کشیده شدن مردم بیشتری به زیر خط فقر

کشیده شدن مردم بیشتری به زیر خط فقر

اقتصاد اشغال‌شده‌ٔ ایران وارد فاز جدیدی از بحران شده است؛ فازی که دیگر با مسکن‌های موقتی یا دستکاری‌های پولی قابل درمان نیست. هشدارهای همزمان کارشناسان اقتصادی چشم‌اندازی را ترسیم می‌کند که در آن فقر مطلق، بیکاری مزمن و سقوط درآمدهای کلیدی، معیشت مردم را به‌شدت تهدید می‌کند. در این یادداشت به برخی از آنها می‌پردازیم.

به گزارش دنیای اقتصاد (۲ خرداد ۱۴۰۵) در همایش دنیای‌ اقتصاد در ۳۱ اردیبهشت، ۴ اقتصاددان و پژوهشگر حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری اجتماعی به بررسی وضعیت بازار کار، فقر، سرمایه‌گذاری و آینده رفاه خانوار در ایران پرداخته‌اند.

در این همایش حجت میرزایی، عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی، با ترسیم افق پیش‌رو تحلیلی تکان‌دهنده ارائه می‌دهد. پیش‌بینی می‌شود رشد اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۵ بین منفی ۸.۸ تا منفی ۱۰ درصد باشد» [۱]. این پیش‌بینی به‌معنای انقباض شدید اقتصاد، تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی و کاهش شدید بودجه‌های عمرانی و رفاهی دولتی در سال جاری است.

نکته حائز اهمیت این‌که اقتصاددان فوق به‌رغم این‌که پیش‌بینی‌های نگران‌کننده خود را ضمن عطف توجه به سقوط صادرات نفتی و محاصره دریایی بیان کرده اما بر این نکته تأکید کرده که این فروپاشی، محصول جنگ اخیر نیست، بلکه جنگ به‌عنوان یک کاتالیزور، روندهای مخرب گذشته را تشدید کرده است. در همین راستا، غلامرضا کشاورز حداد، استاد دانشگاه صنعتی شریف، بر این باور است که ریشه‌های بحران عمیق‌تر از تنش‌های نظامی اخیر است. وی در این نشست تأکید کرده است: «حتی بدون وقوع جنگ نیز اقتصاد ایران در وضعیت بحرانی قرار داشت» [۲]. این امر نشان می‌دهد که ناکارآمدی‌های ساختاری، پیش از این نیز اقتصاد را به لبه پرتگاه کشانده بودند.

گسترش فقر مطلق و پدیده «شاغلان فقیر»

تبعات مادی این انقباض اقتصادی، به‌طور مستقیم بر معیشت طبقه‌های ضعیف و متوسط جامعه فرود آمده است. پیش‌بینی‌های آماری درباره گسترش فقر در ماه‌های آینده وحشتناک است. میرزایی در بخش دیگری از سخنان خود هشدار می‌دهد که «بین ۳.۵ تا ۴.۵ میلیون نفر دیگر در سال جاری به جمعیت فقیر ایران افزوده خواهند شد و شمار افراد زیر خط فقر ممکن است از ۴۰ میلیون نفر عبور کند» [۳]. عبور جمعیت زیر خط فقر از مرز ۴۰ میلیون نفر، به‌معنای گرفتار شدن بیش از نیمی از جمعیت کشور در تله فقر مطلق و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زیستی است.

ابعاد این فاجعه زمانی پیچیده‌تر می‌شود که بدانیم حتی داشتن شغل نیز دیگر تضمینی برای فرار از فقر نیست. کوثر یوسفی، عضو هیأت علمی مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، با دست گذاشتن بر یک دگرگونی ساختاری در بازار کار ایران، به گسترش پدیده «شاغلان فقیر» اشاره کرده و می‌گوید: «بخش بزرگی از مردم با وجود داشتن شغل هم‌چنان زیر خط فقر زندگی می‌کنند» [۴]. این پدیده بیانگر آن است که نرخ تورم و هزینه‌های زندگی به قدری از سطح دستمزدها پیشی گرفته که کار مولد نیز رمق اقتصادی جامعه را احیا نمی‌کند.

انسداد بازار کار و بیکاری طولانی‌مدت

در کنار فقر، مسأله بیکاری و راکد شدن بازار کار پس از یک دوره کوتاه‌مدت بهبود، بحران را دوچندان کرده است. حسین رجب‌پور، رئیس مؤسسه پژوهشی صبا، با ارائه آمار ناامید کننده از اشتغال‌زایی می‌گوید: «در سال ۱۴۰۳ تنها ۵۷ هزار شغل در ایران ایجاد شده است» [۵]. ایجاد تنها ۵۷ هزار شغل در سال برای کشوری با میلیون‌ها فارغ‌التحصیل و جویای کار، به‌معنای انباشت سرمایه انسانی بیکار و ناامید است.

علاوه بر این، طول دوره بیکاری در ایران به شکلی فرسایشی افزایش یافته است. کوثر یوسفی با مقایسه وضعیت ایران با استانداردهای جهانی می‌افزاید: «برخلاف کشورهای پیشرفته که متوسط دوره بیکاری در آنها ۳ تا ۴ ماه است، در ایران بیکاری‌های ۳ تا ۴ ساله نیز مشاهده می‌شود» [۶].

تلاقی تورم افسارگسیخته، بیکاری مزمن و سقوط درآمدها، سرعت تبدیل بحران اقتصادی به خشم انفجاری جامعه را شتاب بخشیده و نهادهای امنیتی را به صدور هشدارهای مختلف سوق داده است. این هشدارها بیانگر هراس حاکمیت از پتانسیل بالای خشم عمومی است.

پانوشت‌: 

[۱]: حجت میرزایی، نقل شده از روزنامه دنیای اقتصادی. «اثر جنگ بر بازار کار» – ۷ خرداد ۱۴۰۵.

[۲]: غلامرضا کشاورز حداد، نقل شده در همان.

[۳]: میرزایی، همان.

[۴]: کوثر یوسفی، نقل شده در همان.

[۵]: حسین رجب‌پور، نقل شده در همان.

[۶]: یوسفی، همان.

[۷]: گزارش تحلیلی وضعیت امنیتی، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، ۶ خرداد ۱۴۰۵.