۱۴۰۵/۲/۳۱
گزارش تکاندهنده نتبلاکس از سقوط اتصال شبکه به ۱ درصد / نابودی یک میلیون شغل و قطع ارتباط بازرگانان با بازارهای بینالمللی در پی خفقان سه ماهه دیجیتال
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در ارزیابی بیسابقهای از ابعاد سانسور در رژیم ایران اعلام کرد که این کشور برای نزدیک به سه ماه متوالی، درگیر طولانیترین و شدیدترین قطع اینترنت در تاریخ مدرن جهان بوده است. این خاموشی گسترده که به تایید نهادهای ناظر بینالمللی عملاً ظرفیت شبکه را به مرز صفر رسانده، زیرساختهای تجاری را متلاشی کرده، بیش از یک میلیون نفر را به آمار بیکاران افزوده و تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان اقتصاد دیجیتال کشور فرود آورده است.
گزارش رسمی نتبلاکس: سقوط ظرفیت اتصال اینترنت ایران به ۱ درصد
ایران برای نزدیک به سه ماه متوالی درگیر طولانیترین و شدیدترین قطع اینترنت تاریخ مدرن است که بحران اقتصادی عمیق کشور را تشدید کرده و میلیونها شغل را تهدید میکند.
طبق گزارش موسسه بینالمللی نتبلاکس، اتصال اینترنت در ایران اکنون تنها ۱ تا ۲ درصد ظرفیت عادی است، در حالی که پیش از اعتراضات، این شاخص بین ۹۰ تا ۱۰۰ درصد قرار داشت. آلپ توکر، بنیانگذار نتبلاکس، این خاموشی بیسابقه را «شدیدترین مورد از نظر گستردگی و مدت زمان» در کل تاریخ پیدایش شبکه جهانی اینترنت اعلام کرده است.
پیامدهای ویرانگر اقتصادی؛ نابودی بهرهوری و شکست رکورد تورم
تحلیل وال استریت ژورنال نشان میدهد که انسداد شبکه، اثرات زنجیرهای مخربی بر معیشت تودههای مردم و شاخصهای کلان اقتصادی بر جای گذاشته است:
- بحران اشتغال در لایههای جامعه: پیامدهای اقتصادی قطع اینترنت در ایران، ویرانگر بوده است. هزاران کسبوکار به طور کامل بسته شده، بازرگانان ارتباط حیاتی خود را با شرکای خارجی از دست دادهاند و بیش از یک میلیون نفر صراحتاً بیکار شدهاند.
- سقوط ارزش پول ملی: همزمان با این انسداد، قیمت مواد غذایی به صورت سرسامآور افزایش یافته و ارزش ریال به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است.
- تهدید معیشت ۱۰ میلیون شهروند: حدود ۱۰ میلیون شغل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به اقتصاد دیجیتال وابسته است و محدودیتهای اعمالشده، بهرهوری، اعتماد سرمایهگذاران و نابرابری اجتماعی را به شدت افزایش داده است.
بحران در زندگی روزمره؛ توقف کامل پروژههای فناوری و هوش مصنوعی
دایره این خاموشی تنها به شرکتهای تجاری محدود نشده و تمام ابعاد زیست شهری و تخصصی شهروندان را فلج کرده است.
بنبست در خدمات عمومی و تخصصی
شهروندان عادی نیز در سختی شدید بهسر میبرند؛ از امکان اطلاعرسانی ساده به خانوادهها گرفته تا دسترسی به پروندههای پزشکی در بیمارستانها و حتی بهروزرسانی نرمافزار خودروها مختل شده است. در سطح تخصصی نیز، بسیاری از برنامهنویسان و توسعهدهندگان به طور کامل بیکار شده و تمامی پروژههای کلان فناوری و هوش مصنوعی در کشور به حالت تعلیق و توقف درآمده است.
غارت تتمهٔ جیب مردم تحت عنوان جنگ خارجی و شرایط جنگی

غارت تتمهٔ جیب مردم تحت عنوان جنگ خارجی
بحران اقتصادی چشمگیر و تورم لجامگسیختهای که امروز گلوی جامعه ایران را میفشارد، نه یک اتفاق تصادفی است و نه محصول تنشهای نظامی منطقهای؛ بلکه بازتابی از یک استراتژی سازمانیافته برای بقای سیاسی از طریق تاراج سفره مردم است. در حالی که بوقهای تبلیغاتی حاکمیت مدام تلاش میکنند فروپاشی ارزش پول ملی را به گردن عوامل بیرونی و جنگ خارجی بیندازند، تحلیلگران اقتصادی و حتی کارشناسان همین نظام نیز بر آن اذعان دارند که ریشه اصلی این فلاکت در اتاقهای فکر خود حکومت قرار دارد.
فاشیسم دینی حاکم بر ایران سالهاست که از بحرانهای خودساخته بینالمللی بهعنوان پوششی برای اجرای خشنترین سیاستهای ضدمردمی استفاده میکند. در همین رابطه، حسین راغفر، کارشناس مسائل اقتصادی، با رد ادعاهای رژیم مبنی بر نقش محوری جنگ در تورم اخیر میگوید:
«تأثیر جنگ در تورم به این زودی خود را نشان نمیدهد چرا که واقعیت این است که تمام مراکزی که آسیب دیدند ذخایر کالا دارند و تورم پیش رو به نظر انتظارات ناشی از جنگ و آسیبهایی که به برخی ذخایر و انبارهای کالا وارد شده است تا بازیابی شوند و به عرصه تولید برگردند. به نظر میرسد آثار جنگ، سهم کوچکی در افزایش تورم دارد». [۱]
این اظهارات اعترافی به این واقعیت است که حاکمیت با سوءاستفاده از فضای روانی جنگ، عامدانه به گرانیها دامن زده است تا بار ناتوانی و کسری بودجه مفرط خود را بر دوش شهروندان بیندازد.
سیاست شوکدرمانی؛ غارت در وقت اضافه
این نظام برای تأمین هزینههای جنگافروزانه و ماشین سرکوب خود به سیاستهای جنایتکارانهای روی آورده که در ادبیات اقتصادی بهعنوان «شوکدرمانی» شناخته میشود. این حاکمیت ضدایرانی بلافاصله پس از فروکش کردن درگیریهای نظامی، به جای بازسازی و حمایت از مردم، دست در جیب ملت کرد.
راغفر با افشای این تاکتیک ضدانسانی رژیم تأکید میکند:
«تورم کنونی عمدتاً محصول سیاستهای عمومی و اقداماتی است که از جمله ناجوانمردانهترین روشهای مواجهه با مردم بهشمار میرود. این سیاستها در اغلب مواقع، فجایع بسیار بزرگی را در این کشور رقم زده است، تا جایی که عملاً کشور را با بحرانهای اجتماعی و سیاسی عمیق روبهرو کرده و جمعاً بهدنبال اصلاحات سیاسی و اجتماعی هستند». [۲]
نمود عینی این سیاست غارت، جهش ناگهانی قیمت حاملهای انرژی و ارز پس از پایان درگیریها بود. حاکمیت که برای بقای خود نیازمند نقدینگی فوری است، قیمت دلار را به شکل دستوری به اعدادی نجومی هدایت کرد. راغفر در تشریح این بازی ارثی حاکمان میافزاید:
«متأسفانه شاهدیم که دولت، پس از جنگ ۱۲ روزه، اقدام به افزایش قیمت بنزین و حاملهای انرژی کرد و در ادامه، افزایش شدید قیمت ارز را رقم زد که از اصلیترین عوامل تورم و نارضایتیها بود. نتیجه آن هم اعتراضهای مردمی در شانزدهم دیماه و وقایع بسیار تأسفبرانگیز ۱۸ و ۱۹ دیماه بود». [۳]
وی با اشاره به نوسانات ساختگی بازار ارز فاش میسازد:
«در شروع تجاوز ۱۲ روزه، قیمت دلار ۹۲ هزار تومان بود و در روز چهارم به ۸۳ هزار تومان کاهش یافت. اما از آن زمان تاکنون، قیمت ارز بیش از ۲ برابر شده است». [۴]
این دستکاری عریان در نرخ بازار، گواهی است بر اینکه رژیم خود بزرگترین دلال و نفعبرانگیز از سقوط ریال است. حکومت از یکسو جامعه را در بهت و هراس جنگ نگه میدارد و از سوی دیگر معیشت اساتید، کارگران و حقوقبگیران را به گروگان میگیرد. بهگفته راغفر:
«از جمله دیگر مصادیق بیاخلاقی در سیاستهای دولت، گروگان گرفتن حقوق اساتید دانشگاه به بهانه نداشتن پول بود. این اقدامات مصداق سیاستهای شوکدرمانی است؛ سیاستهایی که در شرایط عادی امکان اجرا ندارند، اما در شرایطی اجرا میشوند که جامعه دچار شوک جنگ یا مصائب اجتماعی است و توجه و ذهن مردم به مسائل دیگر معطوف میشود. در این خلأ، سیاستهایی که پذیرفتنی نیست، اعمال میشود». [۵]
سقوط بیسابقه پول ملی و کارنامه سیاه حاکمیت
حاکمیت ضدایرانی ولایت فقیه اکنون رکورددار نابودی ارزشهای ملی در تاریخ معاصر شده است. انهدام ارزش ریال نه یک پدیده اقتصادی ناشی از تحریم، بلکه تصمیم آگاهانه کلانساختار قدرت برای سرپوش گذاشتن بر ورشکستگی مطلق مالیاش است.
راغفر انحصار رژیم بر بازار ارز و کارنامه فاجعهبار دولت فعلی را اینگونه تصویر میکند:
«نکته دیگر اینکه افزایش قیمت ارز کلاً در اختیار دولت است و هیچ دولتی تاکنون این حجم از شوک ارزی را به کشور وارد نکرده که دولت چهاردهم وارد کرد. این دولت نرخ ارز را در حالی تحویل گرفت که دلار ۴۸ هزار تومان بود و اکنون این عدد به نزدیک ۱۹۰ هزار تومان رسیده است. در هیچ جای دنیا در این بازه زمانی، پول ملی تا این اندازه سقوط ارزش را تجربه نکرده است». [۶]
رسیدن دلار از ۴۸ هزار تومان به مرز ۱۹۰ هزار تومان در مدتی کوتاه، بهمعنای نابودی بیش از ۷ درصد از قدرت خرید مردم بهصورت روزانه و هفتگی است. این سطح از بیارزشسازی تعمدی پول ملی، در واقع اعلام جنگ آشکار علیه زیست انسانی جامعه ایران است.
فروپاشی اجتماعی؛ بهای بقای دیکتاتوری
پیامدهای این نگاه غارتگرانه، تنها به ارقام و نمودارهای اقتصادی محدود نمیشود. آنچه رژیم برای تأمین کسری بودجه و تداوم هزینههای ایدئولوژیک و نظامی امنیتی خود انجام میدهد، بهطور مستقیم در حال نابود کردن بافت اجتماعی ایران است. فقر مطلق، فروپاشی طبقه متوسط و ایجاد بحرانهای روانی و اخلاقی عمیق، دستاورد مستقیم اصرار بر بقای این ساختار است.
راغفر با اشاره به ارتباط تصمیمات اقتصادی با فجایع مدنی و انسانی میگوید: «سقوط ارزش پول ملی در طول این سالها، بهویژه پس از جنگ ۸ ساله، توسط دولتها تحمیل شده، چون آسانترین روش برای تأمین کسری بودجه بوده است. اما پیامدهای گستردهیی از جمله آسیبهای اجتماعی مانند زنان خیابانی، خودکشی، افسردگی و مهاجرتهای گسترده را برای جامعه به همراه دارد». [۷]
او در نهایت مسئولیت این چرخه ساختاری بازتولید فقر را متوجه کل سیستم دانسته و اعتراف میکند:
«همه اینها عملاً اشکال مختلف همان آسیبهایی هستند که از تصمیمات اقتصادی نادرست ناشی شدهاند و مسئول اصلی آنها نیز همه دولتها بودهاند و البته دولت فعلی نیز همان مسیر را ادامه میدهد». [۸]
استراتژی تخریب معیشت مردم برای پیشگیری از سقوط
واقعیت صحنه ایران امروز عریانتر از هر زمان است: فاشیسم دینی برای فرار از ورشکستگی و تعویق سقوط خود، استراتژی تخریب معیشت مردم و سیاست شوکدرمانی را برگزیده است. تجربه قیام دی ۱۴۰۴ نشان داد که جامعه به این درک رسیده است که ریشه اصلی تورم، فقر، و فلاکت اجتماعی، در ذات سیاستگذاریهای کلان این حاکمیت ضدایرانی نهفته است. پیوند زدن بحرانهای معیشتی به سیاست خارجی، جز فریب افکار عمومی نیست؛ راهکار رهایی از این ابربحرانها، نه اصلاحات درونساختاری، بلکه برچیده شدن بستر سیاسی است که این بازتولید سیستماتیک غارت را ممکن ساخته است.
پانوشت:
۱. حسین راغفر، «دلیل اصلی گرانی، سیاستگذاری داخلی است»، گفتگو با خبرگزاریهای مهر و خبرآنلاین، بازنشر در خبرآنلاین، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، شناسه مطلب: ۲۰-۰۲-۱۴۰۵.
۲. همان.
۳. همان.
۴. همان.
۵. همان.
۶. همان.
۷. همان.
۸. همان.
