پروفسور آلخو ویدال کوادراس

پروفسور آلخو ویدال کوادراس

مصاحبه سیمای آزادی

با پروفسور آلخو ویدال کوادراس

رئیس کمیتهٔ بین‌المللی در جستجوی عدالت

نایب‌رئیس پارلمان اروپا ۲۰۱۴-۱۹۹۹

پروفسور آلخو ویدال کوادراس – رئیس کمیتهٔ بین‌المللی در جستجوی عدالت – نایب‌رئیس پارلمان اروپا ۲۰۱۴-۱۹۹۹

مصاحبه کننده: شما در جلسات متعددی در سراسر جهان شرکت کرده‌اید. چه چیزی به شما انگیزه داده تا این مسیر را حتی پس از این همه فراز و نشیب، سوءقصد و شرایطی که در آن بودید، ادامه بدهید؟

آلخو ویدال کوادراس: خب، این آرمان، آرمان برقراری دموکراسی و آزادی برای مردم ایران و سرنگونی این رژیم جنایتکار، یکی از مهم‌ترین کارهایی است که امروزه می‌توانیم انجام بدهیم. زیرا در میان تهدیدات جهانی که با آنها روبه‌رو هستیم، رژیم ایران یک مهره اصلی و بخش جدایی‌ناپذیر است. این رژیم نه تنها خاورمیانه، بلکه کل جهان را مسموم می‌کند. بنابراین، من از اولین باری که ۲۵سال پیش با خانم رجوی ملاقات کردم، عمیقاً به این مبارزه متعهد شدم؛ و بله، من هدف یک سوءقصد قرار گرفتم که نزدیک بود جانم را بگیرد. اما سطح فداکاری و ایثاری که سازمان مجاهدین خلق و مبارزان راه آزادی در ایران در طول ۴۰سال یا بیشتر انجام داده‌اند، هر فداکاری که ما در غرب انجام بدهیم، در مقایسه با فداکاریهای این ایرانیان، ناچیز است. به‌همین دلیل تصمیم گرفتم به مبارزه خود ادامه بدهم.

خب، برای یک دوره طولانی، غرب تلاش کرده است تا با رژیم مماشات کند؛ مذاکرات، گفتگو، تعامل. این استراتژی برای بیش از ۴۰سال اعمال شده و شکست‌خورده است؛ شکستی مفتضحانه. بنابراین، این موضوع جای بحث ندارد، بلکه یک واقعیت مسلم است. سپس در این اواخر، اقدام نظامی نیز مورد استفاده قرار گرفت، زیرا ما در مدت کوتاهی شاهد دو جنگ بوده‌ایم. جنگ اول بسیار کوتاه بود، ۱۲ روز. جنگ دوم طولانی‌تر بوده است. اما این هم کارساز نیست، زیرا رژیم در برابر این حملات نظامی مقاومت می‌کند و ظرفیت سرکوبگری آنها همواره پابرجا است.

بنابراین، یک استراتژی وجود دارد که می‌تواند کارساز باشد، اما هرگز به‌کار گرفته نشده است و این استراتژی عبارت است از: از یک طرف، اعمال فشار شدید بر رژیم، سیاسی، مالی، دیپلماتیک، برای منزوی‌کردن رژیم در صحنه بین‌المللی و اعمال فشار شدید بر رژیم به‌خاطر نقض حقوق بشر؛ یعنی زندگی را برای رژیم در ابعاد بین‌المللی بسیار دشوار کنیم. و هم‌زمان با آن، حمایت از مقاومت ایران و مردم ایران و این به‌معنای شناسایی سیاسی شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان نیروی اصلی و ابزار اصلی ما برای شکست‌دادن این رژیم است. بنابراین، استراتژی درست این است: از یک طرف، باصطلاح، رژیم را از نظر سیاسی، بین‌المللی و مالی خفه کنیم و از سوی دیگر، مقاومت ایران و مردم ایران را به‌رسمیت بشناسیم و از آنها حمایت کامل سیاسی و معنوی کنیم. اما متأسفانه، این راه‌حل سوم هنوز هرگز به‌کار گرفته نشده است… .

احمقانه است که یک دیکتاتوری را با دیکتاتوری دیگری جایگزین کنیم. شاه یک گزینه نیست. کسانی که از شاه حمایت می‌کنند، از نظر من و طبق برداشت من، به این دلیل است که می‌خواهند با آوردن شاه، ایرانی بسیار ضعیف داشته باشند تا بتوان آن‌را به‌راحتی از بیرون مدیریت کرد. اما آنها می‌دانند که شورای ملی مقاومت، مستقل است. آنها می‌دانند که انتقال به دموکراسی به رهبری شورای ملی مقاومت، یک ایران دموکراتیک، دوست با غرب و سایر کشورها، غیرهسته‌ای، اما مستقل ایجاد خواهد کرد. بنابراین آنها این‌را نمی‌خواهند. آنها از شاه حمایت می‌کنند، چون فکر می‌کنند با وجود شاه می‌توانند، همان‌طور که بارها در گذشته اتفاق افتاده، ایران را مدیریت کنند و به ثروت عظیم ایران دسترسی داشته باشند. بنابراین بگذارید بگویم که حامیان شاه نیت خیری ندارند، آنها بدخواه هستند. به‌همین دلیل، اما همان‌طور که گفتم، حمایت از شاه اتلاف وقت است.

مصاحبه کننده: از نظر شخصی، شنیده‌ام که شما رابطه خود را با مقاومت ایران به‌عنوان عضوی از این خانواده توصیف کرده‌اید. می‌خواهم به‌طور ویژه درباره تجربه ملاقات با ساکنان اشرف پس از آن سال‌ها بگویید. ابتدا به اشرف۱ رفتید و سپس وقتی به آلبانی آمدند، به آنجا رفتید و با آنها در آلبانی ملاقات کردید. رابطه خود را با مقاومت ایران به‌طور عام و به‌ویژه با ساکنان اشرف۳ چگونه توصیف می‌کنید؟

آلخو ویدال کوادراس: خب، من رابطه خود را با سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت این‌گونه توصیف می‌کنم: مقاومت ایران دوستان بسیاری در جهان دارد، دوستان خوب و متعهد بسیار. بسیاری از آنها در مراسم بودند و با قدرت به‌نفع تغییر رژیم و حمایت از مقاومت ایران صحبت کردند. اما برخی از ما و جرأت می‌کنم بگویم تعداد اندکی از ما، فقط «دوست» نیستیم. ما یکی از شما هستیم. ما بخشی از شما هستیم. ما، همان‌طور که می‌گویم، به یک «مجاهد تمام‌عیار» تبدیل شده‌ایم، می‌دانید؟ حتی اگر ایرانی نباشیم. اما احساس و تعهد ما فراتر از حمایت سیاسی و دوستی است. این یک نوع پیوند معنوی است که در آن ما بخشی از شما شده‌ایم. و این در طول سال‌ها رنج‌کشیدن با شما، کار کردن با شما و زندگی‌کردن با شما ساخته شده است؛ و این، همان‌طور که می‌گویم، چیزی منحصر به‌فرد و تجربه‌ای شگفت‌انگیز است. امیدواریم در نهایت، تمام اینها ثمرهٔ پیروزی و آزادی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورد.

مصاحبه کننده: شما از مردم ایران گفتید که مصاحبه شما را تماشا می‌کنند. پیام شما برای آنها در سال جاری، پس از این همه اتفاق که از گردهمایی پارسال تا امسال رخ داده و پس از سفرهای شما به برلین و واشنگتن و هم‌چنین لندن. چیست؟ و بخواهید اکنون در گردهمایی امسال و به‌طور مستقیم با آنها صحبت کنید، پیام شما به آنها چه خواهد بود؟

آلخو ویدال کوادراس: پیام من به مردم ایران این است: امید خود را حفظ کنید. امید خود را حفظ کنید و بسیج شوید. بسیج شوید، فعال باشید و مبارزه کنید. البته، شاید فکر کنید گفتن این حرف از بیرون آسان است، چون در داخل، وقتی مبارزه می‌کنید، جان خود را به‌خطر می‌اندازید. اما راه دیگری وجود ندارد. تنها مردم ایران با یک قیام توده‌یی و عظیم هستند که این دیکتاتوری را شکست خواهند داد. پیام من به آنها این است: امید خود را حفظ کنید، اراده خود را نگاه دارید و مبارزه کنید.

مصاحبه کننده: و به‌عنوان آخرین سؤال درباره موج اعدامها در ایران، به‌ویژه چندین عضو سازمان مجاهدین که اعدام شدند یا در معرض اعدام هستند؛ چرا که من پست‌های شما را در رسانه‌های اجتماعی درباره آن شش زندانی سیاسی که در زندان قزل‌حصار سرود می‌خواندند و پس از آن همگی اعدام شدند، دیدم؛ و هم‌چنین معترضان دیماه که توسط رژیم اعدام می‌شوند. به نظر شما هدف از این اعدامها در وهله اول چیست و هم‌چنین درباره آن شش نفر که اعدام شدند برایمان بگویید.

آلخو ویدال کوادراس: آن شش نفر، شهید و قهرمان هستند. زیرا می‌توانید تصور کنید قدرت تعهد آنها چقدر باید باشد که می‌توانند درست قبل از اعدام، سرود بخوانند؟ این خارق‌العاده است. این ثابت می‌کند که مقاومت در نهایت پیروز خواهد شد، زیرا چنین ظرفیتی برای فداکاری به‌واقع متأثرکننده و ستودنی است که می‌توانند روحیه خود را حتی در برابر چوبهٔ دار این‌قدر بالا نگه دارند. این به‌واقع فوق‌العاده است و این برای همه ما یک الگوست. پیش از این از من پرسیدید: «چگونه؟ چرا ادامه می‌دهید؟»؛ چون من از افرادی مثل اینها الگو می‌گیرم. اگر افرادی مثل این شش قهرمان، کاری را که انجام می‌دهند، بکنند، بقیه ما نیز باید پیروی کنیم و سعی کنیم خودمان را در سطحی که آنها تعیین کرده‌اند، نگهداریم. پس این به‌واقع چیزی خارق‌العاده است.