
تظاهرات بزرگ برلین
در آستانه سالروز پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در۲۲بهمن سال ۱۳۵۷، برلین به یک «تریبون جهانی» برای مفصلبندی ارادهٔ ملی ایرانیان تبدیل شده است. در روزهایی که سرمای استخوانسوز اروپا با گرمای نفسهای معترضانی که از شمال تا مرکز قاره گردهم آمدهاند پیوند میخورد، یک پرسش اساسی طنینانداز است: چگونه تظاهرات برلین میتواند نقشی فراتر از یک تجمع اعتراضی ایفا کند و مانیفست «بلوغ سیاسی» مردم ایران در نفی توأمان استبداد تاج و عمامه شود؟
از سرمای اسکاندیناوی تا سنگفرشهای برلین
ایستادگی ایرانیان در دمای منفی ۱۷درجه زیر صفر در شهرهای شمالی اروپا و پیوند آن با راهپیمایی بزرگ برلین، نمایانگر یک «ایمان پولادین» است که از کالبد فیزیکی فراتر میرود. این حضور پرشور، پاسخی است به دستگاه دروغپردازی ضحاک زمان که میکوشد با سانسور، شعلههای قیام را خاموش جلوه دهد. وقتی ایرانیان از استکهلم، لندن، برن و پاریس به سمت برلین گسیل میشوند، در واقع در حال ترسیم نقشهٔ جدیدی از «همبستگی ملی» هستند؛ نقشهای که در آن، مرزهای جغرافیایی در نوردیده شده تا صدای «کانونهای شورشی» در داخل ایران، پژواکی جهانی پیدا کند.
مرزبندی تاریخی: عبور از پارادایم استبداد
آنچه تظاهرات برلین را از گردهماییهای دیگر متمایز میکند، شعار محوری و هوشمندانهٔ «نه شاه، نه شیخ» است. این شعار، یک «دکترین سیاسی» است. ۴۷سال پس از سقوط سلطنت، جامعهٔ ایران به این درک بالابلند رسیده است که آزادی نه با بازگشت به عقب، بلکه با جهش به سمت آینده میسر میشود. تلاش برای بازتولید «بچه شاه» بهعنوان رهبر، با همان سیاق رهبرتراشی از خمینی -یعنی مصادرهٔ قیام بدون داشتن ریشه در مبارزهٔ میدانی- در برابر هوشیاری شورشگران رنگ میبازد؛ شورشگرانی که در میدانهای تهران و بازار با هستههای کوچک امنیتی(به اذعان رسانههای وابسته به سپاه پاسداران) رژیم را به زانو درآوردهاند. تظاهرات برلین، تیر خلاصی بر پروژهٔ آلترناتیوسازی گلخانهیی است.
نبرد «اصالت» با «فیکنیوز»؛ منطق کانونهای شورشی
رژیم ولایت فقیه برای بقای خود نیازمند یک «رقیب ویترینی» از جنس گذشته است تا بتواند قیام اصیل مردم را به قدرتهای خارجی نسبت دهد. اما حضور کانونهای شورشی که از بطن محرومیت و مبارزه برخاستهاند، این بازی را برهمزده است. آری، موتور محرک انقلاب، نه در لابیهای دیپلماتیک، که در کف خیابانهای ایران میتپد. تظاهرات برلین، بازتاب جهانی همین اصالت است؛ صدایی که میگوید: «انقلاب دموکراتیک نوین ایران، ربودنی نیست».
۱۸ بهمن؛ میثاقی برای جمهوری دموکراتیک
راهپیمایی ۱۸بهمن(۷فوریه) در برلین، حلقهٔ نهایی زنجیرهیی است که از خون شهیدان قیام و پایداری زندانیان سیاسی نیرو میگیرد. این تجمع، فرصتی است تا جهان ببیند که خواست ایرانیان نه یک «تغییر صوری»، بلکه یک «دگردیسی بنیادین» به سوی یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر برابری است. ایرانیان آزاده در این روز، شهادت میدهند که نسل جسور قیام، هوشیارتر از آن است که اجازه دهد میوهچینان فرصتطلب، رنج چندین دههٔ یک ملت را در لجهٔ خون بیندازند.
پیروزی آگاهی بر تزویر
شکوه حضور ایرانیان در برلین، لرزه بر اندام استبدادی میاندازد که بقای خود را در تفرقه و سکوت میجوید. آنها به هم میگویند: «وعدهٔ ما در ۱۸بهمن ۱۴۰۴ در تظاهرات بزرگ برلین». این تظاهرات، پیروزی «آگاهی بر تزویر» است.
ما در برلین گردهم میآییم تا ثابت کنیم استبداد سلطنتی و دینی، دو روی یک سکهاند که جایشان در موزهٔ تاریخ است، نه در آیندهٔ درخشان ایران.
مقاومت ایران بیگمان در سالگرد به زیر کشیدن شاه -با جانفشانی کانونهای شورشی و عزم ایرانیان آزاده- یک گام کیفی دیگر برای واژگونسازی شیخ برخواهد داشت. تلاش کنیم بخشی از این روند غرورانگیز و حماسی باشیم.
