با هم سر صحبتی را باز می کنیم
در نیمه قطع می شود
می رویم که دیواری بسازیم
ما را نمی گذارند که تمامش کنیم
و آوازمان نیز قطع شده
همه چیز را افق به انجام می رساند
بر فراز چادر ها افواج ستارگان می گذرند
گاه خسته، گاه تلخکام،
با این همه مُطمئن به راهشان، به راهمان.
رُفقا، ما همه چیز را قسمت کردیم،
نان را، آب را، سیگار را، غم را و امید را؛
حال می توانیم زندگی کنیم یا که بمیریم ساده و زیبا بسیار زیبا
انگار که سحرگاهان دری را باز کنیم
و به آفتاب و به دنیا صبح بخیر بگوئیم…»
عسل محمدی – ۹۸/۶/۱۶ – اوین
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah
