من، بهعنوان یک زندانی سیاسی سابق که روزگاری دیوارهای سرد و سنگین زندان را تجربه کردهام، این روایت را با قلبی آکنده از درد و احترام برای مهدی حسنی مینویسم. او، مردی که در میان تاریکیهای سلولهای انفرادی و زیر سایه شوم حکم اعدام، با روحیهای شکستناپذیر و شوخطبعی بینظیرش، مشعلی از امید و مقاومت روشن نگه داشته است. این روایت، نهتنها قصهی استقامت مهدی، بلکه فریادی است برای عدالت، برای او و همهی آنهایی که در بند ظلم اسیرند اما روحشان آزاد است.
در گوشهای از زندان قزلحصار، جایی که دیوارها حکایتهای بیشمار درد و پایداری را در خود جای دادهاند، مهدی حسنی، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، با سه فرزند و چهرهای آرام اما استوار، زیر سایه سنگین حکم اعدام زندگی میکند. او با شوخطبعیاش، حتی در تاریکترین لحظات، نوری از امید میافشاند.
سلول انفرادی و نبرد با سکوت
مهدی ماهها در سلولهای انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین، تحت فشارهای شدید جسمی و روانی برای اعتراف اجباری محبوس بود. بدون دسترسی به خانواده یا وکیل، و با تهدید علیه عزیزانش، شکنجهها به گردن و زانوی او آسیب جدی رساند. در سلول یازدهمتری، گاهی تا هفت زندانی دیگر را جای میدادند؛ جایی که خواب، رویایی دستنیافتنی بود.
شب آتشسوزی: امیدی در دل هراس
در شب آتشسوزی اوین، دود غلیظ نفسها را تنگ کرده بود. نگرانی برای «اسدالله هادی»، زندانی ۷۰ ساله و بیمار که هنوز در قزلحصار است، همه را مضطرب کرده بود. اما مهدی با طنز همیشگیاش فریاد زد: «دیگه سردمون شده، آتیش زدن که گرم بشیم!» این شوخی، برای لحظهای، ترس ما را به خنده بدل کرد و نشان داد او حتی در وحشتناکترین شرایط، امید را زنده نگه میدارد.
نامههایی که نرسید
مهدی از فرزندانش میگفت: «پسر کوچکم میپرسد کی برمیگردی؟ میگویم وقتی ستارهها از آسمان پایین بیایند.» نامههایش، آمیخته با شعر و طنز، هرگز به دست خانوادهاش نرسید. حتی تماس تلفنیاش را هم قطع کردند. اما صدای مهدی را چگونه میتوان خاموش کرد؟
دادگاهی بیعدالت
در شهریور ۱۴۰۳، قاضی ایمان افشاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، با اتهامات بیاساس «بغی و محاربه»، حکم اعدام مهدی را صادر کرد. سه درخواست اعاده دادرسی او بدون بررسی در دیوان عالی رد شد. وکیلش، امین عادل، میگوید: «حتی اجازه مطالعه پرونده را به ما ندادند.»
انتقال به قزلحصار: پایانی نزدیک؟
در بهمن ۱۴۰۳، مهدی و همبندش بهروز احسانی به بهانه «درمان» به قزلحصار، محل اجرای احکام اعدام، منتقل شدند. با پیگیریهای مداوم و تلاشهای وکیل، درخواست اعاده دادرسی ثبت شد و آنها به بند زندانیان سیاسی منتقل شدند، اما این درخواست هم بدون بررسی رد شد. مهدی همچنان در بند ۴ قزلحصار محبوس است.
فریادهای جهانی، بیپاسخ
سازمان عفو بینالملل و ۲۲۲ کارشناس حقوق بشر خواستار توقف حکم اعدام شدند، اما جمهوری اسلامی بیاعتنا، بر اجرای حکم اصرار دارد؛ حکمی که از ابتدا پر از ایراد و خالی از مدرک معتبر بود.
و اما در پایان…
مهدی حسنی هنوز زنده است، شاید به لطف فشارهای جهانی، همبستگی آزادیخواهان و رسانههایی که صدایش را رساندند. با صدای بلند میگویم: حتی یک ساعت زندان برای مهدی ظلم است، چه برسد به حکم ناعادلانه اعدام که حتی تصورش دردناک است.
کامبیز نوروززاده، زندانی سیاسی سابق
