
پرتاب رب گوجه به بچه شاه در برلین
مارتین پاتسلت، سیاستمدار حزب دموکراتمسیحی (CDU) و متخصص امور ایران، در مقالهیی در سایت RND آلمان هشدار داد که نباید رضا پهلوی را بهعنوان چهرهای متحدکننده و مخالف تفرقه در ایران معرفی کرد، بلکه برعکس او منبع تفرقه است.
پاتسلت نوشت: «رضا پهلوی یک چهره متحدکننده نیست – برعکس، او منبع تفرقه است».
وی با اشاره به میراث رژیم شاه و بهویژه اقدامات پلیس مخفی ساواک تأکید کرد که این گذشته برای بسیاری از ایرانیان همچنان دردناک است و هر چهره دموکراتیک معتبر باید با این تاریخ روبهرو شود، نه اینکه آن را کماهمیت جلوه دهد یا به آن افتخار کند.
پاتسلت افزود که بسیاری از ایرانیان درخواستهای رضا پهلوی برای حملات نظامی خارجی علیه ایران را رد میکنند و اظهارات او درباره گروههای قومی ایران، بهویژه کردها، این نگرانیها را افزایش میدهد.
همچنین اظهارات پهلوی درباره تماس با سپاه پاسداران که اتحادیه اروپا آن را سازمان تروریستی میداند، مورد انتقاد قرار گرفته است.
نویسنده مقاله با اشاره به روایت حامیان پهلوی مبنی بر اینکه بازگشت به سلطنت تنها جایگزین رژیم فعلی است، آن را «دوگانه خطرناک و گمراهکننده» خواند و یادآوری کرد که ۴۷سال پیش، مردم ایران با انتخاب بین شاه و یک جایگزین مذهبی نامشخص مواجه شدند که به تأسیس رژیم کنونی کمک کرد.
پاتسلت به شعارهای اعتراضی سراسری ایرانیان، از جمله قیامهای ژانویه ۲۰۲۶ اشاره کرد که در آن مردم فریاد زدند: «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» و تأکید کرد که سیاستمداران آلمانی باید این رد صریح هر نوع دیکتاتوری را جدی بگیرند.
وی در پایان نوشت که آلمان باید به صدای ایرانیانی گوش دهد که از جمهوری دموکراتیک، کثرتگرایی، پاسخگویی و حاکمیت قانون حمایت میکنند.
گزارشهای رسانهها و جوامع کرد ایرانی در آلمان از اعتراضها به سفر بچه شاه

پرتاب رب گوجه به بچه شاه در برلین
فرانکفورتر روندشاو ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ با عنوان «اعتراضات علیه سفر پهلوی به برلین» نوشت: پسر شاه با سس گوجه فرنگی مورد حمله قرار گرفت. سفر او نیز با انتقادات شدیدی روبهرو شده است. پلیس در گزارش خود به پرتاب یک مایع قرمز رنگ به جانب وی اشاره کرد و متعاقباً مردی دستگیر شد.
این حادثه پس از آن رخ داد که پسر شاه سابق ایران که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، در کنفرانس مطبوعاتی فدرال حاضر شد. پلیس جزئیات بیشتری ارائه نکرد. مایع سس مانند روی شانه و گردن پهلوی قابل مشاهده بود.
فرانکفورتر روندشاو همچنین نوشت: پسر شاه در یک کنفرانس مطبوعاتی در برلین، دولت آلمان را بهدلیل امتناع از گفتگو با او بهشدت مورد انتقاد قرار داد. دولت آلمان تحت رهبری صدراعظم فریدریش مرتس همچنان از پهلوی فاصله دارد. بهگفته استفان کورنلیوس، سخنگوی دولت، هیچ دیداری با اعضای دولت، در برنامه نبوده است.
اشپیگل روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ نوشت: پسر شاه، که در تبعید در آمریکا زندگی میکند، خود را بهعنوان کاندیدای رهبر موقت در ایران معرفی کرده ولی او همچنان در میان اپوزیسیون ایران بسیار بحث برانگیز است و دلایل متعددی برای این امر وجود دارد. پهلوی از حملات اسراییل و آمریکا که بر جمعیت غیرنظامی نیز تأثیر گذاشته، حمایت میکند. همچنین پدرش با مشت آهنین بر کشور حکومت میکرد. او مخالفان را سرکوب و منتقدان را زندانی کرد و سرویس مخفی بدنام او (ساواک) به طرز وحشیانهای علیه مخالفان عمل کرد.
تاگس اشپیگل روز ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ در رابطه با سفر بچهٔ شاه به برلین نوشت: سیاستمداران حزب دموکراتمسیحی، سبزها و حزب چپ از رضا پهلوی فاصله گرفتند. فلور بادنبرگ گفت: پهلوی از نقض حقوقبشر توسط پدرش فاصله نگرفته و حزب چپ او را یک دموکرات معتبر» نمیداند.
بادنبرگ به تاگس اشپیگل گفت: «خانواده پهلوی نمایندهٔ یک سیستم استبدادی است که قبل از سال ۱۹۷۹ وجود داشته است. پدرش مخالفان سیاسی را مورد آزار و اذیت، شکنجه و قتل قرار داده بود. آزادی مطبوعات و قوه قضاییه مستقل وجود نداشت».
جانسو اوزدمیر، سخنگوی سیاست خارجی حزب چپ، دیدار برنامهریزی شده پهلوی را «بسیار مشکلساز» خواند. زیرا پهلوی خود را از میراث استبدادی دیکتاتوری شاه دور نمیکند و اخیراً با «اظهارات ضد کردی» توجهها را به خود جلب کرده است.
لوئیز آمتسبرگ، کارشناس سیاست خارجی حزب سبز، گفت ایرانیان بارها گفتهاند «که توسط هواداران پهلوی تهدید و آزار و اذیت میشوند».
مارتین پاتسلت، رئیس سابق کمیته حقوقبشر مجلس فدرال، در نامهیی سرگشاده به جولیا کلوکنر، رئیس مجلس فدرال، «نگرانی جدی» خود را از سفر پهلوی ابراز کرد. او گفت که فراهم کردن این بستر، خطر «مشروعیت بخشیدن به یک مدل سیاسی اقتدارگرا و تضعیف آرمانهای دموکراتیک واقعی مردم ایران» را به همراه دارد.
تاگس شاو نیز روز ۳ اردیبهشت نوشت: این سفری است که باعث ایجاد دوقطبی میشود. پسر شاه در برلین است اما دولت آلمان نمیخواهد با او ملاقات کند. بر اساس اظهارات استفان کورنلیوس، سخنگوی دولت، هیچگونه ملاقاتی با مقامات دولتی در برنامه نیست. این سفر از چندین طرف مورد انتقاد قرار گرفته است. چندین سیاستمدار از حزب دموکراتمسیحی، سوسیال مسیحی، حزب چپ و حزب سبزها از پسر شاه فاصله گرفتند و خاطرنشان کردند، خانوادهٔ پهلوی نماینده یک سیستم اقتدارگرا متعلق به قبل از سال ۱۹۷۹ است. پدرش مخالفان سیاسی را مورد آزار و اذیت، شکنجه و قتل قرار میداد و آزادی مطبوعات و قوه قضاییه مستقل وجود نداشت.
دی ولت نیز در روز ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ نوشت: پسر شاه صبح پنجشنبه کنفرانس مطبوعاتی داشت، اما هیچ ملاقاتی با مقامات دولت آلمان برای او برنامهریزی نشده است. پهلوی بعد از کنفرانس مطبوعاتی در خیابان با سس گوجه فرنگی مورد حمله قرار گرفت.
پهلوی بهدلیل حمایتش از جنگ که بر جمعیت غیرنظامی تأثیر گذاشت، با انتقاد بخشهایی از جامعه ایران روبهرو شد. پدرش با مشت آهنین بر کشور حکومت میکرد، مخالفان سرکوب میشدند، منتقدان زندانی میشدند و یک سرویس مخفی بدنام به طرز وحشیانهای علیه مخالفان عمل میکرد.
جوامع کرد ایرانی در آلمان نیز در روز ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ در حساب ایکس خود نوشتند: پسر آخرین شاه ایران برای مذاکره در برلین است. سلطنت پدرش نماد موارد زیر است:
– سرکوب – آزار و اذیت سیاسی – فقدان مشروعیت دموکراتیک.
این نماد گذشته امروز نیز همچنان تأثیر خود را دارد، بهویژه برای کردها. این سفر سؤالات سیاسی را مطرح میکند. ما صریحاً از این واقعیت که هیچ دیدار رسمی با دولت آلمان برنامهریزی نشده، استقبال میکنیم. این یک سیگنال سیاسی مهم است، زیرا پهلوی کاندیدای مورد اجماع اپوزیسیون نیست. نتیجه این دیدار نباید به مشروعیت یا تأیید سلطنت منجر شود. همبستگی دولت آلمان باید منحصراً شامل مردمی در ایران باشد که برای آزادی، حقوقبشر و حق تعیین سرنوشت مبارزه میکنند.
