تظاهرات مجاهدین در سال ۶۰

تظاهرات مجاهدین در سال ۶۰

گزیده‌ای از فیلم‌سازی جدید سپاه پاسداران و تلویزیون رژیم علیه مجاهدین

(سازمان هنری سپاه پاسداران موسوم به اوج)

در رفراندوم قانون اساسی رجوی از مخالفان سرسخت تصویب آن بود، به‌دلیل مخالفتش با قانون اساسی، امام اجازه نامزد شدنش در انتخابات ریاست‌جمهوری را نداد

رجوی با برپایی میتینگهای اعتراضی و اردو کشی خیابانی حتی بر شخص امام می‌تاخت

تلویزیون افق رژیم

این فیلم نگاهی‌ست گذرا به بخشی از کارنامه‌ٔ سیاسی شهید سید محمد بهشتی در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی

عبای سوخته

مجری وقت تلویزیون رژیم: شنوندگان عزیز توجه فرمایید شنوندگان عزیز توجه فرمایید اطلاعیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بسم الله الرحمن الرحیم با نهایت تأسف اطلاع یافتیم که مجاهد نستوه و مفسر کبیر قرآن حضرت آیت‌الله طالقانی یار مستضعفان و ستم دیدگان جهان در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بامداد امروز دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع طالقانی

شعار: عزا عزاست امروز، ‌روز عزاست امروز، امام جمعه ما پیش خداست امروز.

گزارشگر: ۲۹ مهر ۵۸ شعاری عجیب مراسم چهلمین روز ارتحال آیت‌الله طالقانی در تهران را به هم ریخت.

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه:

اولین جایی که علناً در مقابل شهید بهشتی ایستاد اینها راه افتادند و شعار می‌دادند بهشتی بهشتی طالقانی را تو کشتی.

گزارشگر: شعارهایی که روی درب و دیوار شهر هم نقش بسته بود پشت همه این شعارها یک تشکل بود سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی.

سازمانی که اغلب اعضایش را دختران و پسران دبیرستانی یا دانشجو تشکیل می‌دادند.

حنیف‌نژاد و دوستانش که در زندان با هم آشنا شده بودند به فکر تأسیس سازمانی برای فعالیت علیه رژیم افتادند بهشتی که همیشه طرفدار حرکتهای سازمان‌یافته انقلابی بود از این حرکت استقبال کرد اما چون نامش در شورای فقهی هیأتهای مؤتلفه بود به اتهام شراکت در ترور منصور تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و ناچار شد ایران را به مقصد آلمان ترک کند اتفاقی که رابطه او را با حنیف‌نژاد و دوستانش به مدت پنج سال قطع کرد طی سال‌های اقامت بهشتی در آلمان سازمان حنیف‌نژاد و دوستانش به چنان تشکل منسجمی تبدیل شد که وقتی بهشتی به ایران برگشت از دیدن آن حیرت کرد بهشتی که خودش مدتها در آلمان با کار منسجم سازمانی دست و پنجه نرم کرده بود صمیمانه آنها را تأیید کرد آن‌قدر که می‌گفت اگر بعضی محدودیتها نبود آرزو می‌کرد در این جمع حضور پیدا کند.

عبدالحمجید معادی‌خواه قاضی شرع وقت دادگاه انقلاب:

وقتی یک مجموعه‌یی پیدا شد که از موضع طرفداری از اسلام با رژیم مبارزه می‌کردند از نوع مبارزه مسلحانه این در نسل جوان خیلی اثرگذار بود و جاذبه داشت دیگران هم غیرنسل جوان هم آنهایی که سمپات مبارزه بودند خود به خود هوادار می‌شدند من گمان نمی‌کنم در بین روحانیان افراد مبارز غیر از خود امام که به اینها علاقه نداشته باشد منتها کم و زیاد داشت بعضی‌شان شیفته بودند بعضی‌ها مبلغ معمولی بودند.

گزارشگر: بهمن ۵۰ دو تن از اعضای سازمان مجاهدین خود را به امام در نجف رساندند تا از ایشان تأیید بگیرند اما امام بعد از شنیدن حدود ۲۰ جلسه صحبت آنها به حجت الاسلام دعایی که واسطه این ارتباط بود گفت: آنها به معاد اعتقادی ندارند و بنابراین از تأیید آنها خودداری کرد طوری که حتی درخواست روحانیان انقلابی دیگری مثل طالقانی، هاشمی، منتظری و حتی مطهری با آن تفکر نواندیش و محبوبیت کم‌نظیر بین دانشجویان هم باعث نشد امام از نظرش درباره سازمان برگردد او سال‌ها بعد در مورد سازمان چنین گفت:

خمینی:

اینها گول می‌زنند همه را گول می‌زنند اینها می‌خواستند من را گول بزنند من نجف بودم اینها آمده بودند که من را گول بزنند مع الاسف از ایران هم بعضی از آقایون که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند خداوند رحمت‌شان کند اغفال کرده بودند آنها را آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند بعضی از آقایون محترم بعضی از علما.

گزارشگر: شهریور پنجاه ساواک موفق شد شبکه سران مجاهدین خلق را کشف و کادر مرکزی آن را دستگیر کند تلاش‌ها برای آزاد کردن حنیف‌نژاد و بقیه جدی شد طیف روحانیان انقلابی هنوز سمپات سازمان بود، دعایی از امام خواست در حمایت از آنها بیانیه بدهد اما امام گفت تنها حاضر است پیامی کلی آن هم در رد دستگیریهای ساواک و نه به اسم آنها بدهد دعایی با امام قهر کرد و سه ماه شهریه نگرفت، دکتر بهشتی و دیگر روحانیان هوادار سازمان هم تمام تلاش خود را برای آزادی این عده به کار گرفتند اما تلاش‌ها سودی نداد.

قاسم تبریزی از مبارزان و فعالان انقلاب اسلامی و پژوهشگر تاریخ معاصر

شهید بهشتی و شهید مطهری جزء اولین کسانی بودند که انحراف سازمان را در ایران متوجه شدند لذا هر دو در جلسات‌شان بحث شناخت گذاشتند غیرمستقیم نقد مبانی شناخت سازمان مجاهدین خلق.

فرشاد مومنی از اعضای حزب جمهوری

به‌محض این‌که گزارشهای مکتوبی از اینها منتشر شد آقای بهشتی متوجه شدند که نقایص خیلی بزرگی توی اندیشه اینها وجود دارد ولی با همان مشی اعتلابخش خودشون کمک می‌کردند به ارتقای اینها.

گزارشگر: بهشتی معتقد بود بنیان‌گذاران سازمان آدمهای خوب و خوش‌نیتی با اعتقادات اسلامی بودند و به‌همین دلیل هنوز به اصلاح سازمان خوش‌بین بود، اما در مقابل کسی مثل مطهری معتقد بود آنها از اول خبیث بودند که نفرات بعدی این طور شدند فقط برخی آقایان متوجه این خباثت نشدند به این ترتیب انحراف سازمان از خط اسلام اولین شکاف را در صف جوانان انقلابی مبارز رقم زد.

جلال ساداتیان از اعضای حزب جمهوری اسلامی

قضایایی که آن موقع خیلی داغ شده بود مسأله دکتر شریعتی بود که بعضاً مطرح می‌شد.

محمود دعایی عضو حلقه نزدیکان امام در نجف و از مبارزان ضد رژیم ستم‌شاهی

در مدرسه حقانی در دورانی که نوآوریهای مرحوم شریعتی رایج شده بود ایشان در حسینیه ارشاد کلاس‌هایی داشتند سخنرانی‌هایی داشتند جزواتی را می‌نوشتند طلاب آنجا به‌دلیل خصوصاً در یک فضای جدید و نوین و باز می‌رفتند در جلسات گاهی در تهران شرکت می‌کردند.

پور محمدی

کش‌مکش به درون مدرسه کشیده شد مدافعان سرسخت دکتر شریعتی داشت جو عمومی جامعه خیلی‌ها بود یعنی جوانها طرفدار دکتر شریعتی بودند مخالفان سرسخت طرفدار آقای مصباح بودند و متأثر از آیت‌الله مصباح بودند.

گزارشگر: اختلافی که بر سر آرای شریعتی در صف مبارزان انقلابی پدید آمد بهترین فرصت را به کسی مثل رجوی داد تا با حفظ سازمانش امکان ادامه حیات آن را در دوران خفقان رژیم فراهم کند آن چنان خفقانی که در آخرین روز خرداد پنجاه و شش وقتی دکتر علی شریعتی به طرز مشکوکی در لندن از دنیا رفت خیلی طرفدارانش حتی جرأت برپایی یک مراسم ختم معمولی را هم در ایران نداشته باشند.

در آخرین ماههای منتهی به انقلاب دربهای زندانها باز شد و زندانیان سیاسی بسیاری آزاد شدند رجوی هم یکی از این زندانیان بود یک ماه بعد درست وقتی همه چیز برای بازگشت امام به ایران آماده می‌شد بهشتی جوانهای بسیاری را می‌دید که با وجود اشتیاق به انقلاب و امام در نتیجه تشتت صف مبارزان از یک‌طرف و کار تشکیلاتی منظم سازمان مجاهدین از سوی دیگر جذب این سازمان و رهبرش مسعود رجوی شدند بنابراین بهشتی سعی داشت بدون هر گونه برخورد تندی آنها را با روشی نرم از سازمان جدا کند اما در نقطه مقابل باز این دوست قدیمی و هم حجره‌ای سابقش مرتضی مطهری بود که معتقد بود آنها التقاطی‌اند و اگر در مراسم استقبال از امام نقشی داشته باشند در بین مردم جایگاه پیدا می‌کنند وقتی هم بحثهایش با بهشتی به نتیجه نرسید به فرانسه تلفن کرد و گفت به امام بگویند اگر مجاهدین خلق کوچک‌ترین نقشی در برنامه‌های کمیته استقبال از امام داشته باشند او دیگر هیچ همکاری نخواهد کرد.

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران

که از همان جا هماهنگ می‌شود که مسأله منتفی است و داستان حفاظت از امام و جریان دوازدهم بهمن به یک کمیته در کمیته استقبال واگذار می‌شود و مدیریت اصلی‌اش شهید بروجردی و یک تعداد از دوستان ما که بودیم و خلاصه حفاظت این طور به‌عهده گرفته می‌شود و آنها حذف شدند و این اولین نقطه‌ای بود که اینها احساس کردند مرحله به مرحله حذف خواهند شد.

جواد منصوری

شهید بهشتی روی اون روحیه جذب حداکثری و دفع حداقلی همیشه تصورش این بود که ما کاری را که آخر باید بکنیم اول نکنیم بیاییم یک مقداری اینها را تحویل بگیریم یک مقداری به‌هرحال بهشان میدان بدهیم اگر اینها خب به راه آمدند چه بهتر اگر نیامدند بالاخره مردم بفهمند که ما با آنها کنار آمدیم اینها بودند که کنار نیامدند.

گزارشگر: با پیروزی انقلاب رجوی تلاش برای راهیابی خود و عناصر سازمانش را به مراکز قدرت شروع کرد اما آمدن رقیبی تازه به نام حزب جمهوری اسلامی با هدایت بهشتی کار را بر او دشوار کرد حزب جمهوری خیلی زود در بسیاری از شهرها شعبه زد.

و مهم‌ترین رقیب رجوی و سازمانش در جذب جوانان شد مشکل رجوی این بود که با وجود تبلیغات بسیار جایگاهی در بین عامه مردم نداشت.

علی ربیعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی

در دو انتخابات مجلس و خبرگان هم مسعود رجوی رأی نیاورد رأی اندکی آوردند خیلی فاصله داشت و اصلاً رأی نیاورد به نظر من از ابتکارهای شهید بهشتی بود و آن جریانی که می‌خواست همه در معرض انتخاب قرار بگیرند.

گزارشگر: در چنین شرایطی در اواسط شهریور پنجاه و هشت آیت‌الله طالقانی درگذشت تا این زمان طالقانی تنها روحانی بود که رجوی برای رسیدن به مراکز قدرت خود را به او نزدیک می‌کرد اما حالا طالقانی رفته بود.

این چنین رجوی گمان کرد شاید با تقویت ارتباطش با بهشتی بتواند در کانون قدرت باقی بماند شنیده بود بهشتی جایی گفته اگر رجوی افکار التقاطی نداشت از نظر قدرت اجرایی و توان سازماندهی برای نخست‌وزیری خیلی مناسب بود و همین به طمع اش انداخت.

محمد کاظم موسوی بجنوردی عضو کمیته مرکزی حزب جمهوری اسلامی

ما شنیدیم که آیت‌الله بهشتی جلسات خصوصی تشکیل داده با رجوی و ما رفتیم پیش آیت‌الله بهشتی و گفتیم که شما به چه نیتی آخه این را نزدیک می‌کنید به خودتان؟ گفت که می‌خواستم باهاش صحبت بکنم که مثلا این رام‌اش بکنم و بیاید طرف انقلاب به طرف جمهوری اسلامی خیلی به‌اصطلاح ما مخالف بودیم هر گونه تماس با رجوی را…

به این ترتیب رجوی که فهمید بهشتی را نمی‌توان به این سادگی فریفت زرادخانه تبلیغاتی‌اش را علیه بهشتی به راه انداخت و دست به دامن تخریب شخصیت او شد.

در رفراندوم قانون اساسی رجوی یکی از مخالفان سرسخت تصویب آن بود اما باز مردم به این مخالفت اعتنایی نکردند و قانون اساسی تصویب شد.

بهشتی

این اصل و اصول دیگری که در همه این قانون اساسی همه جا می‌گیم بر طبق ضوابط اسلام بر طبق احکام اسلام در چارچوب مقررات اسلام بر عهده یک رهبر اسلام‌آگاه و اسلام‌شناس و فقیه با تقوا همه به‌خاطر اون انتخاب اول ملت ماست. در جامعه‌های مکتبی در همه جای دنیا مقید هستند که حکومت‌شان بر پایه مکتب باشد.

موسی خیابانی نفر دوم سازمان مجاهدین خلق

موضوع صحبت و مصاحبه همونجور که برادرمون گفت مربوط هست به مسأله ریاست‌جمهوری و کاندیداتوری برادر مجاهدمون مسعود رجوی که امروز رسماً در مطبوعات اعلام نمودیم.

گزارشگر: نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری آخرین روزنه امید رجوی برای تصاحب جایگاهی در نظام بود اما به‌دلیل مخالفتش با قانون اساسی در نهایت امام اجازه نامزد شدنش را نداد.

گزارشگر: حالا رجوی با برپایی میتینگهای اعتراضی و اردوکشیهای خیابانی علنی‌تر از قبل بر انقلابیون و حتی شخص امام می‌تاخت.

سخنرانی برادر مجاهد مسعود رجوی در امجدیه‌

فیا عجبا عجبا می‌گید ما مسلمان نیستیم آخه علامت اسلام چیه؟ جز شهادتین مگر؟ اشهد ان لا اله الا الله محمدا رسول‌الله…

کف نزنید فیا عجبا عجبا مجاهد خلق باید بیاد شهادتین بگه ماشاالله خیلی هدایت بود آخه به من جواب بدهید اگه مجاهدین ایادی شرق و غرب هستند پس کی توی این مملکت سالم است؟ وانگهی دوستان عزیز چرا راه دور می‌روید اگر فی‌الواقع می‌خواهید مشت محکم به دهان ایادی بزنید به‌خصوص ایادی دشمن اصلی دشمن اصلی خلق بزنید دهان مبارک خودتان را بکوبید.

ولی ولی ضمنا مواظب باشید خیلی محکم نزنید که خون جاری می‌شود و شما در گذشته از خون جاری شدن خیلی نگران بودید.