در اوایل تیر ماه گذشته، منوچین وزیر خزانهداری آمریکا ضمن اعلام تحریم خامنهای ولیفقیه رژیم و دفتر و داراییهای او گفت: ظریف وزیر خارجهٔ رژیم نیز تحریم میشود؛ اما آمریکا تحریم ظریف را مسکوت گذاشت؛ گفته میشد که آن موقع ظریف در آستانهٔ سفر به آمریکا برای شرکت در بعضی اجلاسهای ملل متحد بود و صحبت از این بود که ظریف میخواهد از این فرصت استفاده کند و از طریق آمریکا یک راه دیپلماتیک باز کند.
همان زمان هم گفته میشد که آمریکا نمیخواهد با لیستگذاری ظریف، در حالی که رژیم ژست مذاکرهجویی گرفته، مارک ستیزهجویی بخورد. بنابراین میخواست به رژیم و به ظریف فرصت بدهد، یا به عبارت دیگر این یک تست بود. اما جواب این تست منفی از کار در آمد. آمریکا در پی سرنگون شدن یک پهپاد این کشور خامنه ای را تحریم کرد و اکنون پس از ربودن کشتی انگلیس از سوی سپاه پاسداران ظریف را تحریم نمود. سیاست آمریکا فشار حد اکثر به رژیم است که پای میز مذاکره برود و از او بخواهد رفتارش را تغییر دهد!
اما به نظر می رسد اکنون آمریکا پس از آزمودن همهٔ راهها با این رژیم، سرانجام و ناگزیر به واقعیت درباره این رژیم رسیده است که مذاکره با این رژیم هیچ فایدهیی ندارد. رژیم پوسیدهتر و شکنندهتر از آن است که بتواند پای میز مذاکره بیاید و قادر به بده بستان سیاسی باشد. بنابراین اگر حرف از مذاکره میزند، صرفاً فریبکاری و برای دفعالوقت است. و اگر روزی واقعاً پای مذاکره و مصالحه بیاید، آن روزی است که سرنگونی را در یک قدمی خود دیده است.
درست مانند جنگ با عراق که بعد از عقبنشینی عراق از خرمشهر و بیرون رفتن قوای عراقی از خاک ایران، صلح کاملاً در دسترس بود، اما خمینی به مدت ۶سال آن را صرفاً بهخاطر مطامع شیطانی خود و به قیمت ویرانی کشور و از بین رفتن جان و آوارگی میلیونها نفر ادامه داد و تنها هنگامی که سایهٔ ارتش آزادیبخش را بالای سر خودش دید و طنین شعار امروز مهران فردا تهران رزمندگان آزادی چارستون نظامش را به لرزه انداخت، حاضر به خوردن زهر آتشبس شد.
اکنون هم همان رژیم با همان ماهیت حاکم است. « مماشاتگران میخواهند قاطعیت در مقابل این رژیم را معادل جنگطلبی جلوه دهند، اما این یک فریب بزرگ است. هر گونه فرصت دادن به آخوندها فقط منجر به جریتر شدن آنها میشود. و راه آنها را باید بست».
