
شهردار رودی جولیان در کنفرانس در پارلمان ایتالیا
شهردار رودی جولیانی
متشکرم. سپاسگزارم از اینکه مرا دعوت کردید. این اولین بار نیست که اینجا هستم و امیدوارم شاید آخرین بار هم نباشد، زیرا دفعه بعد در تهران خواهد بود، درست است؟
تردیدی نیست که ما اکنون در مقطعی قرار داریم که یکی از پرسشهای اصلیِ مطرحشده این است: «بسیار خب، گام بعدی چیست؟ چه چیزی میتواند جایگزین این حکومت شود؟» و بارها و بارها در چنین شرایطی میشنویم که «ما از بد به بدتر خواهیم رفت». ما این تجربه را داشتهایم؛ یا از بد به وضعیتی تقریباً به همان اندازه بدتر رفتهایم، یا از بد به وضعیتی کاملاً گیجکننده رسیدهایم، و یا از بد به وضعیتی چالشبرانگیز رفتهایم که در نهایت به نتیجه رسیده است.
خب، در اینجا چنین نیست و مجبور نیستیم این مسیر را طی کنیم. ما میتوانیم از وضعیت بد به وضعیت شناختهشده و مشخص برویم. ما میدانیم با خانم رجوی چه چیزی در انتظار ماست، و میدانیم با مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت و گروههای مختلفی که نه یک روز، نه یک هفته و نه یک ماه، بلکه ۴۷ سال تلاش کردهاند، چه چیزی بهدست میآوریم؛ کسانی که پیش از آن نیز علیه شاه مبارزه میکردند. آن هم تنها و تنها برای یک هدف: آزادی برای مردم ایران؛
کمترین و ابتداییترین حق شایسته آنها. و نیازی نیست به جای دیگری نگاه کنیم. در واقع، هیچکس دیگری وجود ندارد. هیچکس دیگری نیست.
اوه، شاه! چقدر این حرف دیوانهوار است! این فرد، فرزند یک قاتل و یک دزد است. چه بخواهید او را شاه بنامید و چه شاهزاده، من قاتلان و دزدان را محاکمه کردهام؛ بیشتر کسانی که من محاکمه کردم خب، شاید اعضای مافیا چنین کارهایی میکردند اما من فکر میکنم [شاه] حتی بیشتر از اکثر کسانی که من محاکمه کردم، آدم کشته است، یا حداقل بسیار به آنها نزدیک بوده است. او بسیار بیشتر از بسیاری از کسانی که من محاکمه کردم، دزدی کرد. و این شخص پسر اوست.
حالا گاهی اوقات، پسران میتوانند تغییر کنند. میدانید، شما گناهان پدر را به پای پسر نمینویسید؛ مگر اینکه پسر دو هفته پیش به شما بگوید که به پدرش بسیار افتخار میکند و معتقد است پدرش بزرگترین رهبر ایران بوده است. خب، شاید پسر این حرف را زده چون به پدرش وفادار و البته احمق است. اما او واقعاً به این حرف اعتقاد دارد. او با ساواکیها احاطه شده و با سپاه پاسداران معامله میکند. به همین دلیل است که به شما میگویم، دولت آمریکا هرگز او را نخواهد پذیرفت.
برخی افراد اصلاح میشوند و برخی دیگر نه. اما این شخص [پسر شاه] هیچ نشانی از تمایل به اصلاح نشان نمیدهد: «پدر من بزرگترین قهرمان ایران بود. پدرم کار اشتباهی انجام نداد، او به کشور خدمت کرد». پدر او شمار زیادی از مردم را بهقتل رساند.
پدر او به انگلیسیها کمک کرد تا نفت شما را بدزدند؛ در واقع پدرش این کار را شروع کرد. در دهه ۱۹۳۰ زمانی بود که انگلستان نفت شما را میبرد و سهم شما در ایران تنها ۱۵ درصد بود. انگلستان بقیه را میبرد. اما شما عملاً روی همان ۱۵ درصد هم مالیات پرداخت میکردید و روی نفت خود ضرر میکردید. این دقیقاً همان نوع کلاهبرداری بود که من در دوران دادستانی ایالات متحده علیه شرکتها تحت پیگرد قرار میدادم، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر. آنها آینده شما را دزدیدند. آنها نفت شما را دزدیدند. و بعد وقتی کسی سعی کرد در برابر آن مقاومت کند، آنها به همراه سازمان سیا ما، آن پیرمرد یعنی شاه را دوباره بر سر کار آوردند و او به این کار ادامه داد. بنابراین، او یک گزینه ممکن نیست. و هیچ گزینه دیگری هم وجود ندارد.
در واقع، مجاهدین خلق تنها گزینه واقعی روی میز هستند. اما خبر خوب این است که معمولاً وقتی تنها یک گزینه وجود دارد، اوضاع بسیار خراب است؛ آنها نمیدانند چه میکنند و بیکفایت هستند. اما این گروهی است که ۴۷ سال روی این موضوع کار کرده است. آنها بهطور مشخص کار کردهاند؛ اول بر روی چگونگی سرنگونی آنها، و دوم با خردمندیِ بسیار بیشتر از اکثر این گروهها بر روی چگونگی جایگزینی آنها. و تقریباً به همان اندازهای که برای سرنگونی کار شده، روی نحوه جایگزینی آنها نیز تلاش صورت گرفته است. بله، روی چگونگی جایگزینی آنها. و خانم رجوی و گروهش یک دولت موقت، یک دولت انتقالی تشکیل دادهاند که مدتهاست آماده است.
بنابراین، آنها درباره ساختار نحوه انجام این کار بهدقت اندیشیدهاند. آنها درباره ساختار دولت موقت فکر کردهاند. و سپس آنها یک طرح ۱۰ مادهای ارائه دادهاند که شامل حداقلهای اساسی است که باید به آنها دست یابند.
آن ها خطوط کلی و اصول پایهیی یک قانون اساسی را مکتوب کردهاند و بگذارید به شما بگویم آنها چه کردهاند.
زیرا این کار بسیار هوشمندانهتر از آن چیزی است که مردم فکر میکنند. آنها حقوق مردم را به شیوه معمول تضمین کردهاند؛ این طرح ۱۰ مادهای تقریباً تمام حقوق شهروندی ما و من فکر میکنم حتی فراتر از آن را پوشش میدهد. بهعنوان مثال، تأکید بیشتری بر حقوق زنان شده است که بسیار ضروری بود، زیرا این بدترین و بیرحمانهترین حمله به زنان بوده که من سراغ دارم؛ دستکم در دوران معاصر. من بهدنبال نمونهیی مشابه در اعصار گذشته هستم. و تراژدی ماجرا اینجاست که گروههای اصلی که برای حقوق زنان مبارزه میکردند، اکنون غایب هستند؛ زیرا آنچه آنها واقعاً برایش ایستادگی میکردند، ایدئولوژی سیاسیشان بود، نه حقوق زنان. برای آنها اهمیتی ندارد که زنان ایرانی بهقتل برسند، سلاخی شوند، مورد تجاوز قرار گیرند و از ابتداییترین حقوقی که ما دیگر حتی به آنها فکر هم نمیکنیم محروم شوند؛ گروههای بزرگ فمینیستی سکوت کردهاند. پس چه اهمیتی دارد، آنها در هر صورت بیفایدهاند؛ آنها کاملاً بیفایده هستند.
بنابراین، در اینجا با گروهی روبهرو هستیم که درباره نحوه انجام این کار اندیشیده و برنامه دارد. فراتر از آن، آنها شایستگی این کار را کسب کردهاند. در شرایطی اینچنینی، شما تنها زمانی اعتماد مردم را جلب میکنید که در کنار آنها خون داده باشید. خب، آنها بیش از هر گروه دیگری در ایران خون دادهاند؛ زمانی که در همان آغاز یک راهپیمایی بزرگ با حضور ۵۰۰ هزار نفر برای به چالش کشیدن حکومت برگزار شد، سپاه پاسداران به خیابانها آمد و درست مانند آنچه در ژانویه امسال رخ داد، آنها را در خیابانها به خاک و خون کشید. و سپس عدهیی را اسیر کردند و به میل خود اعدام نمودند، دقیقاً همان کاری که اکنون انجام میدهند. و این موضوع پوشش خبری داده نمیشود. مردم اعدام میشوند و آنها این کار را «محاکمههای فوری» مینامند. من نمیدانم چطور میتوان یک دادگاه را در ایران «فوری» برگزار کرد، وقتی اصلاً دادگاهی برای شما تشکیل نمیشود! بنابراین، این صرفاً به این معناست که آنها حکم مرگ را سریعتر امضا میکنند. بله، این چیزی است که در حال رخ دادن است.
به سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) برگردیم؛ زمانی که فرصتی واقعی برای دگرگونی اوضاع وجود داشت، آنها ۳۰ هزار نفر از اعضای مجاهدین خلق را کشتند. همه اینها در یک کتاب آمده است و میتوانید تمام تصاویر را ببینید. کشتن ۳۰ هزار نفر کار بسیار بزرگی است؛ باید یک هیولا باشید تا دست به چنین کاری بزنید. خب، آنها این کار را کردند و قسر در رفتند. آنها از خیلی چیزها قسر در رفتند. آنها از کشتار تفنگداران دریایی ما، تفنگداران آمریکایی، قسر در رفتند. لطفاً ناراحت نشوید اما ما فقط از واژهها استفاده کردیم.
واژهها با تروریستها مبارزه نمیکنند، خیر، واژهها تروریستها را جریتر میکنند. اگر تمام پاسخ شما به محکومیتها و سازمانهایی خلاصه شود که سپس شروع به مجادله با یکدیگر میکنند که آیا باید کاری انجام دهند یا خیر، این تروریستها آنقدر باهوش هستند که بدانند این کار «مماشات» است. یا اجازه دهید از واژهای استفاده کنم که در بروکلین به کار میبریم: اینها اراجیف محض است. و به همین دلیل است که آنها ۴۷ سال دوام آوردهاند.
و ما فقط تماشا کردیم و حرف زدیم.
و سپس با آنها توافقنامهای امضا کردیم؛ توافقی کاملاً مضحک که آنها را به سلاح هستهیی مجهز میکرد. نظر شما درباره توافق هر چه باشد، ما در کنار آن به آنها پول نقد دادیم.
ما میلیونها میلیون دلار پول نقد به آنها دادیم. همه شما این را میدانید چه مقدار از بودجه ایران صرف خود ایران میشود و چه مقدار از آن به حزبالله
حوثیها و سازمانهایی که حتی نامشان را هم نشنیدهاید تعلق میگیرد؟ احتمالاً بخش بسیار بیشتری من میتوانم بگویم که شما تنها از درون میتوانید آنها را شکست دهید تنها زمانی میتوانید آنها را شکست دهید که گروهی شجاع از مردم آماده باشند تا جای آنها را بگیرند آماده باشند تا امور را به دست گیرند یعنی همان کاری که مجاهدین خلق ایران آماده انجام آن هستند و من باید درباره اروپا بگویم که بهشدت ناامید شدهام حرفهای بسیار زیاد و ابراز تأسفهای فراوان اما وقتی زمان عمل فرا رسید شما میدانید برای رهایی از دست آنها چه چیزی لازم است من هم میدانم برای رهایی از دست آنها چه چیزی لازم است بنابراین اجازه دهید بهعنوان نتیجهگیری بگویم ما به چه چیزی نیاز داریم؟ ما نیاز داریم که این رژیم را نابود کنیم این حکومت دیگر نباید وجود داشته باشد همانطور که ما هیتلر را نابود کردیم همانطور که ما موسولینی را نابود کردیم همانطوری که ما امپراتوری ژاپن را نابود کردیم فضا برای مذاکره زیاد است اما نه با دیوانگان مذهبی و مجنون این کار غیرممکن است تمام کاری که انجام میدهید این است که عمر آنها را یک روز بیشتر تمدید میکنید و مردم بیشتری میمیرند مرگ مردم بسیار وحشتناک است بیایید کار را تمام کنیم بنابراین من از شما می خواهم که در کاری که تلاش میکنیم انجام دهیم حمایت بیشتری از ما بکنید زیرا این تنها راهی است که آنها را در هم خواهد شکست دوم اینکه ما باید درک کنیم که مجاهدین خلق باید از شر این حجم وحشتناک از تحریفها، دروغ ها و تبلیغات رها شوند تبلیغاتی که رساندن پیام آنها را نه در همه جا اما در بسیاری از نقاط جهان ناممکن می سازد در شرایط عادی اگر اقدامات این رژیم نبود رژیمی که نه تنها در تروریسم بسیار ماهر است بکله در هنر نفوذ و تبلیغات نیز فوقالعاده قوی است پس باید این را بپذیریم شما باید دشمن خود را بشناسید و نباید آنها را دست کم بگیرید من ۱۷سال است که با این موضوع مواجه هستم بنابراین آن را مثل کف دستم می شناسم و آنها در این کار مهارت دارند و تنها راهی که میتوانیم این کار را انجام دهیم و اینجاست که حمایت سیاسی فوقالعاده اهمیت پیدا میکند این هست که مردم در همه این دولتها در سراسر اروپا سراسر ایالات متحده و در هر جای دیگری که باید برویم ایستادگی کنند و بگویند ما پاسخ را داریم مجاهدین خلق پاسخ هستند
یک جایگزین به من معرفی کنید وقتی بچه شاه را به شما معرفی میکنند او را پیش من بیاورید
و به او بگویید: بله وقتی پولی را که دزدید و غذایی را که از دهان مردمش ربود پس داد شاید بتوانیم شغلی در اداره پست به او بدهیم اما ما اجازه نخواهیم داد این آقازاده رانتی و بیارزش یکی از پیچیدهترین کشورهای جهان را اداره کند در حالیکه زنی را داریم که خون خود و ذهن درخشانش را وقف اندیشیدن به این راه کرده است.
این وظیفه ماست که این پیام را به گوش همه برسانیم.
زیرا این پیام وجود دارد اما سرکوب شده است بنابراین ما باید با این سرکوب مبارزه کنیم و آن را منتشر سازیم و اگر این پیام منتقل شود خواهید دید که این اتفاق بسیار سریعتر رخ خواهد داد برخی از افراد موجه نگران دوران انتقال هستند زیرا از آینده آگاهی ندارند ما نمیتوانیم همه نگرانیها را برطرف کنیم اما این نگرانی دغدغهای است که میتوانیم آن را حل کنیم بنابراین من خود را وقف این هدف میکنم من هر کاری از دستم بر آید انجام خواهم داد زیرا اگر سال آینده به تهران نرسم بسیار عصبانی خواهم شد. خدا به همه شما برکت دهد.
