
فرانسیشکو آسیش
سخنرانی فرانسیشکو آسیش، هماهنگکننده حقوقبشر در گروه سوسیالیستها و دمکراتهای پارلمان اروپا و نماینده باسابقه پرتغال، در کنفرانس پارلمان اروپا به تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، یک کالبدشکافی سیاسی دقیق از وضعیت فعلی رژیم ایران و ضرورت بهرسمیت شناختن یک جایگزین دموکراتیک است.
دیدگاه آسیش از این جهت حائز اهمیت است که از قلب جریان چپ و میانه-چپ اروپا برمیخیزد؛ جریانی که او خود با صراحتی کمنظیر از سکوتش در برابر جنایات رژیم انتقاد میکند. این یادداشت به بررسی ابعاد مختلف این سخنرانی و ضرورت راهبردی تغییر رویکرد اروپا در قبال ایران میپردازد.
فرهنگ مرگ در برابر کرامت انسانی
آسیش سخنان خود را با ادای احترام به دهها هزار زن و مردی آغاز میکند که در دهههای گذشته قربانی استبداد مذهبی شدهاند. او با استفاده از تعبیر تکاندهنده «فرهنگ مرگ»، ماهیت وجودی رژیم حاکم را هدف قرار میدهد. او در بخشی از سخنان خود میگوید:
«ما در این پارلمان تمام تلاش خود را به کار بستهایم تا محکومیت صریح این اعدامهای هولناک و «فرهنگ مرگی» را که ویژگی بارز این رژیم است، تضمین کنیم».
«فرهنگ مرگ» توصیفی از یک استراتژی بقا است. رژیمی که با اعدام جوانان ۱۸ تا ۳۰ساله در پی قیامهای اخیر، سعی در ایجاد رعب و وحشت دارد، در واقع با مردم خود وارد وضعیت جنگی شده است. آسیش با ستایش از «شجاعت تقریباً باورنکردنی» این جوانان، تأکید میکند که تقابل اصلی در ایران، تقابل میان یک رژیم ضدبشری و ملتی است که کرامت خود را بازیافته است.
انتقاد از سکوت چپ اروپا و ضرورت مسئولیتپذیری جهانی
یکی از نقاط عطف سخنان آسیش، انتقاد وی از همفکران سیاسیاش در اروپا است. او به درستی تشخیص میدهد که سکوت در برابر نقض فاحش حقوقبشر در ایران، بهمعنای چراغ سبز نشان دادن به دیکتاتوری است.
«من بهعنوان فردی از جناح چپ و میانه-چپ، از سکوت سنگین چپ اروپا در برابر این تراژدی واقعی انسانی متأسفم».
این نقد بیانگر لزوم بازنگری در سیاستهای بینالمللی است. از نظر آسیش، رژیم ایران از درگیریهای منطقهیی و سایه جنگ بهعنوان یک «سپر» استفاده میکند تا جنایات داخلی خود را پنهان کند. او هشدار میدهد که رژیم در شرایط جنگی، خود را در نقش قربانی جا میزند تا با قطع اینترنت و در مصونیت کامل، به «جنگ علیه مردم خود» ادامه دهد.
عامل اثرگذار: مردم و مقاومت سازمانیافته
آسیش با نگاهی واقعبینانه به وضعیت سیاسی، بر این باور است که بمباران یا دخالتهای نظامی خارجی نمیتوانند راهگشای صلح و دموکراسی در ایران باشند. او بر این نکته کلیدی پای میفشارد که تنها نیروی محرک تغییر، مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها هستند. وی در جملهای راهبردی خاطرنشان میکند:
«حملات هوایی نمیتوانند رژیم را سرنگون کنند، اما مقاومت ایران میتواند. هیچ سطحی از بمباران نمیتواند جایگزین این نیرو در صحنه، یعنی نیروی مردم ایران شود».
این تحلیل، پاسخ صریحی به کسانی است که بهدنبال میانبرهای نظامی برای حل بحران ایران هستند. آسیش تأکید میکند که قدرت واقعی در «همافزایی میان اعتراضات تودهای، واحدهای مقاومت و رزمندگان سازمان مجاهدین خلق» نهفته است؛ چرا که رژیم بر اساس تجربه تاریخی خود، این پیوند را تنها تهدید موجودیتی برای بقای خود میبیند.
رد آلترناتیوهای مصنوعی و احترام به حاکمیت مردم
یکی از درخشانترین بخشهای سخنرانی این سیاستمدار پرتغالی، مرزبندی روشن میان دموکراسیخواهی واقعی و تلاش برای بازگشت به استبداد گذشته است. او هشدار میدهد که اروپا نباید تحت تأثیر لابیهایی قرار بگیرد که بهدنبال احیای سلطنت و وارثان ساواک هستند. وی با قاطعیت میگوید:
«وظیفه اروپا بههیچوجه تسلیم شدن در برابر فشارهایی نیست که هدفشان ترویج وارثان سلطنت پیش از سال ۱۹۷۹ است؛ سلطنتی که با سرکوب توسط پلیس مخفی مخوف (ساواک)، اعدامها، شکنجه و انحلال احزاب سیاسی شناخته میشد».
از منظر آسیش، انتخاب نوع حکومت و حاکمان آینده ایران، حق مردم ایران از طریق «انتخابات آزاد» است. او حمایت از شورای ملی مقاومت ایران را نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک ضرورت عقلانی میداند؛ زیرا این سازمان هدف اصلی سرکوب رژیم بوده و به تبع آن، «محتملترین جایگزین و سازمانی با بیشترین شانس برای سرنگونی ملایان» است.
راهحل سوم: پارادایم صلح و آزادی
فرانسیشکو آسیش با ارجاع به مواضع بلندمدت خانم مریم رجوی، از مفهوم «راهحل سوم» حمایت میکند. این راهکار که از سال ۲۰۰۴ مطرح شده، مسیری متفاوت از مماشات (که به رژیم فرصت بقا میدهد) و جنگ خارجی (که به زیرساختهای کشور آسیب میزند) است.
«خانم مریم رجوی علناً اعلام کردند که راهحل ایران نه جنگ خارجی است و نه سیاست مماشات، بلکه «راهحل سوم» است: تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران و مقاومت آنها».
آسیش با اشاره به استقبال مقاومت از آتشبس در درگیریهای منطقهای، ثابت میکند که برخلاف تبلیغات رژیم، این مقاومت است که خواهان پایان خونریزی و هموار شدن راه آزادی است.
پیشنهادات عملی برای اتحادیه اروپا
آسیش معتقد است که هر گونه توافق با تهران باید مشروط به بهبود وضعیت حقوقبشر باشد. اقدامات پیشنهادی او شامل موارد زیر است:
تعطیلی سفارتخانهها: اخراج دیپلمات-تروریستهایی که از مصونیت دیپلماتیک برای سرکوب فراملی استفاده میکنند.
بهرسمیت شناختن حق مقاومت: تأکید بر حق مردم ایران و واحدهای مقاومت برای حفاظت از خود در برابر سرکوب.
حمایت از طرح ۱۰مادهای: آسیش این طرح را که توسط مریم رجوی ارائه شده، «تنها راه معتبر به سوی ۳هدف اساسی یعنی صلح، آزادی و دموکراسی» توصیف میکند.
در یککلام پیام فرانسیشکو آسیش این است: زمان آن فرا رسیده که اتحادیه اروپا از سیاستهای شکستخورده گذشته عبور کند و با ایستادن در کنار مقاومت ایران، به جای سرمایهگذاری بر روی یک رژیم در حال سقوط، بر روی آینده دموکراتیک ایران سرمایهگذاری کند. این تنها راه تضمین ثبات در منطقه و پایان دادن به دههها رنج و خونریزی است.
اینفوگرافی راهحل ایران؛ سخنرانی مریم رجوی در پارلمان اروپا

کنفرانس در پارلمان اروپا
یکی از جبهههای فعالیت بیتوقف مقاومت ایران، تورهای پیاپیِ سیاسی ــ دیپلماتیک پیرامون ارائهی تضاد اصلی بر سر راه آزادی و دموکراسی در ایران و معرفیِ راهحل عبور از فصل تیرهناک دیکتاتوری و تمامیتخواهی است. مقاومت ایران در این تورهای افشاگرانه و روشنگرانه، مخاطبان جهانیِ سیاست در ایران را به فاصله گرفتن هرچه بیشتر از کانون تروریسم و بحرانسازی علیه جامعهی جهانی دعوت نموده است.
در ادامهی این کنشهای مستمر که منجر به شکلگیریِ جبههیی جهانی علیه فاشیسم مذهبیِ حاکم بر ایران شده است، روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، کنفرانس «اقدام عملی برای توقف اعدامها» با حضور خانم مریم رجوی و نمایندگان و شخصیتهای اروپایی در پارلمان اروپا برگزار شد. تمرکز سخنرانیهای این نشست بر وضعیت فوقبحرانیِ حقوقبشر در ایران، خاصه موج اعدامها از ۱۰فروردین تا کنون بود.
پاسخ به انتظارهای بنیادین در یک نظم اینفوگرافیک
یک ویژگیِ بارز و برجستهی این کنفرانس سیاسی ــ بینالمللی، ارائهی چندین محور از راهحل پاسخ به بحران ایران در سخنرانی خانم مریم رجوی است. بررسی این سخنرانی، ما را به اینفوگرافی راهحل ایران ارجاع میکند؛ چرا که پیوند داشتن و انسجام محورهای این سخنرانی، تصویری یکپارچه از پاسخها و انتظارهای بنیادین برای عبور همیشگی از دیکتاتوری در ایران را در معرض مخاطبان جهانی قرار میدهد. اهمیت پرداختن به این محورها از آنجا ناشی میشود که رهایی ایران از دیکتاتوری، نیازمند قطع مماشات جهای با آن و حمایت از مطالبات مردم و مقاومت ایران است.
بررسیِ اینفوگرافیک سخنرانی خانم مریم رجوی، مخاطب را به جامعیت همهجانبهی پاسخ بنیادین به بحران مزمن ایران راهنمایی مینماید.
خروج از «گره منطقه و جهان»
در محور نخست سخنرانی، ایران بهعنوان «گره منطقه و جهان» معرفی میشود؛ گرهی که باید با حمایت جهانی از حق مبارزه و قیام مردم ایران، باز شود:
«در شرایط خطیر کنونی، صلح و امنیت در منطقه و جهان به وضعیت ایران گره خورده است. اگر اروپا میخواهد در برقراری صلح و دموکراسی در خاورمیانه تأثیرگذار باشد، باید هرگونه مماشات با رژیم را کنار بگذارد و در کنار مقاومت سازمانیافته برای برقراری یک جمهوری دموکراتیک در ایران بایستد.»
معیار پایان هرگونه مماشات
محور دوم، تأکید بر ماهیت تغییرناپذیر این رژیم بهعنوان اصلی ثابت است که طرفهای جهانی باید آن را معیار پایان هرگونه مماشات تلقی نمایند:
«رژیم ولایت فقیه با پسر خامنهای، بهرغم هر مانوری از برنامهی بمبسازی اتمی و گروههای نیابتی دست برنمیدارد و حیاتش به سرکوب وحشیانهی مردم وابسته است. حرف ما این است که توقف اعدامها در ایران بهعنوان خواست تمام مردم ایران باید در هر توافق بینالمللی گنجانده شود. سکوت رهبران اتحادیه اروپا و دولتهای عضو، غیرقابل توجیه است و من امروز میخواهم مجدداً به سکوت در برابر این اعدامها اعتراض کنم.»
شرط مهم رابطه با حاکمیت متکی بر اعدام
بستن راه تنفس سیاسی ــ بینالمللیِ حاکمیت آخوندی برای قطع پشتیبانی از افسارگسیختگیِ سرکوب و جنایت، محور سوم سخنرانی و تعیینکنندهی کیفیت رابطه با این حاکمیت است:
«رژیم حاکم که در دیماه گذشته با یک قیام سراسری مواجه شد، در موقعیت سرنگونی قرار دارد و هیچگاه به اندازه امروز لرزان، ضعیف و آسیبپذیر نبوده است. آخوندها با استفاده از شرایط جنگی، به اعدامهای بیوقفه رو آوردهاند تا راه قیامها را ببندند. امروز زندانیان سیاسی با تهدید کشتار مواجهند. روابط با رژیم را به توقف اعدام زندانیان سیاسی و کشتار معترضان مشروط کنید.»
پاسخ بنیادین به یک فاجعه
محور چهارم، ترسیم یک «فاجعه» و تصویر از تخریبهای نهادینهشده توسط ملایان و از طرفی ارائهی پاسخ بنیادین به این «فاجعه» با تکیه بر «مردم ایران» و «مقاومت سازمانیافته» است:
«رژیم آخوندی ایران را به فاجعه کشانده است. پاسخ این رژیم مماشات یا جنگ خارجی نیست. این رژیم خشم جامعه ایران و مقاومت سازمانیافته را تهدید موجودیت خود میداند نه جنگ خارجی را. بهقول مسعود رجوی مواجهه و رویارویی با این رژیم، کار مردم ایران، جوانان شورشگر، شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی است.»
عوامل همسو و خدمتگزار اتاق فکر نظام
روشنگری دربارهی بندبازیهای اتاق فکر نظام ملایان با عروسکهای صحنهگردان خدمتگزار آن در فضای سیاسی ایران، محور پنجم این طرح اینفوگرافیک در تشریح عوامل مؤثر بر بحران ایران و راه حل آن است:
«رژیم آخوندی هیچگاه بقایای رژیم شاه را تهدید موجودیت خود نمیبیند و نظریهپردازانش میگویند بقایای شاه، به بقای رژیم کمک میکنند.»
جبههی نجات ایران از تسلسل خودکامگی
راه نجات ایران، یک جبههی سیاسیِ فراگیر از نیروهای دموکراتیک با شاخص نفی شیخ و شاه است. روند حوادث سیاسی از قیامها گرفته تا بروز جنگ خارجی، گواهی میدهند که این جبهه میتواند ایرانزمین را از تنگنای تسلسل دیکتاتوری و خودکامگی نجات دهد. این جبهه میتواند پیرامون یک کانون و محور بازآمده از مبارزه و تجربهی طولانی در ۴۷سال گذشته گرد آید. حمایت از آن، دربرگیرندهی جامعیت همهی محورهای راه حل ایران است:
«دولت موقت اعلام شده توسط شورای ملی مقاومت را بهرسمیت بشناسید.»
