حماسه‌ٔ فرمانده سیاوش صیفی و یارانش در نسل‌های نوین مجاهد خلق

حماسه‌ٔ فرمانده سیاوش صیفی و یارانش در نسل‌های نوین مجاهد خلق

حماسه‌های شگرف و مقاومت‌های جانانه هرگز با مرور زمان رنگ نمی‌بازد؛ بلکه در شریان نسل‌های پیاپی جاری می‌شود. یکی از پررنگ‌ترین آنها در تقویم نبرد میهن ما علیه دیکتاتوری و استبداد، حماسه ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ است؛ روزی که صلابت، جنگ‌آوری و عزم آهنین عنصر موحد مجاهد خلق در برابر با انحصارطلبی و سرکوب به‌اثبات رسید. در آن صبح خونین، با تکمیل حلقه‌های محاصره پاسداران و کمیته‌چی‌ها بر گرداگرد پایگاه‌های مقاومت در نقاط مختلف تهران، نبردی نابرابر از لحاظ تجهیزات، اما بی‌مانند از نظر ایمان و اراده شکل گرفت.

درخشش فرمانده سیاوش صیفی و یارانش

در پیشاپیش آن مجاهدان پاکباز، فرمانده قهرمان، سیاوش سیفی قرار داشت؛ مجاهدی که با رشادت، فرماندهی صحنه نبرد را برعهده گرفت و پس از مقاومت تا آخرین توان، همراه با یارانی چون فاضله مددپور، باقر آل‌اسحاق، هادی و جعفر آمرطوسی، افسانه امینیان(آمرطوسی)، فاطمه اثنی‌عشری، نوذر احسنی، عصمت احمدی، قاسمعلی بیات کمیتکی، امیر بیژن‌یار، زبیده(ماهرخ) جعفری ثانی، علیرضا حسینی، سهیلا بنی‌قاضی، مریم حسینی، مریم خدایی‌صفت، شهاب راسخی دهکردی، علی رحمانی، ناهید رحمانی، اعظم رضایی، طاهره زاهدی، فائزه زائریان مقدم، مهدی زائریان مقدم، احترام‌السادات کرباسی(مادر زائریان)، صدیقه شمس فرد، اردلان صفی‌یاری، فاطمه مینایی میرزایی، هادی غلامی، سیدمحمد غیاث سعیدی، فرهاد فتح‌پور پاکزاد، افشین قهرمانی، زهره گودرزی، محمد لقاء نازنده، کاظم محمدی گیلانی، محسن داوودی، محسن مورعی، سیدمصطفی موسوی، ناهید میری چیمه، محمد نوایی روشندل، طاهره وزیری، حسین سلیمانی و چند مجاهد دیگر دامن محبت را به خون خویش رنگین ساخت؛ آنان که ننگ تسلیم را هرگز به ضمیر خود راه ندادند، اثبات کردند که سنت همیشگی مجاهد خلق، دادن سر است نه تسلیم اراده. پیکرهای غرقه در خون‌شان گواهی بر این حقیقت بود که مشعل برافراشته‌ٔ آزادی هرگز خاموش نخواهد شد.

سنت ایستادگی تا آخرین نفس

این ایستادگی پرشکوه، بذری بود که در تاریک‌ترین روزهای میهن کاشته شد و در گام‌های بعدی، حماسه‌های ماندگار دیگری را بارور ساخت. آتشی که در ۱۰ مرداد و ۱۲ اردیبهشت سال ۶۰ در پایگاه‌های تهران برپا شد، سال‌ها بعد در سربه‌دار شدن هزاران مجاهد خلق در تابستان ۱۳۶۷ تجلی یافت. مجاهدین سربه‌دار در برابر فتواهای خونین و دادگاه‌های مرگ، همان الگوی سیاوش سیفی‌ها را پیشاروی خود قرار دادند: «ایستادگی تا آخرین نفس و نپذیرفتن ننگ تسلیم». سرنشینان آن قافله خونین در دهه ۶۰ و سربه‌داران سال ۶۷، خط سرخی را ترسیم کردند که ایمان را بر نابرابری قوای نظامی و قهر دشمن پیروز ساخت.

پیوند میان نسل‌ها و حماسه‌ها

امروز، در استمرار همان خط سرخ و تاریخ‌ساز، شاهد طلوع نسل‌های نوین مجاهدین هستیم. پیوند میان حماسه ۱۰ مرداد ۶۱ و نسل امروز مقاومت، پیوندی زنده و انکارناپذیر است. روح سرکش و آزادی‌خواه سیاوش سیفی و یارانش، در قامت جوانانی متجلی شده است که در قالب کانون‌های شورشی و رزمندگانی چون یگان وحید بنی‌عامریان و نسل‌های نوین مجاهدین مانند مهدی خانکی، همان راه‌گشایی را در خیابان‌ها و میدان‌های نبرد امروز بازآفرینی می‌کنند که سال‌ها پیش سیاوش سیفی در پایگاه‌های تهران صف‌شکاف و پیشتاز آن بود.

اگر در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱، آخوندهای حاکم با به‌کارگیری سلاح‌های نیمه‌سنگین و لشکری از مزدوران تا دندان‌ مسلح، خیال نابودی کامل مجاهدین و پایان افسانه مقاومت را در سر می‌پروراندند، گذر زمان بطلان این پندار پوچ را به اثبات رساند. همان پیام «نبرد تا آخرین قطره خون» که از پایگاه‌های نیمه‌سوخته تهران در سال ۶۱ به گوش می‌رسید، اکنون در ندای جوانان و شورشگرانی طنین‌انداز است که سرتاسر ایران را به کانون اعتراض و پایداری بدل کرده‌اند.

ستارگان راهنما

ایستادگی سرفرازانه مجاهدین در نسل‌های گوناگون، به‌روشنی نشان می‌دهد که آرمان آزادی نه تنها با سرکوب و جنایت محو نشده، بلکه زیباتر و بالنده‌تر در روح جامعه ریشه دوانده است. یاد و نام سیاوش سیفی و یاران شهیدش در ۱۰ مرداد، نه فقط به‌عنوان خاطره‌ای در گذشته، بلکه به‌عنوان ستاره‌ٔ راهنما در اندیشه تمامی کسانی که به ایرانی آزاد و دموکراتیک می‌اندیشند، گرامی و زنده است. راهی که آنان با خون داغ خود در تاریخ معاصر ایران گشودند، بیش از هر زمان دیگری چشم‌انداز پیروزی و استقرار آزادی در ایران را نزدیک‌تر ساخته است.