
#بگونه: نوشته زنداني سياسي صالح كهندل بسيار آموزنده است. خواندن اين نوشته و توجه به فعاليت صفحات هم سو با رژيم و رعايت مرزبندي با اين صفحات براي همه نيروهاي آزاديخواه و سرنگوني طلب ضروري است. بسيار ديده ميشود كه به خاطر يك فيلم يا يك نوشته يا يك خبر فعالين شبكه هاي اجتماعي بويژه فيسبوك دنبال رو و مبلغ صفحاتي مي شوند كه با ظاهري آراسته ولي كاملا قابل فهم و توجه حامي يكي از جناحهاي رژيم و يا حفظ رژيم هستند. صفحاتي كه با هر رنگ و لعاب فريبنده و ظاهر الصلاحي، رد پاي ارتجاع و استعمار را در آن مي توان ديد و اساسا پنهان شدني و قابل لاپوشاني نيست. دست اندركاران چنين صفحاتي هم اين داعيه را نداشته و ندارند . صفحاتي كه با بودجه سياست مماشات و ايادي رژيم اداره ميشوند و محتوا و مرز سرخ همه اينها هر گونه اعتراضي است كه مضمون و مفهوم نفي رژيم و سرنگوني طلبانه داشته باشد. محور و اُس و اساس حرف و خط و تبليغشان فعاليت مدني و مدره نمايي در چارچوب رژيمي است كه يك قطره فعاليت مدني و يك قطره تنفس در كادر قانون اساسي خودش را هم بر نمي تابد. بسياري از وكلاي زنداني فعاليت حقوقيشان در كادر قوانين ارتجاعي و قانون اساسي رژيم است نه حقوق و قوانين شناخته شده بين المللي ، پس نتيجه مي گيريم تمام اين فعاليت ها يك خط مشخص براي منحرف كردن از توجه و تمركز روي خط درست و اصولي و مردمي سرنگوني است. تبليغ براي اين صفحات و اين خط سود رساني و ياري رساني به رژيم و جريانهاي هم سو با رژيم است.
نوشته صالح كهندل شناخت اين جريانها و توجه به رعايت مرزبندي بين جبهه خلق و ضدخلق، جبهه انقلاب و ضد انقلاب و جبهه آزادي و ضد آزادي را به ما مي آموزد:
رژيم و جريانهاي همسو
اگر تابلو احزاب و جریانهای سیاسی ایران و منطقه را خوب مطالعه بکنیم آنوقت مشاهده میکنم تقریباً سرنوشت همه آنها به نوعی بر سرنوشت رژیم ولایت فقیه گره خورده است و در کل به دو جبهه موافقان رژیم که به هر قیمتی میخواهند آن را حفظ و مخالفان جدی که به هر قیمتی میخواهند سرنگون کنند، تقسیم میشود و موافقان با جریانهای همسو به شکلهای مختلف خود را نشان میدهند که به شرح زیر میباشد:
ا – دستگاه خلص ولایت مطلقه فقیه: این دستگاه متشکل از دو باند خامنهای و رفسنجانی میباشد که اگر یکی را مغز دستگاه تصور بکنیم دیگری قلب آن تعریف میشود. فکر کردن به اینکه کدام یک از بافتهای فوق برای دستگاه حیاتیتر است نشان از عدم شناخت آنها و نوع ارتباط آنها با دستگاه حاکم است. رابطه آن دو با هم مثل دو قلوهای چسبان میباشد که با هم متولد شده و با هم جهان را ترک خواهند کرد و از طرفی حکومت ولایتفقیه بدون تکتک آنها دوام ندارد به عبارت کلی باند خامنهای بهعلاوه باند رفسنجانی مساوی حکومت ولایت مطلقه.
2- احزاب و جریانهای بهاصطلاح اصلاحطلب (نهضت آزادی، جبهه ملی، مشارکت) این جریانهای فارغ از اینکه پشت چه چهرههای حقوق بشری مخفی شده یا جوایز شیادی از دست مماشاتگران غربی رژیم دریافت کردند، واقعیت تاریخی آنها اثبات کرده که با رژیم رابطه همیاری اجباری دارند و این بدان معنی میباشد که هر چند آنها به ظاهر خارج از هم تعریف شدند، حیات مستقل دارند ولی در عمل هر کدام برای ادامه حیات نیاز مبرم به یک دیگر دارند و به همین دلیل در هر شرایط سخت به کمک یک دیگر میشتابند و ضعیف شدن هر کدام باعث ضعف دیگری میشود و این داستان تا آخرین نفس ادامه دارد و جریانهای فوق تنها خط قرمز را گروههای برانداز میشناسند و به هیچ قیمتی به آنها نزدیک نمیشوند. اگر کسی غیر از این فکر میکند لطفاً بعد از 37سال که کشورمان توسط آخوندها ویران شده بفرمایند که رژیم باید دست به چه جنایتی دیگر بزند تا این قهرمانان ساختگی دنیای مماشات از آن خارج شوند؟ * همه ما سوار یک کشتی هستیم اگر سوراخ شود اصلاحطلب و اصول گرا باهم غرق میشویم (احمد خاتمی) اگر 99/9 امیدی برای ماندن رژیم نباشد من با تمام وجود برای اصلاح آن تلاش میکنم و با سرنگونی آن مخالفت میکنم. (احمد زید آبادی زندان موسوم به رجایی شهر سالن 12) ما دور رژیم خندقی حفر کردیم تا هرکس از رژیم جدا شد نگذاریم به صف براندازان نظام بپیوندد (خرم سخن گوی نهضت آزادی)
3- لابی ها و مماشاتگران: این طیف هم تقریباً سرنوشت مثل اصلاحطلبان دارد تنها با یک تفاوت ساده که در این خانواده همیاری بهصورت اجباری نیست بلکه بهصورت اختیاری میباشد و طرفین در هر شرایطی اگر احساس بکنند دیگر سودی به هم نمیرسانند از هم جدا میشوند. و چنانکه سالهاست دستگاه مماشات خوب تمام رسانههای خبری (بی.بی.سی و رادیو فردا و صدای آمریکا و… … ..) را در خدمت رژیم قرارداده بود حال که احساس میکنند دیگر از این رابطه سودی نمیبرند یکی از رسانههای مماشات (صدای آمریکا) را تعطیل میکند و تمام قهرمانانی که فقط برای مماشات با رژیم ساخته بودند را بهحال خود واگذار میکنتد.
4- جریانهای (حزبالله لبنان، انصارالله، سپاه بدر، رژیم بشار اسد، … .) این مجموعه تقریباً در قانون مندی طیف اول (خلص ولایتفقیه) قرار میگیرند، البته با کمی تفاوت همچنانکه قبلاً گفته شد باند رفسنجانی خامنهای در حکم قلب و مغز دستگاه ولایتفقیه عمل میکنند جریانهای فوق در حکم روده، معده، کلیههای ولایتفقیه عمل میکنند. با پوزش از فوتبالیستها اگر رژیم را به یک فوتبالیست تشبیه بکنیم، سرش باند رفسنجانی و خامنهای و پای راست سوریه و اسد و پای چپ عراق و مالکی و دستهایش یمن میباشد، حال تصور کنید این فوتبالیست با داده هر کدام از اعضای بدن خود بازی را چگونه پیش میبرد.
صالح کهندل زندان جهنمی گوهردشت کرج ۱۶/۳/۹۴.
#ايران #زنداني #سياسي #صالح- كهندل # گوهردشت # كرج #نوشته #جريان #هم سو #رژيم #مقاومت #خلق # انقلاب #آزادي #بگونه
رژيم و جريانهای همسو نوشته ای از زندانی سياسی، صالح كهندل
