
حضور فعال دختران مجاهد خلق در تجمعات و تظاهرات علیه حجاب اجباری
نقش و جایگاه زنان در تحولات سیاسی و اجتماعی ۴ دههٔ گذشته در ایران، پدیدهای منحصر بهفرد و تاریخساز است.
تنها چند هفته از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در بهمن ۱۳۵۷، حاکمیت انحصارطلب مذهبی، اولین نشانههای ماهیت واپسگرای خود را با هجوم به حقوق زنان عیان کرد. ملغی کردن قوانین حمایت از خانواده، ممنوعیت زنان از قضاوت و در نهایت صدور فتوای حجاب اجباری، زنجیرهای از اقداماتی بود که برای منزوی کردن زنان طراحی شد. در همین روزها بود که گلههای چماقدار با شعار وحشیانهٔ «یا روسری یا توسری» خیابانها را قرق کردند و تیغکشی و اسیدپاشی علیه زنان آزاده آغاز شد.
در این میان، دختران دانشآموز و دانشجوی هوادار مجاهدین (که بعد بدنه اصلی میلیشیا را تشکیل دادند)، سد استواری در برابر این موج انحصارطلبی شدند. سازمان مجاهدین با صدور بیانیهای رسمی در اسفند ۵۷، قاطعانه هر گونه تحمیل جبری حجاب بر زنان را نامعقول و نامقبول اعلام کرد.
دختران میلیشیا با اتکا به تفکر پیشروی خود، به خیابانها آمدند و در حالیکه خود به حجاب اعتقاد داشتند، سینه خود را در برابر چماقداران سپر کردند تا از حق آزادی انتخاب دیگر زنان دفاع کنند. این ایستادگی سترگ، ماهیت زنستیز ارتجاع حاکم را کاملاً برملا کرد.
تظاهرات تاریخی ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰؛ تجلی قدرت مادران و زنان
هر چه به خرداد ۱۳۶۰ نزدیکتر میشدیم، ماشین سرکوب حکومتی سرعت بیشتری میگرفت و روزی نبود که دهها تن از جوانان و میلیشیا در شهرهای مختلف مجروح یا ترور نشوند. در این فضای ملتهب و پلیسی، زنان دست به ابتکاری شگفتانگیز زدند که پایههای نظام را بهلرزه درآورد.
در روز ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰، تظاهرات عظیم و بینظیر «مادران شهدا و اسیران مجاهد» در تهران برگزار شد. در این راهپیمایی، نزدیک به ۲۰۰ هزار تن از زنان و مادران شجاع به خیابانها آمدند تا به سیاستهای سرکوبگرانه، ترور خیابانی جوانان و بازداشتهای غیرقانونی اعتراض کنند.
حضور این تودهٔ عظیم از زنان، آنهم در شرایطی که فضای رعب و وحشت حاکم بود، یک ضربهٔ کاری به مشروعیت نظام ارتجاعی حاکم بود. مادران نشان دادند که نیروی سازمانیافتهٔ زنان میتواند تعادلقوا در خیابان را بهنفع آزادی تغییر دهد. این حرکت شکوهمند، زمینهساز و پیشدرآمد حضور چندصد هزار نفری مردم در تظاهرات مسالمتآمیز ۳۰ خرداد گردید.
عصر ۳۰ خرداد؛ نقش زنان در شکلدهی و پیشبرد تظاهرات
ساعت ۴ بعدازظهر شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تهران شاهد یکی از بزرگترین تجمعات اعتراضآمیز تاریخ خود بود. در میان آن جمعیت نیممیلیونی، دختران میلیشیا نقشی محوری در سازماندهی صفوف، هدایت شعارها و زنجیر کردن دستها برای حفاظت از حریم تظاهرات داشتند.
هنگامی که به دستور خمینی، سپاه پاسداران به روی تظاهرات مسالمتآمیز آتش گشود و چماقداران با دشنه و تبر بهجان مردم افتادند، دختران نوجوان و جوان میلیشیا شجاعتی بینظیر از خود نشان دادند. آنها نه تنها فرار نکردند، بلکه با ساختن دیوارهای انسانی، تلاش کردند از دیگر معترضان محافظت کنند.
دوران پس از ۳۰ خرداد؛ حماسه مقاومت آرمانی در شکنجهگاهها
تراژدی هولناک و در عینحال حماسی نقش زنان، از فردای ۳۰ خرداد در راهروهای اوین، قزلحصار و گوهردشت رقم خورد. صدها تن از دختران دانشآموز و دانشجویی که در تظاهرات ۳۰ خرداد و روزهای بعد دستگیر شده بودند، به دادگاههای چند دقیقهای اسدالله لاجوردی و محمدیگیلانی برده شدند.
بسیاری از این دختران نوجوان، با روحیههای بالا و مقاومتی درسآموز، حتی از گفتن نام خود به بازجویان امتناع کردند تا خانوادههایشان آسیب نبینند. پاسخ سیستم، تیرباران شتابزدهٔ آنان تحت عنوان «مجهولالهویه» بود. چاپ تصاویر چهرههای معصوم این دختران در روزنامههای کیهان و اطلاعات آن روزها، که از اولیاء آنها میخواستند با شناسنامه برای تحویل جسد مراجعه کنند، سندی فراموشنشدنی از مظلومیت یک نسل و وحشت حاکمیت از مقاومت زنان بود.
درون بندها و اتاقهای شکنجه نیز، زنان حماسهای دیگر آفریدند. در برابر فشارهای طاقتفرسای توابسازی، سلولهای انفرادی و شکنجههای وحشیانه، حلقهٔ پایداری زنان نه تنها شکسته نشد، بلکه آنان به سمبلهای تسلیمناپذیری تبدیل شدند. مقاومت آنان در زندان، امتداد همان روحیهای بود که در بهار آزادی آموخته بودند.
پیام ۳۰ خرداد برای زنان امروز
نسلکشی و سرکوب عریانی که از پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آغاز شد، تلاشی بود برای به زانو درآوردن نسلی پیشرو که زنان در قلب آن میتپیدند. ۳۰ خرداد نقطهای بود که در آن، زنان ایرانی پرچم مبارزه با آپارتاید جنسیتی و استبداد مذهبی را به دوش گرفتند.
مبارزه و نبردی که در ادامه مسیر خود، به شکستن همه سدهای تفکر مردسالار با پیشتازی مریم رجوی در کسوت انقلاب درونی مجاهدین به قله رهایی دست یافت تا آنجا که امروزه مقاومت ایران و در کانون آن سازمان مجاهدین خلق ایران تحت هژمونی و رهبری این زنان رها به کابوس فاشیسم زنستیز حاکم بر ایران تبدیل شدهاند.
اگر امروز در قیامهای معاصر ایران، جهان با شگفتی، پیشتازی و شجاعت زنان ایرانی را در کف خیابانها نظاره میکند، ریشههای عمیق این آگاهی و جسارت را باید در خونهای پاک دختران بینام و نشان و ایستادگی مادران در بهار سال ۱۳۶۰ و ایستادگی و رزم زنان مجاهد در مسیر رهایی جستجو کرد.
پیام ۳۰ خرداد برای زنان امروز این است: حقوق و آزادیها هرگز گدایی نمیشوند، بلکه با حداکثر فدا و پرداخت بها باز پس گرفته خواهند شد؛ درسی که نامهای بیشمار زنان سر موضع سال ۶۰، آن را در حافظه تاریخی یک ملت جاودانه ساختند.
