پیام روشن شورشگران در روز جهانی کارگر

پیام روشن شورشگران در روز جهانی کارگر

هم‌زمان با روز جهانی کارگر، جوانان و کارگران معترض در شهرهای مختلف ایران با پراتیک‌های انقلابی، پاسخی روشن به نظام ضدکارگری آخوندی دادند؛ پاسخی که از تهران تا کرج، از رشت و ساری و کرمانشاه تا بندرعباس و طبس و از خرم‌آباد و بروجرد و دورود تا مرودشت، یک پیام مشترک داشت: «برای دفاع از خود و حقوق زحمتکشان و رسیدن به صلح و آزادی باید مسلح شوید».

این صدا در شرایطی به‌گوش می‌رسد که کارگران در ایران، بیش از هر زمان، تحت شدیدترین فشارهای معیشتی قرار گرفته‌اند. رژیم ولایت‌فقیه، با سیاست‌های ضدکارگری و جنگ‌افروزانه، نه فقط سرمایه‌های ملی که نان و جان مردم و کارگران را فدای پروژه اتمی و موشکی، در خدمت بقای نظامش کرده است.

در چنین شرایطی‌ست که می‌بینیم جوانان دلیر میهن در نقاط مختلف تهران، کرمانشاه و بندرعباس با برافراشتن پوسترهایی از خانم مریم رجوی و شعارهای انقلابی، پیام روز کارگر را به خیابان‌ها بردند:

  • ‌کارگران و زحمتکشان دست در دست ارتش بزرگ آزادی استبداد دینی را به زیر می‌کشند
  • حقوق زحمتکشان ایران بدون تغییر رژیم ولایت فقیه امکانپذیر نیست
  • ‌کارگران و زحمتکشان از دل و جان خواستان تغییر و سرنگونی هستند

جوانان و کارگران دلیر در شهرهای رشت، بروجرد، ساری و مرودشت با نصب تراکت و برافراشتن پلاکاردهای پارچه‌یی در دیوارها، اماکن و معابر عمومی شهر پیام کارگران را با شعارهای «فریاد هر کارگر، مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» و «کارگران، محرومان، مجاهدین یارتان، حامی‌پیکارتان» به نمایش گذاشتند.

در کرج و طبس طنین شعار «سرنگون باد رژیم ضدکارگری ولایت فقیه ـ درود بر رجوی» در خیابان پیچید و در دورود شعار «زحمت‌کشان مسلح شوید ـ مجاهدین یارتان حامی پیکارتان» با امضای واحد ۱۰۱ ارتش آزادی‌بخش ملی ایران ـ دورود لرستان ۱۴۰۵ توجهات را به خود جلب کرد.

درخشش این پوسترها و شعارها در روز جهانی کارگر در شهرهای ایران نشان می‌دهد که اعتراض کارگران در ایران تنها به مخالفت با قوانین ضدکارگری  محدود نمی‌شود؛ بلکه اعتراض به ساختاری است که حیات و هستی کارگران را مصادره کرده است.

در همین رابطه در بخشی از پیام رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت به‌مناسبت روز جهانی کارگر آمده است: «ادامهٔ این روزگار تباه و تاریک دیگر قابل‌تحمل نیست. چاره کار برپایی انقلاب برای یک جمهوری دموکراتیک با نفی هر گونه دیکتاتوری اعم از مذهبی یا دیکتاتوری سلطنتی و یک نظم تازه بر اساس عدالت و کرامت انسانی است. در این شرایط اسارت‌بار که حاکمیت ولایت فقیه، اختناق، اعدام، گرانی‌، بی‌خانمانی، جنگ و غارت هر روز زندگی کارگران را در هم می‌کوبد، راه رهایی در صلح و آزادی است».

چهار دهه روایت تلخ کارگران ایران از روز جهانی‌شان

چهار دهه روایت تلخ کارگران ایران از روز جهانی‌شان

چهار دهه روایت تلخ کارگران ایران از روز جهانی‌شان

آیا روز جهانی کارگر برای کارگران ایران، روز بزرگداشت شأن و منزلت کارگران است؟ آیا کارگران ایران عید جهانی کارگر را با شادمانیِ ملی و در کنار یکدیگر برگزار می‌کنند؟

 واقعیت‌های تلخ به‌طور خاص در بیش از چهار دهه‌ی گذشته گواهی و پاسخ می‌دهند که روز جهانی کارگر برای کارگر ایرانی یک فرصت نادر برای بیان خشم نسبت به استثمار شدن کلان، فغان نسبت به بیداد مایحتاج زندگی و ‌فریاد مطالبات اولیة صنفی و حیاتی‌اش می‌باشد.

روز جهانی کارگر برای کارگر ایرانی روز به‌یاد آوردن عمیق‌ترین و تلخ‌ترین فاصلهٔ طبقاتی در تاریخ ایران است. ایرانی اشغال شده که حکم‌رانان مذهبی و ولاییِ آن حاصل تمام مصادر سرمایه، منابع تولید و مواد معدنی را از دسترسی کارگران و عموم اقشار اجتماعی خارج کرده و در تیول خود گرفته‌اند.

برای کارگران ایران دیگر تمام روزهای سال، روزهای شتاب گرفتن گرانی و دامنه‌دارتر شدن هیبت فقر و روزهای پررنج و بی‌چشم‌انداز شده‌اند. روزهایی که چرخه‌ی زندگی برای کارگران، مزدبگیران، کارمندان، معلمان، زنان سرپرست خانواده و طیف زحمتکشان ایران بدل به هیولایی شده است! کارگران ایران بعد از ۴۷سال، هنوز اتحادیه و سندیکای مستقل و نماینده و سخنگو ندارند!

 آخوندهای سلطه‌گر و تمام‌خواه، زندگی و معیشت را به آن‌جا رسانده‌اند که در اردیبهشت ۱۴۰۵، یک دلار برابر است با یک میلیون‌ و هشتصد و پنجاه هزار ریال ایران! با این وضعیت، کارگران و زحمتکشان و مزدبگیران ــ و البته همه‌ی اقشار ــ باید بخش عمده‌یی از زندگی را  به صف‌های طولانی برای تهیه‌ی نان، دارو، تدارکات و احتیاجات اولیه‌ اختصاص دهند. تازه، حقوق یک ماه‌شان تا نیمه‌ی ماه هم کفاف نمی‌دهد: «نماینده‌ی کارگران در شورای عالی کار اعلام کرد که هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری در سال جاری به حدود ۴۰ تا ۴۵میلیون تومان در ماه رسیده، در حالی که حداقل دریافتی کارگران حدود  ۱۵میلیون تومان است. برای جبران این فاصله، حداقل دستمزد باید به حدود ۳۱میلیون تومان برسد.»[۱]

این وضعیت برای کارگران روزمزد هم فاجعه‌بارتر است: «حقوق کارگر ۱۴۰۵ که روزمزد کار می‌کند، مطابق مصوبه شورای عالی کار، برای ۸ساعت کار روزانه ۵٬۵۴۱٬۸۵۰ ریال تعیین شد.»[۲]

مطالبات کارگران ایران در سال ۱۴۰۵ هیچ فرقی با مطالبات دهه‌های گذشته  نکرده است و هنوز دنبال تأمین نیازهای کف حقوقی و صنفی هستند: «ممنوعیت کار کودکان و فراهم آوردن امکان تحصیل رایگان برای آنان، برقراری بالاترین سطح استانداردهای ایمنی در محیط های کارگری، رفع قوانین تبعیض‌آمیز برای زنان و کارگران مهاجر از مطالبات جامعه کارگران است.»[۳]

در این میان، استثمار و رنج «طاقت‌فرسای شرایط کار زنان کارگر» از دهه‌های گذشته بسابیشتر شده است و زنان مجبور به کار در کوره‌پزخانه‌ها هم شده‌اند: «کارگران زن ایرانی ارزان‌ترین نیروی کار کشور توصیف می‌شوند. وضعیت اشتغال زنان بدتر از مردان است و در عین حال از حمایت‌های قانونی، حقوق و مزایای کمتری برخوردار هستند. وضعیت زنان کارگر در کارگاه‌های کوچک به‌مراتب بدتر است. نیمی از کارگران در کوره پزخانه‌ها را زنان تشکیل می دهند که در شرایط طاقت‌فرسا کار می‌کنند.»[۴]

بیکاری کارگران ایران از یک‌طرف و استخدام کارگران اتباع خارجی با حقوق کم‌تر، موجب تشدید بحران کار و کارگر، بحران مسکن و تشدید فقر و مهاجرت شده است. این بحران تا شهریور ۱۴۰۴ لاینحل باقی مانده و هنوز تعیین تکلیف نشده است: «محمدحسین مصباح، کارشناس اقتصادی: در شهرک صنعتی عباس‌آباد تقریباً اکثر کارخانه‌ها نیمه‌تعطیل بودند. دلیل اصلی آن، نبود کارگر است. همه‌جا آگهی استخدام زده شده، اما نیروی کاری پیدا نمی‌شود…ایرج رهبر، رئیس کانون انبوه‌سازان تهران تأکید کرد که بیش از ۵۰درصد کارگران ساختمانی در پایتخت از اتباع افغان بودند و با خروج آن‌ها، بسیاری از پروژه‌های عمرانی دچار اختلال شده‌اند.»[۵]

در یک‌ سال گذشته که مشکلات معیشتی و کمبود حقوق، گریبان زندگی کارگران را دائماً فشرده است، از طرفی جسم و جان کارگران هم قربانی فقدان امنیت و ایمنیِ شغلی شده است. بسیاری از این موارد را رسانه‌های حکومتی هم گزارش نمی‌کنند: «در ۱۲ماه اخیر (۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ تا ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵)، دست‌کم ۵۸۶تن از کارگران در حوادث کار جان خود را از دست دادند. نهادهای مستقل نیز تعداد ۳۰۲مورد جان باختن کارگران را که در اظهار نظر مسئولین مورد اشاره قرار نگرفته بود، جمع‌آوری و بروزرسانی کردند. به‌دلیل عدم شفافیت نهادهای متولی و مسئولین در امر اطلاع‌رسانی، عمدة موارد مرتبط با حوادث کار به رسانه‌ها راه پیدا نمی‌کند.»[۶]

یکی از مبانی اعتراضات مستمر و گسترده‌ی کارگران ایران در یک سال گذشته، مقابله با خصوصی‌سازیِ کارخانه‌ها و شرکت‌های دولتی بوده است. کارگزاران امنیتی و اطلاعاتیِ حاکمیت آخوندی برای مقابله با این اعتراضات مسالمت‌آمیز، اقدام به کم کردن دستمزدها و حتی دستگیری و زندانی و محکومیت کارگران به‌نفع کارفرمایان و چپاول‌گران حکومتی نموده‌اند. با این‌حال تداوم اعتراضات، تجمعات و اعتصابات کارگری، گویای برتریِ اراده‌ی کارگران در مصاف با سرکوب‌گران بوده است: «در یک سال گذشته در مجموع ‎۶۸۲ تجمع کارگری، ‎۶۹۱ تجمع صنفی، ۳۸۳ اعتصاب کارگری و ‎۳۹ اعتصاب صنفی به وقوع پیوسته است.»]۷]  

با همه‌ی این احوال، راه حل جنبش کارگری ایران صرفاً صنفی نیست و از این طریق به مطلوب تاریخیِ خود نخواهند رسید. علت واضح است: حقوق و سرنوشت کارگران با سرنوشت آزادی، برابری و حقوق بشر و نفی دیکتاتوری ولایت فقیهی در ایران‌زمین پیوندی ناگسستنی دارد.

پی‌نوشت:

[۱] خبرگزاری هرانا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، نگاهی آماری به وضعیت کارگران در یک سال اخیر ۱۴۰۵-۱۴۰۴.

[۲] سایت خبر آنلاین، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵.

[۳] خبرگزاری هرانا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

[۴] همان.

[۵] سایت عصر ایران، ۳ شهریور ۱۴۰۴.

[۶] خبرگزاری هرانا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

[۷] همان.