
کنفرانس بهمناسبت روز جهانی زن در پاریس
تاریخ معاصر ایران، پیوندی ناگسستنی با تکاپوی زنان برای استیفای حقوق بنیادین خویش دارد. در حالی که جهان به استقبال ۸مارس، روز جهانی زن میرود، این مناسبت در تقویم مقاومت ایران فراتر از یک آیین نمادین، به عرصهای برای بازتعریف نقش زن ایرانی در گذار از استبداد به دموکراسی تبدیل شده است. کنفرانس بینالمللی ۲ اسفند ۱۴۰۴، با حضور مریم رجوی و زنان برجسته سیاسی از ۴قاره جهان و نیز شرکت آنلاین زنان اشرف ۳، نه تنها تلاشی برای گرامیداشت حقوق زنان، بلکه تبلور یک «آلترناتیو دموکراتیک» بود که برابری جنسیتی را نه یک انتخاب ثانویه، بلکه «شرط لازم» برای هر گونه تحول پایدار در ایران میداند. مریم رجوی در مقام رهبر این جنبش، با دههها ایستادگی بر آرمان رهایی، توانسته است پارادایمی را نمایندگی کند که در آن، زن ایرانی از جایگاه «قربانی» به مقام «نیروی تغییر و رهبری» ترفیع یافته است.
مریم رجوی: برابری زن و مرد، بنمایهٔ دموکراسی شکوفا
مریم رجوی در سخنرانی کلیدی خود، قیامهای اخیر را نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات زنان برشمرد. او با تأکید بر اینکه ایران در آستانه یک دگرگونی بزرگ است، حضور زنان در رهبری سیاسی را ضامن بقای دموکراسی فردا دانست. او اظهار داشت:
«سرنگونی استبداد دینی حاکم بر ایران ممکن نمیشود مگر اینکه زنان، نیروی اصلی تغییر باشند و آزادی و دموکراسی بهدست نمیآید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه».
وی با نقد ریشهیی ساختار زنستیز حاکم، مرزهای آلترناتیو دموکراتیک را روشن کرد و افزود:
«بر همین اساس هر اجبار و تحمیل را قاطعانه رد میکنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. این مبنای عمل جایگزینی است که در بیش از چهار دهه نبرد برای سرنگونی استبداد زنستیز آخوندی، توانسته به اندیشه برابری جامه عمل بپوشاند».
خانم رجوی همچنین بر این نکته تأکید کرد که مشارکت زنان نه یک امتیاز سیاسی، بلکه یک ضرورت توسعهیافتگی است: «شاخص دموکراسی و توسعه در هر جامعه، میزان مشارکت زنان در امور سیاسی آن جامعه است».
نقد استبداد در دو چهره: نفی میراث شاه و شیخ
یکی از درونمایههای برجسته این کنفرانس، تأکید بر عدم بازگشت به گذشته و نقد استبداد در هر دو فرم سلطنتی و دینی آن بود. بسیاری از سخنرانان بینالمللی، برابری حقوق زنان را در سایه دیکتاتوریها ناممکن دانستند.
کارلا سندرز، سفیر پیشین آمریکا در دانمارک، با ارجاع به تاریخ، این سو تفاهم را که وضعیت زنان در دوران پیش از انقلاب مطلوب بوده، رد کرد و گفت:
«یکسو تفاهم وجود دارد که وضعیت زنان در زمان شاه بهتر بوده است. مردم ایران نمیخواهند به زمان شاه برگردند و رضا پهلوی را استمرار همان میراث میدانند. یک دیکتاتوری نمیتواند برابری زن و مرد را محقق کند».
در همین راستا، دکتر روزالیا آرتئا سرانو، معاون رئیسجمهور پیشین اکوادور، با صراحت بر شعار محوری «نه شاه نه شیخ» تأکید ورزید. همچنین اینگرید بتانکور با نگاهی کالبدشناسانه به سیاستهای رژیم پیشین خاطرنشان کرد:
«در زمان شاه زنان را بهعنوان چهرههای مدرنیزه شدن ایران نشان میدادند ولی در عینحال چهرههای سیاسی زنان را سرکوب میکردند».
همبستگی جهانی؛ زن ایرانی، سمبل مقاومت مدرن
شخصیتهای برجسته اروپایی و آمریکایی در این نشست، مقاومت زنان ایران را بهعنوان الگویی جهانی برای ایستادگی در برابر بنیادگرایی توصیف کردند. میشل آلیو ماری، وزیر خارجه و وزیر ارشد پیشین فرانسه، با ستایش از اراده مریم رجوی بیان داشت:
«خانم رجوی هیچگاه مواضع خود را عوض نکرده و هیچگاه خللی در ایمان و اراده او بهوجود نیامده است… بدون برابری زن و مرد دموکراسی وجود ندارد. این یکی از پایهایترین شروط دموکراسی است».
دورین روکماکر، نماینده پیشین پارلمان اروپا، بر تغییر موازنه قوا و هراس رژیم از زنان تأکید کرد:
«من فکر میکنم که ترس جبهه عوض کرده است. روزگاری بود که رژیم میخواست ترس در مردم ایجاد کند اما الآن رژیم از مردم میترسد».
لیندا چاوز، مقام پیشین کاخ سفید، ابعاد بینالمللی این جنبش را بینظیر خواند و گفت:
«من هیچ برنامهیی مثل این ندیدم که زنان قدرتمندی در کنار هم باشند… سؤال این است که کی و چگونه رژیم تغییر خواهد کرد».
ساختار سرکوب و پاسخ مقاومت
سخنرانان ایتالیایی و پارلمانترهای دیگر کشورها بر ماهیت سیستماتیک زنستیزی در ایران تمرکز کردند. الیزا پیرو و نایکه گروپیونی، نمایندگان پارلمان ایتالیا، به ترتیب بر این نکته تأکید داشتند که «تبعیض جنسیتی یکی از پایههای این حکومت است» و «برای رژیم ایران زنان فقط یک کالا هستند».
در مقابل این سرکوب، دومینیک آتیاس بر تداوم تاریخی مبارزات زنان تأکید کرد:
«تاریخ شما یک پرانتز نیست بین دو سرکوبگر، بلکه استمرار حضور سیاسی است. زنان ایرانی فقط تماشاچی نیستند بلکه خودشان بازیگران صحنه هستند».
هلن گودمن از مجلس عوام انگلستان نیز به قطع اینترنت و سرکوب تظاهرات اشاره کرد و آن را نشانه فروپاشی مشروعیت رژیم دانست. همچنین جودی اسکرو، وزیر سابق کانادایی، به فرصتطلبی کسانی که در دهههای گذشته نقشی در مبارزه نداشتهاند اشاره کرد و گفت:
«کسانی را میبینید که ۴۷ سال گذشته در ساحل عافیت بودند… ناگهان از زمین سبز میشوند در حالی که هیچ کمکی به مقاومت و زنان برای رسیدن به برابری نکردند».
صدای نسلهای نوین: از زندان تا قیام
بخش احساسی و در عینحال حماسی کنفرانس، به سخنان زنانی اختصاص داشت که تجربه زیسته سرکوب را با خود داشتند. دکتر آزاده اخباری که در دو سالگی تجربه زندان را داشته، از تداوم راه والدینش گفت: «نام آزاده یعنی آزاد… من در کنار زنی (مریم رجوی) هستم که در مقابل رژیم ایستاده است».
زینت میرهاشمی، با اشاره به فرهنگ والای مقاومت در ایران، تصویری متفاوت از مواجهه با مرگ ارائه داد:
«مردم ایران و بازماندگان کشتهشدگان این قیام در مراسم عزیزان خودشان آواز میخوانند و گریه نمیکنند تا به رژیم بگویند تو شکستخوردهای».
این روحیه در وصیتنامه شهید خدیجه علیپور که توسط سخنرانان قرائت شد، متبلور بود: «میمانیم، میجنگیم، میمیریم، ایران رو پس میگیریم».
فرجام: رهبری زنان، ضامن گذار دموکراتیک
کنفرانس ۸ مارس ۲۰۲۶، فراتر از یک همبستگی جنسیتی، یک مانیفست سیاسی برای ایران فردا بود. اجماع سخنرانان بر این نکته استوار بود که بدون تغییر بنیادین در جایگاه سیاسی زنان، هیچ تحول دموکراتیکی در ایران به ثمر نخواهد نشست. همانگونه که مریم رجوی در پایان سخنان خود نتیجهگیری کرد:
«بدون رهبری زنان نه تغییر دموکراتیک در ایران امکانپذیر است، نه پس از سرنگونی رژیم انتقال آرام، منظم و دموکراتیک قدرت متصور است».
این کنفرانس نشان داد که «زن ایرانی» دیگر تنها یک مطالبهگر حقوق صنفی نیست؛ او اکنون در قامت یک رهبر سیاسی، در حال ترسیم نقشهٔ راهی است که پایانبخش عصر استبداد و آغازگر دوران جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین از دولت در ایران خواهد بود.
