرده است.
آنچه امروز در قالب برجستهسازی چهرههای ماهوارهنشین دیده میشود، ادامه همان سیاستهای قدیمی مهندسی انقلابها است. با این تفاوت که جامعه ایران دیگر جامعه سال ۱۳۵۷ نیست. آگاهی عمومی افزایش یافته و تجربههای تاریخی، امکان فریب گسترده را کاهش داده است. مردمی که نظام شاهی را کنار زدند و استبداد دینی را به چالش کشیدهاند، اکنون خواهان جمهوری دموکراتیک هستند؛ مطالبهای که با منطق زمان و تحولات اجتماعی همخوانی دارد و فراتر از اسطورهها و چهرههای رسانهای تعریف میشود.
