
مصاحبه جواد دبیران معاون دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت در آلمان
درباره تظاهرات بزرگ ایرانیان در برلین و تشبثات بقایای استبداد سلطنتی
تظاهرات برلین یک تجمع واقعاً عظیمِ چند دههزار نفره بود. بزرگ، منظم و پرانرژی. همین خودش نشان میداد که حمایت گستردهیی از آزادی و یک جمهوری دموکراتیک وجود دارد. برای همین هم دو دسته از این گردهمایی عظیم بهشدت به هم ریختند، بهشدت خشمگین شدند؛ یکی رژیم آخوندی و لابیهایش و دیگری هم شاهپرستان. اما چون از قبل ابعاد تجمع مشخص بود، به همین خاطر خب تلاشهای جدی برای تخریب، برای اخلال و ایجاد تنش هم در این گردهمایی صورت گرفت که منشأش رژیم و شاهپرستها بودند. شواهد زیادی نشان میداد که اینها تصادفی نیست بلکه هدایتشده و برنامهریزی شده است. منظورم هم از اخلال و عملیات تخریبی اقداماتی بودش که برای ایجاد درگیری بود، برای تحریک تظاهر کنندهها، برای رخنه تو صفوف تظاهر کنندهها و بعد هم داستانسازی و انواع و اقسام تولید روایتهای مخرب علیه برگزار کنندهها، علیه مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت با هدف به خطر انداختن امنیت تظاهر کنندهها و خراب کردن تصویر رسانهیی این تجمع بزرگ. از یک ماه قبل تو برلین ما موارد متعددی داشتیم که افرادی برای تیمهای فعالهای ما که با مجوز رسمی تو خیابانهای برلین اطلاعرسانی میکردند، دعوت میکردند به تجمع ۸فوریه (همان ۱۸بهمن خودمان) مراجعه میکردند، مزاحمت ایجاد میکردند با فحاشی، با تهدید و تلاش میکردند که تحریک بکنند، درگیری ایجاد بکنند. بسیاری از این موارد البته همان موقع به پلیس محلی اطلاع داده شد و در برخی موارد هم خب شکایت ثبت شد. ولی تکرار مستمر این الگو تو نقاط مختلف با روشهای مشابه از این حکایت داشت که خب یک ما با یک عملیات طراحیشده و هدایتشده مواجه هستیم. تو روزهای قبل از تجمع هم از طریق ایرانیان مقیم برلین مطلع شدیم که شماری از این عناصر سلطنتطلب لومپن و جوجهفاشیستهای نزدیک به بچه شاه که پتانسیل خشونت و درگیری داشتند، قصد دارند بهصورت ناشناس وارد جمع بشند، وارد جمع تظاهر کنندهها بشند و با تحریک افراد خلاصه زمینه درگیری ایجاد بکنند. این هشدارها رو ما جدی گرفتیم، به مراجع مسئول منتقل کردیم و از قبل هم حساسیتها رو بالا بردیم. مشخصاً در رابطه با مقوله رخنه در صفوف و تحریک عمدی تظاهر کنندهها در این رابطه گوشزد کردیم. من علاوه بر این روی همپوشانی اقدامات رژیم و سلطنتطلبها تأکید دارم. یک نمونه روشنش رو میتونم بگم، مثلاً فردی معلومالحال به اسم حنیف حیدرنژاد که نوشتههایش یک خط در میان در سایتهای وابسته به وزارت اطلاعات مثل انجمن نجات منتشر میشه، خب در مقالهیی در کیهان لندن شاهپرست فراخوان دادش که مخالفهای مجاهدین در روز تظاهرات برلین بهصورت ناشناس وارد صفوف بشند، عکس و فیلم بگیرند و عملاً اینطوری آموزش میداد که چطور تو جمعیت نفوذ کنند، فضا رو به سمت تنش و درگیری ببرند. خب این جنس کارها پتانسیل خشونت رو بالا میبرد و میتونست مکمل عملیات تخریبی باشه. برای پلیس هم این نوع بهاصطلاح ادبیات و این نوع رفتار کاملاً شناختهشده بود. بنابراین روشنه که برخی اقدامات با طراحی مشخص و از پیش تعیینشده انجام شده بود. واقعیت این است که خروجی این دست کارها چه از طرف عوامل رژیم، چه از طرف لومپنپاسدارهای دور و بر رضا پهلوی عملاً یکیه: تخریب تجمع، ایجاد درگیری و ساختن نهایتاً داستانهای جعلی برای ضربه زدن به پیام اصلی سیاسی که اون تظاهرات عظیم باید میداشت. در صحنه هم برخی از عوامل رژیم و سلطنتطلبها باز با سوءاستفاده از محمل خبرنگاری دنبال تحریک بودند تو همین چارچوب چند روز قبل از تجمعی که ما داشتیم، یه تظاهرات اومدن این عناصر شاهپرست درست همزمان با تجمع ما و نزدیک تجمع ما در یک منطقهیی به نام پوتسدامر پلاتس برلین در مسیر تظاهرات ما ثبت کردند که با توجه به آشنایی پلیس با رفتار این جوجهساواکیها تدابیری اتخاذ شد از طرف اونها که دایره عمل این عوامل برای ایجاد اخلال و درگیری محدود بشه. در نهایت این توطئهها یک تشبث شکستخورده و مفتضح بود. اول هوشیاری هواداران مقاومت اقدامات اراذل و اوباش رو خنثی کرد، با قاطعیت و متانت نذاشت که این مزدوران به صفوف نزدیک بشند و بیرونشون کرد. دوم ما از قبل اطلاعات و شواهد داشتیم، ادارات مسئول رو در جریان گذاشتیم و پلیس آلمان هم آگاه بود جمعبندی من این بود که تظاهرات برلین یک موفقیت بزرگ بود و همزمان نشان داد که با سازماندهی، با اطلاعرسانی قبلی و هوشیاری تظاهر کنندگان میشه عملیات تخریبی و سناریوهای تحریک رو خنثی کرد.
