
آلترناتیو؛ مسألهٔ مبرم ایران در جنگ
«برههی تاریخ» همیشه نیست.
«بزنگاه تاریخی» همیشه نیست.
«لحظهی تاریخی» همیشه نیست.
اینها نقاط توفانی روی مسیر حیات یک جامعه هستند. وقتی «پیج تند سرنوشت یک ملت» سرمیرسد، برهه و بزنگاه و لحظه را باید پاسخ شایسته داد. ایرانزمین در پایان سال ۱۴۰۴ خورشیدی، در ورطهی یک جنگ، به این پیچ تند سرنوشتساز رسیده است. ایران از این پیچ تند سرنوشت، با موشک و بمب و پهپاد عبور نخواهد کرد، بلکه با «جبهه»یی ایرانی با «برنامهی مشخص» و «ارادهی ملی» در پاسخ به شرایط مشخص کنونی، عبور خواهد کرد.
ایران برای حفاظت از خواستهها و دستآوردهای ۷ قیام بزرگ از ۳۰ خرداد ۶۰ تا دی ۱۴۰۴ به این جبهه و برنامه و اراده نیازمند است تا از این پیج تند، سرفراز و شایسته عبور کند. از این رو این جبهه، این برنامه و میدانی نمودن این اراده، فراخوانی ملی برای هوشیاری نسبت به دزدان سر گردنه است. شرایط فوقالعادهی کنونی میگوید جبههیی با تمرکز بر نفی هرگونه دیکتاتوری و وابستگی، نشانیِ درست و هدفمند برای پاسخ شایسته به منافع ملی ایران است. بارزترین نشانهی این پاسخ شایسته، نقد بودن یک آلترناتیو است که منافع ملی ایران را در این پیچ تند سرنوشت، تأمین کند.
شاخص آلترناتیو دستساز و فاقد اصالت چیست؟
پاسخ هر سه پرسش در این گزارهی تاریخی داده شده است: رقم زدن سرنوشت ایران ــ لااقل در ۱۵۰ سال گذشته ــ مدام میان شاه و شیخ در گردش بوده است. این دو همواره نیازمند همدیگر برای سلطهگریِ سیاسی و تحمیل هژمونیِ مذهبی بر مردم بودهاند. هر دو جریان با ویژگیِ مشترک تمامیتخواهی و اقتدارگرایی، در یک چرخش دایرهیی، ایران را در محاصرهی ویژگیهای خود داشتهاند. محصولات اینها یکی وابستگی و دیگری جنگافروزی با تکیه بر جهل حداکثری و پروپاگاندای عوامفریبی بوده است؛ دو تیغهی قیچی در ادوار ۱۵۰ ساله بر گردن سرنوشت ایران. حاصل این سیر تلخ و تاریک تاریخی با عقبههای مکمل یکدیگر، هماکنون باعث کشاندن ایران در ورطهی یک جنگ شده است.
بنابراین آلترناتیو واقعی باید از مصاف تاریخی با گردونهی شاه و شیخ برآمده باشد. کمااینکه همین تاریخ ۱۵۰ ساله هم معرف دو جبههی اصلی است: جبههی مشترک دیکتاتوری شاه و شیخ، جبههی آزادیخواهان.
خروج شایسته از ورطهی کنونی، گردهمایی پیرامون یک آلترناتیو برآمده از مبارزه و مقاومت در برابر جبههی شاه و شیخ است. این جبهه متکی بر راه حل سوم، یعنی نفی مماشات با آخوندها، نفی جنگ خارجی و سرنگونیِ دیکتاتوری آخوندی بهدست مردم و مقاومت ایران است. این جبهه هماکنون در «اعلام دولت موقت» از جانب شورای ملی مقاومت ایران تبلور یافته است.
اکنون تمام تجربهها، آگاهیها و دستآوردها از ۳۰ خرداد ۶۰ تا دی ۱۴۰۴، بر هوشیاری و درک ضرورت این زمان برای رقم زدن سرنوشت ایران تأکید دارند و فراخوان میدهند؛ زمانهیی که آیندهی ایران در معادلهی جهانی در نوسان است.
این فراخوان میگوید هوشیار و آگاه باشیم که نجات ایران در گشایش مسیر آلترناتیو اصیل و منطبق بر منافع ملی ایران با شاخص نفی هرگونه دیکتاتوری و وابستگی و نفی همسویی با نظام ملایان میباشد. رسالت تکتک عناصر جبههی نه شاه ــ نه شیخ، پاسخ به این ضرورت است. آنچه هماکنون از نظر استراتژیک باید به آن توجه داشت، استقبال از این مبارزه و روشنگری برای بردن راه حل سوم و دولت موقت به سراسر ایران و میان ایرانیان خارج کشور است.
