کانون‌های شورشی؛ سلسله اعصاب و موتور پیشران انقلاب دموکراتیک ایران

کانون‌های شورشی؛ سلسله اعصاب و موتور پیشران انقلاب دموکراتیک ایران

در انقلاب دموکراتیک مردم ایران، یکی از مباحث راهبردی، چگونگی تداوم، سازمان‌یافتگی و تعمیق قیامهای سراسری در برابر دستگاه عریض و طویل سرکوب است. واقعیت‌های عینی میدان نبرد در ایران گواهی می‌دهند که هیچ قیامی بدون داشتن تشکیلات پیشتاز و شبکه میدانی سازمان‌یافته، توان پایداری در برابر ماشین سرکوب جهنمی سپاه پاسداران را نخواهد داشت.

بطلان جنگ روانی و افسانه ایزولاسیون مقاومت

بخش عمده‌یی از استراتژی جنگ روانی و دستگاه تبلیغاتی حاکمیت در دهه‌های گذشته، صرف القای این تصور نادرست شده است که مقاومت سازمان‌یافته، پدیده‌یی ایزوله، فرعی و محدود به خارج از مرزهای ایران است. هدف حاکمیت از این خط تبلیغاتی، سلب اعتماد از جامعه، ایجاد احساس ناامیدی و القای این گزاره بود که هیچ نیروی سازمان‌یافته‌ای در داخل کشور برای هدایت و پشتیبانی از تغییر وجود ندارد.

با این حال، واقعیت سرسخت روی زمین نشان می‌دهد که حضور سازمان مجاهدین خلق و شبکه مقاومت در متن جامعه ایران، حضوری عمیق و دارای ریشه‌های محکم اجتماعی است. این حضور بر پشتوانه شش دهه مبارزه بی‌وقفه در برابر دو دیکتاتوری و تقدیم بیش از ۱۰۰ هزار جان‌باخته راه آزادی-به‌ویژه شهیدان سربلند قتل‌عام ۱۳۶۷- استوار است.

کانون‌های شورشی و گسترش جغرافیایی آن‌ها

حضور اجتماعی و گسترده‌ٔ مقاومت ایران در داخل در کانون‌های شورشی متبلور می‌شود.

کانون‌های شورشی سلول‌های متحرک، حرفه‌یی و فداکاری هستند که از دل جوانان و نیروهای آگاه معترض در سراسر کشور شکل گرفته‌اند. این شبکه تشکیلات متکثر اما هم‌پیمان، توانسته است جغرافیای سرکوب رژیم را تجزیه کرده و در تمام استانها و شهرهای ایران بستری برای مقاومت فعال فراهم سازد.

آنها با پیوند دادن رزمندگی میدانی به یک آلترناتیو سیاسی مدون، ضمانت اجرایی سرنگونی حاکمیت را فراهم آورده‌اند.

کانون‌های شورشی تنها یک ساختار معترض نیستند، بلکه کاتالیزور میدانی و ارگان هدایت‌کننده‌ای هستند که مبارزه پراکنده را به پایداری سازمان‌یافته و قیام سراسری تبدیل می‌کنند.

کارکردهای سه‌گانه و حیاتی کانون‌های شورشی در قیام‌ها

نقش کلیدی و تعیین‌کننده این شبکه سازمان‌یافته در تعمیق جنبش‌های اعتراضی را می‌توان در سه بعد حیاتی و راهبردی تحلیل کرد:

الف) هدایت و سمت‌دهی اعتراضات (کانالیزه کردن خشم عمومی)

جامعه ایران سرشار از خشم‌های خرد، مطالبات معیشتی و اعتراضات منطقه‌یی است. حاکمیت همواره کوشیده است این اعتراضات را در نطفه خفه کند یا آنها را به مسائل محدود محلی تقلیل دهد. کانون‌های شورشی با درک درست شرایط سیاسی، کاتالیزوری هستند که این خشم‌های پراکنده را پیوند زده و به موج‌های یکپارچه، سراسری و سیاسی علیه تمامیت رژیم تبدیل می‌کنند. آنها با طرح شعارهای محوری و تعیین نقاط هدف، به قیام‌ها انضباط و جهت‌گیری سرنگونی‌طلبانه می‌بخشند.

ب) بالا بردن هزینه سرکوب و شکستن فضای خفقان

بقای حاکمیت بر عنصر «ایجاد ارعاب» و «دیوار خفقان» متکی است. کانون‌های شورشی با انجام عملیات‌های ضدسرکوب، هدف قرار دادن مراکز پادگانی و نمادهای جهل و جفا، و مواجهه هوشمندانه با ماشین سرکوب سپاه پاسداران و بسیج، ابهت کاذب نیروهای امنیتی را می‌شکنند. این اقدامات شجاعانه، هزینه سرکوب را برای پاسداران به‌شدت بالا برده و فضای ترس را در جامعه می‌شکند تا آحاد مردم جرأت حضور در خیابان را پیدا کنند.

ج) سلسله اعصاب قیام

در ساعات اختناق و زمانهایی که رژیم با قطعی اینترنت و سانسور شدید تلاش می‌کند جامعه را در تاریکی خبری فروببرد، کانون‌های شورشی مانند «سلسله اعصاب قیام» عمل می‌کنند. این شبکه نه تنها روحیه مقاومت و امید به پیروزی را در تاریک‌ترین ساعات زنده نگه می‌دارد، بلکه با ثبت و ارسال اطلاعات دقیق، تصاویر و مستندات میدانی، سانسور حکومتی را دور زده و صدای واقعی قیام مردم ایران را به گوش جهانیان می‌رساند.

واحدهای ارتش آزادیبخش ملی ایران

ساختار حرفه‌یی، انضباط بالا و فرهنگ فداکاری در کانون‌های شورشی، باعث شده است که حتی در شرایط سخت‌ترین پایش‌های امنیتی و پلیسی، این شبکه پویایی و توان بازسازی خود را حفظ کند و به‌عنوان نقطه اتکای میدانی مردم در تمام قیام‌ها ظاهر شود. از این رو باید آنها را واحدهای ارتش آزادیبخش ملی ایران نامید؛ واحدهایی که تا سرنگونی کامل دیکتاتوری و استقرار حاکمیت مردم، میدان مبارزه را ترک نخواهد کرد.

کانون‌های شورشی؛ آتش لاله‌های ایران بر شوره‌زار یأس

کانون‌های شورشی؛ آتش لاله‌های ایران بر شوره‌زار یأس

کانون‌های شورشی؛ آتش لاله‌های ایران بر شوره‌زار یأس

در حالی که هم‌اکنون در شرایط فوق‌العاده‌ی ایران، بسیاری رسانه‌ها و پایگاه‌های تحلیلی، در کار تفسیر و تحلیل «چه باید کرد» هستند، کانون‌های شورشی هم‌چون ستارگان شب‌کوب ظهور می‌کنند و با عملیات‌ برق‌آسا، مسیر و طریق شکستن طلسم اختناق و چشم‌انداز روشن خیزش و قیام را تجلی می‌بخشند.

آتش لاله‌های ایران

کانون‌های شورشی در گرامی‌داشت شقایق‌های محبوب آزادی در قتل عام تابستان۶۷، اقدام به ۳۰ رشته پراتیک انقلابی در شهرهای مختلف کردند. همزمان و در همراهی با همیاری ملی با سیمای آزادی نیز ۳۰ عملیات در ۱۷ شهر ایران انجام دادند.

هر شراره‌یی که به پایگاه‌های دشمن آزادی شلیک می‌شود، زبانه‌های فروزان آن، لهیب آتش لاله‌های ایران از دهه‌ی ۶۰ تا تابستان ۶۷ و تا قیام‌های دو دهه‌ی اخیر، بر دامان نظام اشغال‌گر است.

شراره بر شوره‌زار یأس

کانون شورشی با این عملیات‌ها، تعادل قوای مطلوب دیکتاتور را برهم می‌زند. مطلوب دیکتاتور است که با بحث‌های بی‌سرانجام راویان بی‌درد، انواع مسیرها ترسیم شوند و هیچ‌کدام به راه حل مشخص و مادی و نقد در کف دست مردم ایران نینجامد. مطلوب دیکتاتور است که خانه‌های مردم ایران پر از اوهام بی‌هزینه شود و توان و انرژی‌ها به هدر رود و امیدها به یأس و بی‌عملی بینجامد. در حالی که عملیات‌های کانون‌های شورشی تجربه‌های نقد برآمده از قیام‌های دو دهه‌ی اخیر، هم‌چون آتشگه امید در شوره‌زار یأس هستند.

کانون شورشی خورشیدی را در خود یافته و از منبع لایزال آن، بر راه نجات ایران پرتو می‌افکند. کانون شورشی با عبور از اصلاحات و حمله‌ی خارجی، به قاطعیت و رادیکالیسم در برابر حاکمیت تمامیت‌خواه ولایت فقیه رسیده است.  

در آینه‌ی آزادی

 کانون شورشی با آزادی می‌زید و نگهداری حرمت‌اش را با نبرد جاری و روزانه علیه ضد آزادی‌ترین حاکمیت تاریخ ایران، به‌جای می‌آورد. کانون شورشی خود را مخاطب آزادی می‌داند. مخاطبان آزادی، آنانی‌اند که دغدغه‌ی مداومش را دارند، مسؤلیت‌پذیر آن‌اند و رسالت‌اش را نصب‌العین روح و جان و هستی و اکسیژن حیات خویش می‌کنند.

 کانون شورشی منطبق بر واقعیت‌های ده‌ها بار تجربه‌شده، فراخوان می‌دهد: به پیش تا با سراسری و ملی شدن مبارزات مشترک، طرف‌های جهانی مجبور به دست کشیدن از مماشات با ملایان و نیز به‌رسمیت شناختن حقانیت مبارزه برای سرنگونی «مهیب‌ترین نیروی ارتجاعیِ تاریخ ایران» شوند.

شناسنامه‌ی کانون شورشی

کانون شورشی نماینده‌ی مجسم پیشتاز رادیکال،

راهنمای عبور از سدهای نمی‌توان،

تجسم شکننده‌ی زنجیره‌های ذهنی و عینی‌،

تبلور آتش‌افکن بر ظلام یأس،‌

الگوی برهم‌زننده‌ی نظم و تعادل قوای تحمیلیِ ارتجاع سلطه‌گر،

تجلی تسلیم نشدن به طلسم اختناق با تهاجم به نمادهای آن

و یقین به سازماندهی و تشکل برای تضمین استمرار مبارزه است.

کانون‌های شورشی تجمع تواناییِ ملی برای تحقق سرنگونی‌ِ حاکمیت ارتجاع آخوندی هستند.