
وقتی تخت شکنجه شاه، گهوارهٔ آخوندها شد!
در دنیای سیاست، هیچچیز رسواتر از آن نیست که یک «آلترناتیو آزمایشگاهی» بخواهد با رتوشِ جنایات گذشته، خود را ناجی آینده معرفی کند. این روزها که بقایای استبداد شاهی با دلارهای کلان سعی دارند ویترینی فریبنده از «دموکراسیخواهی» بسازند، مقاله افشاگرانه روزنامهٔ معتبر سوئدی «داگنز نیهیتر»، همچون پتکی بر شیشهٔ این رویاهای پوشالی فرود آمد.
واقعیت این است که پروژه بازگشت به گذشته، پیش از آن که آغاز شود، در پیشگاه تاریخ شکستخورده است؛ چرا که نمیتوان با نفیِ رنجِ میلیونها انسان، بنای آزادی ساخت.
این روزنامه با کالبدشکافی دقیق دوران شاه، دست روی زخمی میگذارد که بچهاش با وقاحت از آن فرار میکند. نویسنده به درستی اشاره میکند که: «ماندن در آیندهیی خیالی آسانتر از روبهرو شدن با تاریخی است که دیده و ثبت شده است». اما تاریخ، داغِ باطلِ خود را بر پیشانی این فرارِ رو به جلو زده است.
بر اساس اسناد انکارناپذیر عفو بینالملل، روشهای شکنجه در عصرِ شاه شامل «شلاق، ضربوشتم، شوک الکتریکی، کشیدن ناخنها و دندانها و بستن زندانیان به فلز داغشده» بود. تراژدیِ» اصغر بدیعزادگان» که او را «تا حدی بر روی صفحه فلزی سوزاندند که قسمت پایین بدنش فلج شد»، تنها گوشهیی از کارنامهٔ سیاهی است که ثابت میکند چرا جامعهٔ ایران بهدنبال راهی بیبازگشت از هر دو نوع دیکتاتوری است.
نکتهٔ مهم و کلیدی این گزارش اما پیوند انداموار دو نظام موروثی شیخ و شاه است. این مقاله به صراحت مینویسد: «روشهای سرکوبگرانه شاه پس از انقلاب به حکومت آخوندها به ارث رسید… شاه از این نظر آموزگار حکومت آخوندی بود».
این همان واقعیتی که سالها بارها بر آن تأکید کردهایم؛ خمینی «ولیعهد واقعی شاه»
نتیجهٔ این مقاله این است که ظهور ارتجاع و استبداد مذهبی نه یک پدیدهٔ اتفاقی، که مولود مستقیمِ خفقانی بود که شاه بنا کرد. طبق تحلیل این رسانه، «همین خشونت و خودکامگی به انقلابی انجامید که بعداً توسط خمینی مصادره شد» و این دقیقاً همان «مسئولیت بسیار سنگینی» است که بر دوش خاندان پهلوی سنگینی میکند.
به عبارت دیگر، خمینی و خامنهای، نوزادان ناخلفی هستند که در گهوارهٔ شاه پرورش یافتند؛ گهوارهیی که از تختهای فلزی شکنجه و سلولهای انفرادی ساخته شده بود و امروز فرار بچهٔ شاه از پاسخگویی به جنایات پدرش، تصادفی یا ناشی از «خستگی» شخصی نیست؛ اعتراف به این حقیقت است که او هیچ برنامهیی جز بازسازی همان دستگاه شکنجه و ساواک «آریامهری» را ندارد. همان دستگاه و نظامی که روزگاری آموزگارِ جلادان کنونی بود.
