10641225_339540176206228_4734257643039517333_n

با كناره گيري مالكي از قدرت، يك نقطه عطف در پروسه هشت ساله در عراق بوجود آمده است كه از زمان دخالت نظامي آمريكا در عراق از سال 82 بي سابقه است. اين تحول بطور خاص يك شكست استراتژيك براي رژيم ايران و دخالتهايش در عراق محسوب ميشود كه ميتواند پيآمدهاي بسيار زيادي به همراه داشته باشد.
از زمان شروع تحولات اخير و قيام استانهاي سني نشين بر عليه حكومت مركزي و ساختار حكومتي فعلي، بركناري مالكي بزرگترين تحول بعداز عقب نشيني ارتش عراق از تقريبا يك سوم عراق در مقابل عشاير انقلابي ميباشد.
خامنه اي و رژيمش تا دقيقه آخر سعي خودش را براي حفظ مالكي به عمل آورد ولي موفق نشد. تبريك رژيم ايران به حيدر العبادي به جاي مالكي بعداز شكست كليه تلاش هايش براي حفظ مالكي درسمت خودش بود.

نگاهي به تلاش هاي خامنه اي براي حفظ مالكي
به گفته مقامات رژيم، خبر آزاد سازي موصل و تكريت از حاكميت مالكي، در روز سه شنبه 20 خرداد 93 يك شوك بزرگ بود و در درون رژيم، سطوح بالاي سياسي و نظامي خامنه اي به اين غافلگيري اذعان داشته و دارند و آنرا به ضعف فرماندهي سرلشگر پاسدار قاسم سليماني (فرمانده سپاه قدس و مسئول عراق در رژيم ملايان) و سلسله مراتب اين نيرو در رابطه با عراق نسبت ميدهند.
مالكي بلافاصله بعداز دست دادن حاكميتش در موصل و تكريت، براي نجات خودش از خامنه اي درخواست كمك كرد. خامنه اي (پس از بررسي درخواست مالكي) بعنوان فرمانده كل قوا به سرلشگر پاسدار قاسم سليماني (فرمانده سپاه قدس) دستور داد كه «تمام قد براي حمايت و نجات مالكي اقدام كند». و گفت كه در اين راه بايد حتي براي دادن كشته (بقول او شهيد از پاسداران) آماده بود.
خامنه اي به ارگانهاي سياسي (شوراي عالي امنيت رژيم و وزارتخارجه) و تبليغاتي (راديو تلويزيون و رسانه ها ….) دستور داد باكليه امكانات براي نجات مالكي و منافع رژيم در عراق بسيج شوند و كمك هاي لازم در هر زمينه را به مالكي بكنند.
بدنبال اين دستور خامنه اي، آخوند حسن روحاني در 22 خرداد 93 جلسه شوراي عالي امنيت رژيم ملايان را تشكيل داد، در اين جلسه ضمن ارزيابي اوليه از اين واقعه و اظهار ناراحتي از غافلگيري رژيم، تصميم به تشكيل كميته كارشناسي عراق در معاونت خارجي دبيرخانه اين شورا به رياست «ايراني» در مورد بحران عراق را گرفتند. در ارزيابي كه اين كميته ارائه داد، آمده است: «…عراق براي ما خيلي مهم و استراتژيك است. يك دولت شيعه كه با كمك خودمان ساخته شده و رويش هم حساب شده و نقطه استراتژيك ماست، بطوريكه بود و نبود آن دولت، ربط مستقيم وتعيين كننده اي به وضعيت ما دارد. از دست دادن عراق به منزله شكست استراتژيك جمهوري اسلامي در منطقه خاورميانه است. وضعيت عراق در شرايط كنوني بسيار بحراني است و بايد به سرعت دست به اقدامات لازم زد….» در ستاد بحران سپاه قدس نيز كارشناسان، وضعيت عراق را مورد ارزيابي قرار دادند. از مجموعه اقدامات كارشناسي، رژيم ملايان دوراه حل زير را براي عراق مطرح كرد:
1) راه حل عراق مقدمتا سياسي است و بايستي يك دولت فراگير تشكيل شود، كه به خواسته هاي سني ها و كردها پاسخ بدهد و سپس با اقدام نظامي بقيه مسائل را حل كرد. (پذيرش كنار گذاشتن مالكي)
2) راه حل مقدمتا نظامي است. بايستي با يك ضربه نظامي و بازپس گيري شهرهاي تسخير شده، تعادل قوا را به نفع مالكي تغيير دهيم و در اين فضا به حل مسائل سياسي اقدام شود.
رژيم ملايان راه حل دوم را انتخاب كرد و گفتند: در اين شرايط هرنوع راه حل سياسي به ضرر ما (رژيم) است زيرا محور اصلي درمورد راه حل سياسي، لاجرم كنار زدن مالكي و سهيم كردن سني هاي كشور در حاكميت است كه معادل تضعيف نفوذ نظام (رژيم ملايان) در عراق مي باشد و انتهاي اين مسير هم مشخص نيست كه تا كجا تضعيف خواهيم شد.

بدنبال اين ارزيابي دست به اقدمات زير زدند:
· دستگاههاي تبليغاتي و اطلاعاتي روي عمده كردن تهديد داعش در درگيرهاي عراق فعال شد و مراكز فكري و كارشناسي و مطبوعاتي در غرب و بخصوص آمريكا را هدف قرار دادند، تا براي همگان جا بيندازند كه اولا- قيام مردم عراق و همه مخالفان عراقي و مردم ناراضي كه يك سوم خاك عراق را از سلطه مالكي در آورده اند، را به داعش نسبت دهند، ثانيا- مشكل مقدم درعراق، داعش است و نه مالكي و در شرايط تهاجم داعش به شهرها وروستاها، هر نوع تضعيف يا تغيير مالكي، به عنوان فرمانده كل قوا، نادرست و به نفع داعش است.!
· در سطح بين المللي نيز فعاليت هاي ديپلماسي را با اين هدف آغاز كردندكه همچون سال 2002 و 2003 جامعه بين المللي و بويژه آمريكا را به حمايت از مالكي در جنگ با داعش بكشانند و مطرح ميكردند كه بهترين حالت اين است كه نيروي هوائي آمريكا، نيروي هوائي نيروهاي مالكي و ما (سپاه قدس رژيم در عراق) به طورجمعي عليه داعش اقدام كنيم.
اما واقعيت هاي صحنه، مانع از اين شد كه اين ترفند رژيم، موفق شود.
قيام مردم عراق كه از سال 1389 براثر جنايات رژيم و تروريست هايش در عراق و به ويژه در دوران مالكي، همراه با بهار عرب در مناطق سني عراق شروع شده و ادامه يافته بود، در يكسال گذشته به اوج جديد رسيده بود. بويژه اينكه سركوب قيام وبه خون كشيده شدن اعتصابات مسالمت آميز در شهرها و استانهاي سني عراق توسط مالكي در سال گذشته، عشاير و انقلابيون عراق را برآن داشت كه براي دفاع از خود، دست به سلاح ببرند و ارتقاء اين رو در روئي به آزاد سازي شهرها و استانهاي سني نشين از حاكميت مالكي منجر شد. درواقع آزاد سازي شهرهاي عراق، شكست راه حل تجربه شده سركوب نظامي مالكي در 4 سال گذشته است.

قاسم سليماني، سركرده سپاه قدس در بغداد
عليرغم شكست خط تبليغاتي و سياسي رژيم ملايان در حمايت سياسي و نظامي، رژيم تنها راه را باز گرداندن آب رفته به جوي، يعني در پيشروي نظامي با هدف تغيير تعادل قوا به نفع مالكي يافت تا بدينوسيله مالكي زمينه سياسي براي دور سوم نخست وزيري اش راپيدا نمايد
دراين راستا جهت ضربه زدن به عشاير و نيروهاي انقلابي در باز پس گيري شهرها، اقدامات زير را انجام داد:
پاسدار قاسم سليماني بلافاصله بعداز 20 خرداد 93 (آزاد سازي برخي از شهرها توسط عشاير) براي حمايت تمام عيار نظامي از مالكي به همراه حدود 200 نفر از فرماندهان سپاه قدس به بغداد رفت وبا تشكيل ستاد فرماندهي عراق ، فرماندهي مقابله با عشاير را بعهده گرفته و ابو مهدي مهندس (1) را به رياست اين ستاد منصوب كرد و دو مأموريت زير را براي اين ستاد فرماندهي مشخص نمود:
1) متوقف كردن پيشروي انقلابيون و عشاير عراق
2) تدارك و سپس تهاجم براي باز پس گيري شهرها و استانهاي آزاد شده
سليماني براي دستيابي به اهداف فوق، اقدامات زير را در دستوركار قرار داد:
· واحدهائي از «تيپ ويژه صابرين» را به عراق منتقل كرد. تيپ ويژه صابرين يكي از نيروهاي تروريستي است كه تاكنون در كردستان ايران عليه آزاديخواهان كرد و در سوريه عليه بشار اسد جنگيده اند.
· علاوه بر تيپ ويژه صابرين، به درخواست سليماني در روز 27 خرداد 93يك تيپ از سپاه7 ولي عصر خوزستان كه همه آنها به زبان عربي مسلط هستند، وارد عراق شدند.
· سليماني از نيروهاي سپاه بدر و گروههاي تروريستي ديگر مانند حزب الله و كتائب و … گردانهائي با 200 نيرو موسوم به « شبه نظامي» را براي مقابله با عشاير انقلابي سازمان داد.
· بدنبال شكست رژيم در همسو كردن آمريكا با خودش يعني تبديل نيروي هوائي آمريكا بعنوان پشتيبان نيروهاي رژيم – مالكي، تعدادي ازهواپيماهاي سوخوي 25 سپاه پاسداران را با پوشاندن علائم سپاه و نام ايران، توسط رنگ به عراق منتقل كردند.
قاسم سليماني طرح اشغال تكريت را به عنوان يك ضربه جدي به انقلابيون در تقويت موقعيت مالكي با هوابرد نيروهاي تروريستي سپاه 9 بدر، كتائب حزب الله عراق و عصائب حق، همراه با بمباران مردم اين منطقه با بشكه هاي انفجاري به اجرا گذاشت ولي شكست سنگيني خورد. برغم اين شكست، در انتقام از مردم و عشاير سني همچنان بمباران مردم در استانهاي سني نشين با بشكه هاي انفجاري را ادامه داد. نتيجه اينكه نيروهاي رژيم تاكنون نتوانستند حتي پيشروي نيروهاي عشاير را كاملا متوقف كنند، چه برسد به اينكه شهرهاي آزاد شده را به حاكميت مالكي برگردانند.

شكست رژيم در حفظ وحدت ائتلاف شيعه حول مالكي
گروههاي باصطلاح شيعه وابسته به رژيم در عراق در سه ائتلاف ( هركدام شامل تعداد گسترده اي از گروههاي كوچكتر) در انتخابات 2014 شركت كردند. ائتلاف دولت قانون به رياست مالكي، المواطن (شهروند) به رياست حكيم و احرار (آزادگان) به رياست مقتدا صدر.
با شكسته شدن ائتلاف ملي در انتخابات 2010 هيچكدام از گروههاي شيعه اكثريت را بدست نياوردند و ائتلاف العراقيه به رياست اياد علاوي برنده آن شدكه در يك ماراتن 8 ماهه، رژيم ملايان در مماشات با آمريكا و با جمع كردن اين سه گروه شيعه در فراكسيون ائتلاف ملي، مجدا مالكي را درپست نخست وزيري ابقا كرد.
در انتخابات اخير رژيم ملايان تلاش داشت كه سه گروه فوق را تحت عنوان ائتلاف ملي در انتخابات عراق، حول مالكي شركت دهد تا مشكلات 2010 تكرار نشود. به اين منظور بارها سران اين سه ائتلاف را به تهران فراخوانده و از آنها خواست كه حول مالكي متحد شوند. قاسم سليماني نتوانسته بود، عمار حكيم را به حمايت از مالكي در اين ائتلاف راضي كند، در جلسه اي كه به همين منظور نزد خامنه اي رفته بودند، خامنه اي شخصا به عمار حكيم اين وحدت را توصيه كرد، اما از آنجا كه طلسم ولايت فقيه شكسته بود، عمار حكيم مخالفت كرده و درپاسخ گفته است ما هواداران بيشتري از مالكي در عراق داريم! بعداز اين جلسه، قاسم سليماني به عمار حكيم گفته است: عمويت (باقرحكيم) و پدرت (عبدالعزيزحكيم) هيچگاه چنين برخوردي با آقا (خامنه اي) نكردند كه تو كردي!!
درنتيجه شكست تلاش هاي رژيم ولايت فقيه دراين زمينه، اين سه تشكل جداگانه در انتخابات شركت كردند. بعد از انتخابات مجلس عراق، براي رژيم ملايان ضروري بود كه در درجه اول نخست وزيري از ميان تشكل هاي شيعه انتخاب شود و در درجه بعد مالكي در دور سوم نخست وزير شود. لازمه اين كار وحدت اين سه تشكل در يك فراكسيون (ائتلاف ملي) بود. بنابراين:
اولويت اول خامنه اي و قاسم سليماني، تشكيل و حفظ اين ائتلاف و اولويت دوم آنها نگهداشتن مالكي درپست نخست وزيري بود.
در روزهاي اول بعد از انتخابات، قاسم سليماني موفق شد كه اين سه گروه را براي تشكيل اين ائتلاف گرد هم بياورد و آنرا بعنوان بزرگترين فراكسيون در مجلس معرفي كند كه نخست وزير بايد از آنها باشد. از آنجا كه المواطن (ائتلاف عمار حكيم) و الاحرا ( ائتلاف مقتدا صدر) با نخست وزيري مالكي مخالف بودند، براي خامنه اي مسلم بود كه حتي اگر خودش هم شخصا به آنها تكليف كند، آنرا نخواهند پذيرفت و به او پشت خواهند كرد، لذا بالاجبار به آنها اعلام كرد كه ازهركس كه اين ائتلاف به عنوان كانديد نخست وزيري معرفي بكند، حمايت خواهد كرد. اما اين ظاهر قضيه بود و درپشت صحنه ، طرح و برنامه و مهندسي را پيش ميبرد كه نتيجه آن مالكي باشد.
قاسم سليماني بارها در جلسات ائتلاف ملي عراق كه مالكي، ابراهيم جعفري، عمار حكيم و نماينده مقتدا صدرحضور داشتند، شركت كرد و تلاش نمود با اين استدلال كه كشور در حال جنگ با داعش و عشاير است و درست نيست كه فرماندهي آن را دراين موقعيت تغيير داد، ازآنها بخواهد كه به نخست وزيري مالكي حتي براي مدت يك سال رضايت بدهند ولي از آنجا كه طلسم ولايت فقيه شكسته بود ، آنها به سفارشات ولي فقيه و توصيه هاي گماشته اش قاسم سليماني وقعي ننهادند.
بعد ازعدم موفقيت قاسم سليماني در بغداد ،رژيم، سران ائتلاف عراق را چندين بار (حداقل 4 بار) به تهران فراخوانده وبه بحث وگفتگو دراين زمينه پرداخت. در حاليكه در تهران با تفاهم با رژيم برخورد ميكردند ولي در بازگشت به عراق مجددا با نخست وزيري مالكي مخالفت ميكردند.
قاسم سليماني در يك طراحي وبا خدعه و نيرنگ واردشده تا مانع از رسيدن ائتلاف ملي به توافق روي كانديدايي ديگر غير از مالكي در فاصله زمانيكه قانونا بايد رئيس جمهور نخست وزير را به مجلس معرفي كند، بشود. تا اجبارا فواد معصوم (رئيس جمهور قانوني عراق ) مالكي را معرفي كند. لذا در جلسات ائتلاف ملي كه به رياست ابراهيم جعفري تشكيل ميشد، مالكي بعنوان رئيس ائتلاف قانون شركت ميكرد و همان ابتدا با اصرار بر نخست وزيري خودش و بعداز مخالفت ها، با شروط براي كنارگيري، جلسات را به بن بست ميرساند و درمورد كساني كه براي كانديداي نخست وزيري مطرح ميشدند، در خارج از جلسه با تهديد و تطميع، مانع ميشد. (يكي از كانديداهاي مطرح طارق نجم از ائتلاف قانون بود كه با تهديد مالكي كنار كشيد).
برغم اينكه اين طرح وقت كشي در معرفي نامزد رياست جمهوري تا وقت اضافي، كش پيدا كرد، طرف هاي مقابل توانستند ائتلاف قانون را در هم بشكنند و در جلسه اي درخانه ابراهيم جعفري و بدون حضور مالكي، حيدر العبادي را از همان دولت قانون و حزب الدعوه بعنوان كانديداي ائتلاف ملي با 127 كرسي در مجلس به رئيس جمهور فواد معصوم معرفي كنند.
گوشه هائي از ضربه بركناري مالكي
بدنبال انتخاب حيدر العبادي به نخست وزيري عراق، رسانه هاي رژيم و بويژه رسانه هاي سپاه، ابتدا از مواضع مالكي حمايت كردند كه مدعي بود فواد معصوم رئيس جمهور عراق برخلاف قانون اساسي عمل كرده و در پايان زمان قانوني، نخست وزير (منظور خود مالكي ) را معرفي نكرده است. ولي درقدم هاي بعدي ابتدا پاسدار شمخاني دبير شوراي عالي امنيت و سپس علي لاريجاني رئيس مجلس و بلاخره خامنه اي از اين انتخاب، حمايت كردند.
پاسدارها و بسيجي ها دچار ابهام وسوالات متعدد شدند، بطوريكه سپاه ناچار شد علاوه بر توجيهات و جلسات دروني، در نشريه داخلي روزانه معاونت سياسي سپاه پاسداران در22 مرداد 93 با تيتر ”حمایت ایران و آمریکا از العبادی!“ بنويسد:« پس از استقبال ایران و آمریکا از نخست‌وزیری «حیدر العبادی» در عراق، این پرسش مطرح شد که علت اختلاف دیدگاه ایران و آمریکا درباره نوری مالکی چه بود و علت اشتراک نگاه آن‌ها به حیدر العبادی چیست؟
آمریکا با نوری مالکی مخالف بود، چون وی با بسیاری از دیدگاههای آمریکا درباره مسائل داخلی عراق و منطقه مخالف بود و از آنها حرف‌ شنوی نداشت. ایران از مالکی حمایت می‌کرد چون نخست‌وزیر قانونی عراق بود و سیاست‌هایی همسو با منافع مشترک ایران و عراق داشت و با وجود پاره‌ای اختلافات با برخی گروههای شیعی عراق، سهم قانونی شیعیان را در عراق حفظ کرده بود.
در حال حاضر، آمریکا از نخست‌وزیری حیدر العبادی استقبال کرد، چون با آمدن وی، مالکی که به گمان آمریکایی‌ها متمرد بود، حذف شده و آمریکایی‌ها برای امتحان مجدد شانس خود، فرصت دوباره یافته‌اند. ایران از نخست‌وزیری حیدر العبادی استقبال کرد چون به پشتوانه قانون اساسی عراق، به این سمت رسید! ….
روزنامه دیلی استار چاپ بیروت در مقاله ای تحت عنوان «رژیم ایران بخشی از نفوذش را در عراق از دست داد»، نوشت: «برای نخستین بار در عراق، جمهوری اسلامی ایران قادر نبود که نخست وزیر برگزیند. رژیم ایران تمایلی به برکناری مالکی نداشت و نمیخواست که آمریکا برکناری او را به عنوان شرطی برای حمایت از عراق علیه داعش تحمیل کند. در نتیجه، رژیم ایران مشاوران نظامی به عراق فرستاد و هواپیماهای جنگی عراق را که از زمان جنگ خلیج فارس در سال 1991در ایران بوده به عراق باز گرداند. رژیم ایران همچنین شبه نظامیان خود را از سوریه به عراق برگرداند تا تأخیر در کمک نظامی آمریکا به عراق را جبران کند. برای رژیم ایران دلیلی برای برکناری مالکی وجود نداشت زیرا که تهران با نقاط ضعف، شبکه ها و اسرار مالکی آشنا بود و نخست وزیر عراق کلیه خواسته های رژیم ایران را بر آورده می کرد. او بود که به رژیم ایران اطمینان داد که به حضور دائمی نظامی آمریکا پایان دهد و همچنين اجازه دسترسی رژیم ایران به سوریه را برای حمایت از رژیم اسد داد….. عدم دسترسی به سوریه برای رژیم ایران یک ضربه بزرگی بود. اکنون هم که هواپیماهای جنگی آمریکا بر فراز خاک عراق در پروازند، کار دسترسی رژیم ایران به سوریه را از پیش هم دشوارتر ساخته است. علاوه بر این عوامل رژیم ایران در عراق ممکن است هر لحظه هدف قرار گیرند.
حضور آمریکا هم در عراق باعث ناآرامی رژیم ایران است که در گذشته گفته بود با بی ثبات کردن عراق؛ نیروهای آمریکائی را وادار به خروج از عراق می کند. اما، تحولات نظامی اخیر، رژیم ایران را غافلگیر کرد و به کاهش نفوذش در عراق منجر شد.»
رژيم ملايان بارها اذعان كرده ك عمق استراتژي امنيتي و حفظ نظامش در عراق و سوريه است، كه حال با بركناري مالكي دچار ضربه جدي و استراتژيك شده است.
البته با كناره گيري مالكي، رژيم به يك باره ازعراق خلع يد نخواهد شد، علت آن هم اين است كه رژيم طي اين ساليان مزدوراني در درعراق توليد كرده است وهمچنين ارتباطاتي كه با سران باندهاي شيعه از زمان دولت سابق عراق در ايران برقرار كرده است و آنها را از نظر سياسي و اقتصادي به خود مشروط كرده است. اما رفتن مالكي ضربه اي كيفي به نفوذ رژيم در عراق بويژه بعداز خروج نيروهاي آمريكائي از عراق در سال 2011 است و عراق را در مسير رهايي از اشغال پنهاني و علني رژيم ايران قرار داده است.

———— پاورقي

(1) ابومهدي مهندس كه نام اصلي او ”جمال جعفر محمدعلي الابراهيمي“ و متولد 1953 از شهر بصره است. بعداز روي كار آمدن خميني در سال 1979 جذب ارگانهاي تروريستي رژيم شد. ابومهدي مهندس براي يك مأموريت تروريستي به كويت رفت و يك شبكه تروريستي ايجاد كرد. طرح اين شبكه براي يك انفجار تروريستي عليه سفارتخانه هاي آمريكا و فرانسه در سال 1984 در كويت لو رفت و شبكه تروريستي ابومهدي مهندس متلاشي شد. تعدادي از نفرات توسط دولت كويت دستگير شدند. ابومهدي مهندس پس از فرار از كويت ابتدا به سوريه رفت و سپس به ايران آمد و از فرماندهان سپاه بدر شد و از سال 1999 تا سال 2003 فرمانده سپاه 9 بدر بود. ولي قبل از مارس 2003 فرماندهي سپاه بدر را به هادي عامري تحويل داد و از طرف نيروي قدس، مأموريت تشكيل شبكه هاي تروريستي در عراق به وي داده شد. در سال 2005, ابو مهدي مهندس جهت تحت پوش قرار دادن فعاليتهاي تروريستي اش با حمايت مجلس اعلا و سپاه 9بدر، نماينده پارلمان عراق شد. در سال 2006 نقش او در اقدامات تروريستي عليه ارتش آمريكا و ارتباط او با نيروي قدس افشا شد و لذا مخفي گرديد. در دوران مخفي مدتي به ايران رفت ومدتي در پادگان تنگ كنشت و كرمانشاه بود، سپس به عراق برگشت و تحت حمايت حزب الدعوه ومجلس اعلا به فعاليتهاي خود در ارتباط با نيروي قدس ادامه داد.
هادي روشن رواني

#خامنه ای #مالکی #برکناری #بگونه