ترانه ای از ویکتورخارا – ترجمه از زری اصفهانی بیاد شهید مظلوم ملت ایران ستار بهشتی

آنجا درزیر زمین
تو نخفته ای برادر ، رفیق
قلب تو جوانه زدن بهار را میشنود
زیرا که تو خود بادها را وزاندی
و اینک
درکنار خورشید
زمین تازه ، بذر ترا می پوشاند
ریشه ها به عمق میرود
و گل روز نو زاده میشود
برپاهای زخمی تو

دستهای فقیر و فروتن دانه ها را خواهند
کاشت
مرگ تو زندگی های بسیاری را متولد
خواهد کرد
بدانسو که تو میرفتی اواز خوان خواهند
رفت

جایی که جنایتکار مخفی شده است
نام تو ، نام های بسیار خواهد ساخت
کسی که بال های ترا سوزانده است
نخواهد توانست که آتش فقیران را خاموش
کند
تو آنجایی برادر
درزیر زمین
و اینجا برروی زمین
روح تو ما را سرشار از پرچم
ها میکند
پرچم هایی که به پیش میروند
علیه وحشتی که آنان به پیش می برند
ما برنده خواهیم شد
ما برنده خواهیم شد