
کشمکش درون نظام بر سر اینترنت
در ادامه کشمکشهای درونی رژیم بر سر اینترنت، رسانهٔ حکومتی خبرآنلاین درباره شکایت اعضای شورای عالی فضای مجازی رژیم از ستاد ساماندهی فضای مجازی تحت ریاست عارف نوشت: شکایت ۴ عضو شورای عالی فضای مجازی از ستاد تازهتأسیس دولت نهتنها کلاف بازگشایی اینترنت را سردرگم کرده و مشخص نیست که نتیجه آن چه خواهد شد، بلکه شبیه یک انتقامگیری و تسویهحساب سیاسی در شرایط حساس جامعه شده است.
گلزاری دبیر شورای اطلاعرسانی کابینه پزشکیان در واکنش به اعتراض باند رقیب نوشت: ماجرای بازگشت اینترنت بینالملل تصمیم آسانی نبود؛ مخالف داشت، فشار داشت، هیاهو داشت، هشدار داشت اما دولت در نهایت تصمیم گرفت و پای تصمیمش ایستاد. وقتی اینترنت محدود میشود، بخشی از زندگی روزمره مردم وارد حالت تعلیق میشود و این همان نقطهای بود که تداوم قطع اینترنت را تبدیل به یک نارضایتی عمومی میکرد.
سخنگوی پزشکیان نیز نوشت: محدودیتهای اعمال شده ماههای اخیر ناشی از تهدیدات امنیتی، تجاوز دشمن و اقتضائات ناشی از آن بود. بنا بر قانون اساسی هیچ وضعیت استثنایی نمیتواند به رویهای دائمی تبدیل شود.
روزنامه حکومتی شرق نوشت: استمرار وضعیت فوقالعاده قطع اینترنت بدون ضرورت، نهتنها کمکی به امنیت نمیکند، بلکه خود میتواند منشأ بحرانهای جدید اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی شود. امنیت زمانی معنا و دوام پیدا میکند که شهروندان نیز احساس کنند حقوق، معیشت، ارتباطات و آینده آنان در معادلات تصمیمگیری دیده میشود.
روزنامه حکومتی اعتماد نوشت: شنیدهها از درون نشست ستاد ساماندهی فضای مجازی حاکی از آن است که عارف، در این نشست با ادبیاتی صریح و کنایهآمیز خطاب به کسانی که همواره سادهترین راه (یعنی بستن) را انتخاب میکنند، کنایه زد که «بهخاطر تخلف یک راننده، نباید کلیت یک اتوبان را مسدود کرد.
بنبست ساختاری نظام ولایت فقیه در برابر اراده تغییر

عکس از آرشیو
جامعه ایران در سالهای اخیر یکی از پرفراز و نشیبترین دورههای سیاسی خود را تجربه میکند. در پس رویدادهای جاری، تقابلی بنیادین میان یک حاکمیت گرفتار در بنبستهای ساختاری و تودههای مردم خواهان تغییر بنیادین در جریان است. حاکمیت، راهبرد بقای خود را بر دو ستون اصلی استوار کرده است: ایجاد هیاهو و مداخله در بحرانهای منطقهیی و تشدید بیسابقه سرکوب در داخل. با این حال، تحلیل رفتارهای اخیر دستگاه امنیتی و قضایی نشان میدهد که این اقدامات، نه از موضع قدرت، بلکه ناشی از هراسی عمیق نسبت به پتانسیل انفجاری جامعه و خطر سرنگونی است.
تلاش برای مهار کانونهای بحران
نگاهی به آمارها و اخبار رسمی و غیررسمی ماههای گذشته، پرده از یک استراتژی خشن برمیدارد. دستگاه قضایی حاکمیت، موازات با چالشهای منطقهای، روند اجرای احکام اعدام را علیه زندانیان سیاسی و معترضان بهشدت شتاب بخشیده است. اعدام دهها تن از جوانان به اتهام شرکت در قیامها، تقابل با نیروهای سپاه پاسداران و عضویت در شبکههای فعال مخالفت داخلی (از جمله مجاهدین و کانونهای شورشی)، بیانگر تلاش تعمدی برای ایجاد فضای رعب و وحشت است.
اعتراف صریح فرماندهان نیروی انتظامی به بازداشت هزاران نفر (حدود ۶۵۰۰ نفر) در بازه زمانی اخیر و تفکیک صدها تن از آنان بهعنوان افراد مرتبط با جریانهای سازمانیافته برانداز، بیشازپیش عمق نگرانی امنیتی نظام را آشکار میسازد. حاکمیت میکوشد با برجسته کردن تهدیدهای خارجی و درگیریهای منطقهای، واقعیت عینی آمادگی جامعه برای قیام را پنهان کند. اما واقعیت میدان، فراتر از این هیاهوهاست؛ ساختار کانونهای شورشی و هستههای اعتراضی در شهرهای مختلف، بهرغم ضربات امنیتی، همچنان بهعنوان بازوی اجرایی تدارک قیام عمل میکنند و حاکمیت هیچ راهحل ریشهیی برای حل ابر بحرانهای محرک این اعتراضات ندارد.
چالش جریانهای موازی و آلترناتیوهای گذشتهگرا
در سوی دیگر این فضای دوقطبی، جبهه مخالفت نیز با چالشهای نظری و ساختاری مواجه است. همزمان با غلیان پتانسیل انقلابی در کف خیابانها، بقایای جریان وابسته به دیکتاتوری پیشین (سلطنت پهلوی) تلاش میکنند تا با بازتعریف خود، مسیر تحولات را به سمت گذشته سوق دهند. دفاع عریان برخی از این محافل از رفتارهای خشن دوران گذشته و حتی بازسازی صوری نهادهای بدنامی چون «ساواک»، نوعی زنگ خطر را برای نیروهای دموکراتیک به صدا در درآورده است.
این دست فعالیتها، آگاهانه یا ناآگاهانه، بهعنوان یک مانع و منحرفکننده در برابر قیامهای ضددیکتاتوری عمل میکنند. حاکمیت فعلی نیز از ظهور این رویکردهای گذشتهگرا استقبال میکند تا به جامعه اینگونه القا کند که بدیل (آلترناتیو) وضعیت موجود، بازگشت به یک استبداد فردی دیگر است. با این حال، پویایی جامعه ایران نشان داده است که وزن اجتماعی این جریانها توانایی همگامی با مطالبات نوین نسل جوان را ندارد.
نه به وضعیت موجود، نه بازگشت به گذشته
بزرگترین خطای محاسباتی تحلیلگران وابسته به قدرت، نادیده گرفتن بلوغ سیاسی جامعه ایران است. تودههای مردم، بهویژه نسلهای دهههای هفتاد، هشتاد و نود، به یک آگاهی تاریخی دست یافتهاند که در شعارها و بیانیههای میدانی آنها متبلور است. جامعه ایران امروز بهوضوح اعلام کرده است که نه وضع استبدادی کنونی را برمیتابد و نه تمایلی به بازگشت به عقب و احیای مدلهای حکومتی منسوخ دارد.
این پارادایم فکری، پویایی خود را از نفی هر گونه اقتدارگرایی میگیرد. مردم ایران هزینههای سنگینی برای عبور از نظامهای فردمحور و ایدئولوژیک پرداختهاند و اکنون در پی بنای سازهای نوین هستند که حقوق بنیادین انسان را پاس بدارد.
تدارک برای یک جمهوری دموکراتیک و مدرن
حرکت عمومی جامعه ایران، ورای تمام سرکوبها و انحرافات سیاسی، به سمت یک هدف مشخص و برگشتناپذیر است: برپایی یک جمهوری دموکراتیک، مستقل و پیشرو. مؤلفههای اصلی این افق سیاسی که در وجدان جمعی معترضان شکل گرفته، شامل سه محور اساسی است:
جدایی دین از دولت (سکولاریسم) بهعنوان نقطه پایانی بر استبداد مذهبی و تضمین آزادی عقیده و مذهب برای تمامی شهروندان، بهطوری که نهاد دین دیگر ابزار سرکوب سیاسی نباشد.
برابری کامل زن و مرد و لغو تمامی قوانین تبعیضآمیز جنسیتی و بهرسمیت شناختن رهبری و مشارکت فعال زنان در تمامی عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی (همانگونه که در پیشتازی زنان در قیامهای اخیر مشهود بود).
حق تعیین سرنوشت و خودمختاری ملیتها با پایان دادن به ستم نظاممند مرکزگرایانه و بهرسمیت شناختن حقوق فرهنگی و اداره امور داخلی ملیتهای مختلف ایرانی در چارچوب تمامیت ارضی کشور.
بنبست استراتژیک حاکمیت
رژیم حاکم در یک بنبست استراتژیک گرفتار شده است؛ افزایش اعدامها و دستگیریها شاید بتواند زمان سقوط را کمی به تأخیر بیندازد، اما نمیتواند موتور محرک قیام یعنی «خواست تغییر» را خاموش کند. از سوی دیگر، تلاش برای زنده کردن مردگان سیاسی گذشته نیز اسیر فضای نوگرای جامعه خواهد شد. ایران امروز در حال زایمانی دردناک ولی مبارک است؛ زایمان جامعهیی که عزم خود را جزم کرده تا از خاکستر استبداد، یک جمهوری دموکراتیک و برابرخواه بنا کند. آینده ایران نه در دستان اتاقهای فکر سرکوب است و نه در گذشتههای دور، بلکه در گامهای استوار کانونهای شورشی و جوانانی است که در کف خیابانها تاریخ فردا را مینویسند.
اکسیوس: ترامپ خواستار تغییر متن تفاهمنامه با رژیم ایران شده است

دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا
وبسایت اکسیوس بامداد یکشنبه ۱۰ خرداد گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آخرین نشست خود با مشاوران ارشدش درباره مذاکرات با رژیم ایران، خواستار اعمال تغییراتی در متن تفاهمنامه پیشنهادی با تهران شده است.
بر اساس این گزارش، انتظار میرود تفاهمنامه میان واشنگتن و رژیم ایران بهزودی نهایی شود، اما ترامپ خواسته است برخی موارد که از نظر او اهمیت بیشتری دارد، در متن توافق تقویت شود. اکسیوس بهطور مشخص به موضوع اورانیوم غنیشده رژیم ایران اشاره کرده است.
جلسه ترامپ با مشاوران ارشدش روز جمعه برگزار شد. این نشست که قرار بود بهگفته ترامپ نتیجه چند هفته مذاکرات را مشخص کند، پس از بیش از دو ساعت بدون اعلام نتیجه پایان یافت.
پیشتر روزنامه نیویورک تایمز نیز بامداد شنبه ۹ خرداد بهنقل از یک مقام ارشد دولت آمریکا که نامش فاش نشده بود، گزارش داد که ترامپ در این جلسه به تصمیم نهایی درباره تفاهمنامه با رژیم ایران نرسیده است.
گزارشهای اخیر رسانههای آمریکایی نشان میدهد که با وجود ادامه مذاکرات، هنوز اختلافاتی بر سر برخی بندهای کلیدی توافق از جمله موضوع برنامه هستهیی رژیم ایران وجود دارد.
