10620408_376944965799082_8904856410692398077_o
در همان زمان، سايت پاسدار رضايي در بارة طرح وزارت اطلاعات و موضوع نفوذ پاسدار مدحي به «درون اپوزيسيون» نوشت: گروههاي اپوزيسيون «چگونه مي‌توانند نفوذيها را در ميان خود شناساسي کنند؟ هيچ‌راهي ندارند چرا که اولين اصل در نفوذ، همرنگ شدن کامل عوامل نفوذي با محيط نفوذ است. ظاهر عوامل نفوذي از ضد انقلاب‌ترين ضد انقلابها نيز ضد انقلابي تر است! باور نمي‌کنيد؟ چند ماه ديگر صبر کنيد تا گازهاي اشک‌آور ديگري در… و … منفجر شود». (سايت تابناك 22خرداد1390)
در همانروز، آخوند مصلحي وزير وقت جاسوسي و ترور اطلاعات آخوندي طي مصاحبهاي در باره موضوع نفوذ پاسدار مدحي «در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينکه آيا موارد ديگري از نفوذ دستگاه اطلاعاتي کشورمان در سيستم‌هاي اطلاعاتي و اپوزيسيون وجود، دارد خاطرنشان کرد: قرار نيست الآن اعلام شود». (سايت جوان آنلاين رژيم 22خرداد1390)
اظهارات جهانشاهي در فيگارو در خرداد 89 نمونه عبرت انگيزي از همان عملكرد ”خودكار سبز خامنه اي“ (پيام مسعود رجوي- 22 بهمن 1388) است. به سوال و جوابهاي زير در فيگارو 14 ژوئن 2010 (24 خرداد 1389) توجه كنيد:
فيگارو : شما زندگي راحت خود به عنوان يک تاجر را ترک کرديد و خود را وارد يک مبارزه سياسي پرمخاطره کرديد. چرا؟
جهانشاهي: در زندگي هر فرد لحظاتي هستند که وظايف مبرم راه زندگي را تعيين ميکنند. احمدي نژاد نه تنها دشمن آزادي براي مردم من است، بلکه او کشور من را بسوي يک جنگ منطقهاي که عواقب جهاني خواهد داشت ميبرد. ما هم اکنون در يکي از اين لحظات هستيم که فرد بايد راحتي شخصي خود را فراموش کند و خودش را بر روي وظايفش متمرکز بکند. من در تاريخ 19 مارس اعلام کردم که من اين وظيفه را به عهده خواهم گرفت که مردم ايران را بسوي آزادي رهنمون بشوم. من اين مبارزه را تا روز پيروزيمان عليه توتاليتاريسم اسلامي رها نخواهم کرد.
فيگارو: شما گفته ايد هنگام آن فرا رسيده است که ايرانيان ديکتاتوري حاکم بر اين کشور را با توسل به زور سرنگون کنند. شما چطور در نظر داريد اين کار را انجام بدهيد؟
جهانشاهي: در گذشته برخي از ايرانيان، در برابر رژيمي که مردم من را سرکوب ميکند، راهبرد نافرماني مدني را توصيه کرده بودند. به همه اينگونه افراد پاسخ من اين است : اولا، ما در کشورمان فردي همانند گاندي نداريم. ثانيا، ديکتاتوري احمدينژاد ضعفهايي که امپراتوري انگلستان در آن دوران داشت را ندارد. ايرانيان هر روز با دستگيريها، اعدامهاي خودسرانه، تجاوزات در زندانها و کشتارها در خيابانها مواجه هستند. به چه حقي من ميتوانم از آنها بخواهم که واکنشي نشان ندهند و منتظر بمانند که اين رژيم مانند يک ميوه رسيده خودش بيفتد. وظيفه يک مسئول سياسي اين است که حقيقت را به مردمش بگويد. انقلابي که از 12 ژوئن 2009 آغاز شده است يک «انقلاب مخملي» نخواهد بود. ما يک راه طولاني را در پيش داريم که فداکاريهاي بزرگي را ايجاب خواهد کرد. ولي ما به پيروزي خواهيم رسيد و با توسل به زور برقراري يک دولت قانون که حقمان است را محقق خواهيم کرد. زور چيست ؟ در مبارزه ما براي آزادي، ما عليه رژيم همان از وسايلي استفاده خواهيم کرد که او بر عليه ما بکار ببرد.
فيگارو: آيا شما فکر ميکنيد اين احتمال وجود دارد که سپاه پاسداران اردوي خود را تغيير داده و به شما بپيوندد؟
جهانشاهي: پس از فراخوان من در تاريخ 19 مارس، شخصيتهاي زيادي که در حول و حوش رژيم و در بالاترين سطوح در داخل رژيم هستند با ما تماس گرفتهاند. بسياري از آنها با من همنظر هستند و معتقدند که احمدي نژاد کشور را بسوي يک فاجعه خواهد برد. به نظر من بروز يک جنگ در کمتر از 18 ماه کاملا محتمل است. در حال حاضر سران کنوني رژيم به 2 گروه تقسيم شدهاند : گروه اول که کنترل سپاه پاسداران انقلاب را در دست دارد تا آخر سياست افراطگرايانه احمدي نژاد را دنبال خواهد کرد. گروه دوم که از اکثريت برخوردار است آمادگي دارد که در موقع مناسب و در زماني که ما به عنوان يک آلترناتيو معتبر و مشروع جا افتاده باشيم به اردوي مردم بپيوندد.
در اين نمونه عبرت انگيز، عملكرد و سبك كار يك مأمور به اصطلاح مخالف و مدافع تغيير رژيم (جهانشاهي) به وضوح پيداست. يك روز ”سبز“ مي شود، يك روز خواهان براندازي قهرآميز رژيم، و سرانجام در تنگناي نظام اعلام مي كند كه «تغيير ويا براندازي نظام جمهوري اسلامي توسط هرگروه سياسي … امري كمتر از خيانت نخواهد بود».