

مسعود رجوی- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
جنـگ جنـگها و آزمایـش آزمایشـات
برای پایان ۱۰۰ سال استبداد و خجسته میـلاد آزادی و جمهوری دموکراتیک
خامنـهای مـرد، خلـق زنـده میشـود
به شرط اینکه نگذاریم محصول رنج و خون و مقاومت ۴۷ ساله در برابر شیخ خونریز و رژیم ولایت فقیه را
دنبالچهٔ شاه ستمگر و فاشیسم سلطنتی سرکوبگر به سرقت ببرد
خمینی در آستانهٔ ۹۰ سالگی حکم قتلعام مجاهدین را نوشت. آخرین آزمایش خامنهای هم در ۸۷ سالگی، آن «کیسههای سیاه» کشتار قیام دیماه بود. رؤیت همان مقدار از اجساد شهیدان در آن کیسهها که خودش از تلویزیون حکومتی برای ارعاب شورشگران به تماشا گذاشت، دل عالمی را ریش میکرد. لرزاننده بود و از قساوتی بیحد و مرز حکایت میکرد. به راستی که دل مادران و پدران شهیدان «خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد بر سر آتش جور». جور ولایت و «سلطنت مطلقهٔ فقیه» را میگویم که ورد زبان خمینی بود. آه که در دههٔ ۶۰ در همین حد هم به گفتهٔ اشرف شهیدان «جهان خبردار نشد» که در ایران چه گذشت.
بگذریم و به امروز بپردازیم: در ایران اکنون چه میگذرد و موضوع چیست؟
موضوع این است که پس از ۴۷ سال رنج و خون و فدا، رسیدهایم به جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات.
۱۲۰ سال است که این ملت در قفای آزادی در خروش و در غوغاست. از ستارخان و باقرخان تا کوچکخان و مصدق و فاطمی و پدر طالقانی تا حنیف و خیابانی و اشرف. به موازات و به ترتیب شهادت، باید از دکتر ارانی و خسرو روزبه و پویان و احمدزاده و جزنی و پاکنژاد نام برد، هر چند که فهرستی ناقص است. من محضر ۸ تن از این یاران خاموش اما تابان و پرخروش را درک کرده و با آنها بسیار گفت و شنود داشتهام. سیمای مجسم شرف و حریت تاریخ معاصر ایران بودند.
مجاهدین ۶۰ سال از این ۱۲۰ سال را بدون یک روز یا حتی یک ساعت وقفه و تعطیل یا مرخصی، دستاندرکار مبارزه و درگیر جنگ و مقاومت بودهاند. وقتی میگویم اکنون به جنگ جنگها رسیدهایم، بسا فراتر از جنبهٔ نظامی و جنگ جاری در میهنمان، یک تمامیت سیاسی اجتماعی و نظامی و ایدئولوژیکی است. در واقع یک تمامیت تاریخی به در ازای ۱۲۰ سال است. جنگ بین ناخدای استبداد با خدای آزادیست. آزادی، خجسته آزادی.
کشاکش میان «گذشته» و «حال» با «آینده» است. جنگ ارتجاع و ترقی است.
این سرفصل، که لیلهٔ قدر و تعیین سرنوشت خلق و میهن است در عینحال آزمایش آزمایشهای تمام افراد و گروهها در جبهه خلق است. تاریخ بر ما داوری خواهد کرد که در برابر اژدرهای ۱۰۰ سالهٔ شاه استعماری و سلطنت دینی و انواع اپورتونیسم چه میکنیم و در کجا ایستادهایم.
دولتها آلترناتیو و ایران آزاد و مستقل را برنمیتابند مگر اینکه چارهٔ دیگری نباشد. آنچه بعضاً در این منطقه برای برگرداندن ما به گذشته میکنند، بر کسی پنهان نیست. پروپاگاند و تحریف تاریخ با «فیک» و تقلب و صحنهسازی و رقمسازیهای شگفت، مضافاً بر سانسور قرن بیداد میکند. گویی ایران باید اسیر و وابسته بماند و کماکان در مدار شیخ و شاه در دور باطل بچرخد.
ما بر آنیم که این دور باطل را در هم بشکنیم. فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. طرح دولت موقت برای انتقال قدرت و حاکمیت به جمهور مردم که در تاریخچهٔ مقاومت ایران قدمتی ۴۴ ساله دارد.
بار خدایا جبهه خلق و یکایک ما را در جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات، برای پایان دادن به ۱۰۰ سال استبداد، همزمان با اعلام دولت موقت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک، بر اساس برنامه ۱۰ مادهیی مریم و شورای ملی مقاومت ایران مدد کن. باشد که توان پرداخت بهای آن را داشته باشیم.
باشد که جوانان بلندهمت شورشگر تا به آخر عزم جزم کنند و در این آزمایش تاریخی سرفراز شوند.
باشد که در پایان شب سیه صد ساله سپیدهٔ سحر بدمد و مهر تابان آزادی در ایران طلوع کند.
