در تلاطم قیام سراسری ۱۴۰۴، زمانی که ساختار قدرت در برابر ارادهٔ معطوف به تغییر مردم بهپاخاستهٔ ایران به بنبست میرسد، زبان کارگزاران سرکوب ناخواسته به عرصهای برای افشای حقیقت تبدیل میشود. سخنان پاسدار حسن حسنزاده، سرکردهٔ سپاه تهران بزرگ، در بحبوحهٔ قیام فراتر از یک موضعگیری گذرا، سندی استراتژیک از «بحران مشروعیت» و «اعتراف به جنایت سیستماتیک» است که در بطن یک دستگاه پلیسی-نظامی زاده شده است.
وقتی لکنت زبان جنایت را افشا میکند
اظهارات پاسدار حسنزاده مبنی بر اینکه «بخش قابل توجهی از مردم بیگناه… که قصد تردد داشتند، بهشهادت رسیدند»، در قاموس علوم سیاسی، یک «لغزش زبانی معنادار» (Freudian Slip) نیست، بلکه اعترافی عریان به تیراندازی بیضابطه و کور به سوی زیستجهان شهروندان است. او در تلاش برای تبرئهٔ نیروهایش، ناخواسته بر حقیقتی صحه میگذارد که پیشتر سازمان مجاهدین خلق و نهادهای مستقل حقوقبشری فریاد زده بودند: اینکه سپاه پاسداران، خیابان را به مسلخ کسانی بدل کرده که حتی بهزعم خود حاکمیت، سوژههایی «بیگناه» در حال انجام امور روزمره بودهاند.
این جمله، تمامی زرادخانهٔ تبلیغاتی نظام که برچسب «تروریسم» را بر پیشانی قیام میزد، منهدم میکند. اگر قربانیان، مردم عادی در حال تردد بودهاند، پس ضارب کسی جز «ارگان سرکوب» نیست که با گلولههای جنگی، حق حاکمیت بر بدن و حیات شهروندان را نقض کرده است. این اعتراف با آمار تکاندهندهٔ بیش از ۳۰۰۰شهید در ۱۹۵شهر همخوانی ریاضی و منطقی دارد؛ آماری که بازتاب دقت «هندسهٔ سرکوب» در حذف فیزیکی معترضان است.
گذار از اعتراض به «رویارویی ساختاری»
بخش دوم سخنان این مقام امنیتی، پرده از وحشتی عمیق برمیدارد که در لایههای زیرین حاکمیت ریشه دوانده است. اشاره به «حمله مردم خشمگین به نیروهای سپاه و بسیج»، اعتراف به یک گسست تاریخی است. جامعهٔ ایران از فاز «اعتراض نمادین» عبور کرده و به مرحلهٔ «دفاع مشروع فعال» رسیده است. تهاجم به پایگاههای سرکوب، نه یک کنش آنارشیستی، بلکه پاسخ طبیعی عصبهای برانگیختهٔ جامعهیی است که دههها تحت سیطرهٔ «تروریسم دولتی» زیسته است.
حسنزاده در واقع تأیید میکند که قیام ۱۴۰۴، نه یک تحریک بیرونی، بلکه زبانه کشیدن آتشی است که از بطن سالها انباشت خشم و تحقیر برخاسته است. اعتراف به ضربهپذیری سپاه و بسیج در برابر خشم توده، نشاندهندهٔ فروریختن «هیمنهٔ کاذب» نیرویی است که بقای خود را تنها در ایجاد رعب و وحشت جستجو میکرد.
بنبست خونین ولایت و زایش سوژهٔ نترس
خامنهای اکنون با پدیدهیی روبهروست که در محاسبات سنتی استبداد نمیگنجد: نسلی که از آستانهٔ هراس عبور کرده است. وقتی سرکوب به عریانترین شکل خود(شلیک به رهگذران) میرسد، «ترس» کارکرد کنترلی خود را از دست میدهد و «سوخت موتور انقلاب» میشود. اعتراف سرکردهٔ سپاه تهران، سندی انکارناپذیر از جنایت سازمانیافتهای است که آمران و عاملان آن را در برابر عدالت گریزناپذیر فردا قرار میدهد.
این «اعتراف ناخواسته»، پیروزی روایت مقاومت بر پروپاگاندای قدرت است. تهاجم به نمادها و نهادهای حاکمیت، بیانگر بلوغ سیاسی نسلی است که دریافته است آزادی نه از مسیر التماس، بلکه از معبر درهمشکستن ماشین سرکوب میگذرد.
توصیف ”میدان جنگ“ توسط سخنگوی قضاییه جلادان + سخنگوی مجاهدین
توصیف ”میدان جنگ“ توسط سخنگوی قضاییه جلادان
دژخیم جهانگیر سخنگوی قضاییه جلادان
مجازاتهای بسیار شدیدی برای کسانی که اقداماتشان
بهعنوان محاربه شناخته بشود در نظر گرفته شده
که جزو شدیدترین مجازاتهاست
در ابتدا بازاریان در مناطقی اعتراض داشتند
اما بلافاصله اغتشاشگران سوءاستفاده کردند
فضا را تبدیل کردند به یک میدان جنگ
و دیگر اسمش را اغتشاش هم نمیتوانیم بگذاریم
بلکه اینها حتماً اقدامات تروریستی است
سخنگوی مجاهدین
بله شورشگران بنا بر وظیفهٔ میهنی و انقلابی
تا هر کجا بتوانند از هر فرصتی استفاده میکنند
و آن را به میدان جنگ علیه دشمن ضدبشر تبدیل میکنند
میدانهای جنگ بیشتر و بیشتر در پیش است
جهانگیر سخنگوی قضاییه جلادان ـ ۲۸ دی ۱۴۰۴
متأسفانه تروریستها تعدادی از هموطنان ما را بهشهادت رساندند تعدادی از حافظان امنیت را بهشهادت رساندند.
اینی که ما میبینیم در خیابان سر میبرند اینی که در خیابان میبینیم که بلوک سیمانی بر سر افراد از بالای بامها میاندازند برای این است که ترس و وحشت را در دل مردم مستولی کنند و از این طریق مردم در صحنه نیایند.
قرار است که خسارتی که خسارت مالی که به اماکن عمومی و خصوصی هم وارد شده در کیفرخواستها منعکس بشه و دادگاههای صالح نسبت به آن رسیدگی و تصمیمگیری لازم را بکنند تا آن کسانی که نقش مباشرت معاونت و راهبری در این خصوص داشتند از این مسأله بیرون نمانند.
ما مجازاتهای بسیار شدیدی را در قانون برای کسانی که اقداماتشان بهعنوان محاربه شناخته بشه در نظر گرفته شده که جزو شدیدترین مجازاتهای اسلامی است در جریانهای اخیر اگر کسی در زمان ناامنی در زمان آشوب به هر نحوی با دشمن همکاری بکند تبلیغ به نفع دشمن بکند یا فضا را به نفع دشمن عوض بکند این اقدامات مجرمانه است.
توقع اینکه بلافاصله در خصوص افرادی که دستگیر میشوند حکم صادر بشه دقیق نیست نباید در این خصوص این توقع را داشته باشیم باید اجازه دهیم تا هم ضابطین هم عوامل انتظامی و قضایی بتوانند عوامل اصلی و پشتپرده و عوامل تشکیلاتی که در این جریانهای حضور داشتند حامیانشان معاونینشان مباشرین مشارکتکنندهها را شناسایی کنند یا کسانی که برایشان تبلیغ کردند رو شناسایی کنند.
اگر چه آمار داریم ولی آمار را اجازه بدهید که اعلام نکنیم انشاءالله در جلسات آتی این آمار را اعلام میکنیم.
اگر چه در ابتدا بازاریان عزیز مان در مناطقی اعتراض داشتند نسبت به اینکه گرانی در حوزههایی دارد اتفاق میافتد نرخ ارز مشخص نیست وضعیت بازار را دچار تلاطم میکرد اما بلافاصله از این فضا اغتشاشگران سوءاستفاده کردند و فضا را آمدند تبدیل کردند به یک میدان جنگ و این اقداماتی که در چند روز اخیر اتفاق افتاد دیگر حتی اسمش را اغتشاش هم نمیتوانیم بگذاریم بلکه اینها حتماً اقدامات تروریستی است.
روایت یک پزشک از شبهای خونین اعتراض در ساری؛ شلیک مستقیم مأموران و کشتهشدن معترضان
یک پزشک شاهد عینی از اعتراضهای دیماه در ساری و شهرهای مازندران میگوید که اعتصابها و تجمعهای مردمی با امید و مشارکت گسترده آغاز شد، اما از همان ابتدا با استقرار سنگین نیروهای بسیج، سپاه و یگان ویژه بهشدت سرکوب شد. بهگفته او، در شامگاه هجدهم دی مأموران با تیراندازی مستقیم به تجمعها حمله کردند که دستکم ۲معترض از جمله محمد ابراهیمی، کافهدار و پدر یک دختر ۱۵ساله، کشته شدند.
این پزشک از ادامه سرکوب در روزهای بعد، افزایش کشتهها و زخمیها، جراحات شدید بهویژه آسیبهای چشمی، آمادهباش بیمارستانها و بازداشتهای گسترده خبر میدهد. او تأکید میکند که روایت مسلح بودن سازمانیافته مردم صحت نداشته و خشونت اصلی از سوی نیروهای حکومتی اعمال شده است. بهگفته این شاهد، در حالی که شمال کشور صحنه خون و سرکوب بود، حکومت در تهران مشغول تبلیغ «پیروزی» و برگزاری تجمعهای نمایشی بود.
این پزشک از ادامه سرکوب در روزهای بعد، افزایش کشتهها و زخمیها، جراحات شدید بهویژه آسیبهای چشمی، آمادهباش بیمارستانها و بازداشتهای گسترده خبر میدهد. او تأکید میکند که روایت مسلح بودن سازمانیافته مردم صحت نداشته و خشونت اصلی از سوی نیروهای حکومتی اعمال شده است. بهگفته این شاهد، در حالی که شمال کشور صحنه خون و سرکوب بود، حکومت در تهران مشغول تبلیغ «پیروزی» و برگزاری تجمعهای نمایشی بود.
