بحران اقتصادی

بحران اقتصادی

مرکز آمار رژیم از ابعاد جدید گرانی و تشدید فشار معیشتی بر مردم خبر داد. بر اساس داده‌های منتشر شده، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در مردادماه به ۸۹ درصد رسیده و متوسط قیمت خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها طی یک سال بیش از ۱۲۷ درصد افزایش یافته است.

رسانه‌های حکومتی روز جمعه ششم شهریور، با استناد به گزارش مرکز آمار رژیم، اعلام کردند نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در مردادماه ۸۹ درصد بوده است. به این معنا که خانوارهای ایرانی به‌طور متوسط برای خرید مجموعه‌یی یکسان از کالاها و خدمات، نسبت به مرداد ۱۴۰۴، ۸۹ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند.

بر اساس داده‌های مرکز آمار، بیشترین افزایش قیمت در میان گروه‌های مورد بررسی مربوط به «دخانیات» بوده که قیمت آن از مرداد سال گذشته تا مرداد امسال نزدیک به ۱۶۱ درصد افزایش یافته است.

پس از آن، گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» قرار دارد که طی یک سال با افزایش ۱۲۷.۵ درصدی قیمت مواجه شده است. هم‌چنین هزینه «هتل و رستوران» بیش از ۱۰۷ درصد و هزینه حمل ونقل نزدیک به ۱۰۵ درصد نسبت به مرداد ۱۴۰۴ افزایش داشته است.

مرکز آمار رژیم هم‌چنین نرخ تورم مصرف‌کننده در ۱۲ ماه منتهی به پایان مردادماه امسال را ۶۹.۹ درصد اعلام کرده است. نرخ تورم ماهانه در مردادماه نیز ۳.۴ درصد گزارش‌شده است.

پزشکیان: گرانی «طبیعی» است

انتشار این آمار در حالی است که گرانی کالاهای اساسی و تشدید فشار اقتصادی، بخش‌های گسترده‌یی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده است.

پزشکیان، رئیس‌جمهور رژیم، روز ۲۴ مرداد در واکنش به انتقادها درباره گرانی شدید کالاها و تأثیر آن بر معیشت مردم، این وضعیت را «طبیعی» خواند و محاصره اقتصادی و تحریم‌های نفتی آمریکا را از دلایل آن عنوان کرد.

آمار رسمی مرکز آمار ایران در حالی منتشر می‌شود که افزایش بیش از ۱۲۷ درصدی قیمت خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها طی تنها یک سال، فشار سنگینی بر هزینه‌های روزمره و سفره مردم وارد کرده است.

حکومت در سررسید درو کردن بحرانها

حکومت در سررسید درو کردن بحرانها

حکومت در سررسید درو کردن بحرانها

کیفیت موقعیت سیاسیِ یک دولت، تشکل یا ارگان که سرنوشت حیاتی‌اش مشروط به تحولات سیاسی و اقتصادی در داخل و خارج کشور است، اهمیتی فوق‌العاده دارد. این‌که موقعیت یک دولت یا ارگان در بن‌بست است یا در گشایش، دو روش حکمرانی و دو چشم‌انداز بس‌متفاوت را ترسیم خواهد نمود.

نمونه‌ی چنین موقعیتی که بتوان مختصات سیاسی و اقتصادی‌اش را برشمرد، هم‌اکنون در «دولت ابربحران»[۱] متکی بر ولی فقیه متبلور شده است. درواقع «ابربحران»ی که دولت پزشکیان به آن تشبیه شده است، محصول همه‌عمر بحران‌کاری یا کشت بحران توسط ولی فقیه و اتاق فکر نظام آن است.

فصل سررسید کاشت بحران

این روزها برای نظام تمامیت‌خواه ولایی ــ فقاهتی، در دل دورانی سپری می‌شوند که روزگار سررسید درو کردن همه‌ی آن چیزهایی‌ست که در داخل و منطقه و دنیا کاشت. پیش رو، یا ادامه بر همان پاشنه است ــ که هم‌اکنون گریبان‌اش را سخت می‌فشرد ــ یا تنبیه و بازگشت.

در صورت پافشاری بر پاشنه‌ی سیاست دو پایه‌ییِ ۴۷ ساله‌ ــ سرکوب داخلی و تروریسم خارجی ــ دیگر حتی در درون خود هم یاران غار در کار نخواهد بود. شرایط سیاسی و اقتصادی هم زنگ خطر روزانه‌شان یک‌دم گوش اتاق فکر نظام را رها نمی‌کنند. وجهی از این زنگ خطر داخلی و بین‌المللی را روزنامه‌ی آرمان ملی در شماره‌ی ۳ شهریور ۱۴۰۵ توصیف نموده است:

«شرایط کنونی متفاوت ارزیابی می‌شود؛ چرا که تحریم‌ها از پشتوانه‌های حقوقی و اسناد بین‌المللی برخوردار شده‌اند و همین مسئله می‌تواند دامنه اجرای آن‌ها را گسترده‌تر و الزام‌آورتر کند. همزمان، واکنش برخی کشورهای منطقه نیز نشانه‌هایی از تشدید این روند را نشان داده است. به‌گونه‌ای که برخی همسایگان در مدت کوتاهی سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری را در قبال این محدودیت‌ها اتخاذ کرده‌اند. پیش‌بینی می‌شود سایر کشورها نیز به‌تدریج در همین مسیر حرکت کنند.»

این تازه اندکی از خش برداشتن سیاست مماشات منطقه‌یی و جهانی با حاکمیت ملایان است. باید دید در روزها و هفته‌های آینده، این سیاست تا چه میزان به جانب قاطعیت و گسترش میل می‌کند.

«ابربحران»؛ فروپاشی سرمایه‌ی اجتماعی و اقتصادی

اما جوهر بازگشت از سیاست ۴۷ ساله در چیست؟ در بازنگریِ ریشه‌ییِ گذشته و دور شدن از محوری که نظام بر گرد آن چرخیده است. یعنی نظامی دیگر با ساختاری دیگر!

در بازگشت از سیاست متکی بر جنایت ۴۷ ساله، بزرگ‌ترین مشکل نظام، فروپاشیِ سرمایه‌ی اجتماعی یا پایگاه مردمی است. به این‌جا که می‌رسد، تمام تبلیغات هیاهوصفت حاکمیت، باد هوا می‌شود و واقعیت، همان زنگ خطر بیخ گوش اتاق فکر نظام است. روزنامه شرق در شماره‌ی ۳ شهریور ۱۴۰۵ تعارف را کنار گذاشته و نیمچه آینه‌یی را مقابل ولی فقیه و اتاق فکر نظام قرار داده است:

«بسیاری مهم‌ترین مانع و بزرگ‌ترین سد راه انجام اصلاحات عمیق و ساختاری اقتصادی را که ضرورتی حیاتی برای توسعه و تداوم حیات ملی است، ضعف سرمایه اجتماعی می‌دانند.»

پاسدار قالیباف هم باتوجه به همین فروپاشیِ سرمایه‌ی اجتماعی، گفته بود: «ما هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم.»

رئیس بانک مرکزی در تکمیل حرف‌های پاسدار قالیباف، بر  فروپاشیِ بنیادهای تولید و اقتصاد تأکید کرد: «صادرات نفت ایران به صفر رسیده و برخلاف عراق و قطر، به ذخایر ارزی‌مان نیز دسترسی نداریم.»  

باوجود همه‌ی این نشانه‌های بسیار مهم، واقعیت اصلی این است که در بازگشت از سیاست ۴۷ ساله، بیش از همه، ولی فقیه می‌داند که اکثریت ملت در کمین آن هستند تا سرنوشتی دیگر را برای ایران اشغال‌شده رقم بزنند.

پی‌نوشت:

[۱] روزنامه اطلاعات، ۳شهریور ۱۴۰۵

«اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش!»

 «اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش!»

«اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش!»

در شرایطی که ولایت وارفتهٔ آخوندی در محاصره بحرانها دست‌وپا می‌زند و برای تأمین هزینه‌های سرکوب و جنگ‌افروزی، سودای افزایش قیمت بنزین را در سر می‌پروراند، کانون‌های قهرمان شورشی با اجرای ۶۰ رشته عملیات درهم‌کوبنده، پاسخ آتشین جامعه را به نمایش گذاشتند.

قهرمانان دلیر با شعار «اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش!» مراکز سرکوب و غارت و جنایت را در هم کوبیدند.

قهرمانان شورشی همزمان با اخطار آتشین در شهرهای مختلف، یادآوری و تصریح کردند «روزانه ۵ میلیون لیتر از سپاه، از بسیج، از اطلاعات و از انتظامی کم کنید جمعاً می‌شود ۲۰ میلیون لیتر، دیگر کمبودی نیست و ۵ میلیون لیتر هم اضافه می‌آورید!».

در این سلسله عملیات، شورشگران پایگاههای بسیج سپاه پاسداران را در شهرهای کرج، شادگان، دزفول، ایرانشهر و کرمانشاه به آتش کشیدند؛ حوزه‌های جهل و جنایت را در مشهد و کرمانشاه منفجر کردند و با پرتاب کوکتل به دفتر موسوم به حج و زیارت در تهران، حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در چپاول و دجالیت را به آتش کشیدند.

در هم کوبیدن مراکز سرکوب و تهاجم سراسری رزم‌آوران در شهرهای مختلف، اخطاری آتشین و خط بطلانی بود بر توهم خاموش کردن شعله‌های خشم مردم.

شمار دیگری از پاسخ‌های آتشین کانون‌های قهرمان در شهرهای مختلف به شرح زیر است:

  • انفجار در شهرداری غارتگر منطقه ۶ مشهد
  • انفجار در مرکز بسیج ضددانش آموزی ایرانشهر با پرتاب کوکتل
  • انفجار در محل تجمع نیروهای رژیم در برازجان با پرتاب کوکتل
  • به آتش کشیدن راهنمای ستاد خبرچینی بسیج سپاه پاسداران چابهار با پرتاب کوکتل
  • به آتش کشیدن راهنمای ستاد جاسوسی وزارت اطلاعات چابهار با پرتاب کوکتل
  • انفجار در محل تجمع امنیتی اطلاعاتی بروجن (چهارمحال و بختیاری) با شعار: درود بر رجوی، مرگ بر اصل ولایت فقیه

واحدهای دلیر کانون‌های شورشی، همزمان با در هم کوبیدن ارگانهای سرکوب و فساد، نمادهای پلید حکومتی، بنرهای خمینی ملعون، خامنه‌ای ضحاک و ولایت نورسیده را در مناطق مختلف شهرهای تهران، خمین، بابل، دماوند، کرج، مشهد، شیراز، یزد، کرمانشاه، بندرعباس، ایلام، خرم‌آباد، نورآباد ممسنی، دامغان، زاهدان، زابل، لردگان، بم، الیگودرز، ازنا، سمیرم، ساوه، دزفول و اراک به آتش کشیدند. شورشگران هم‌چنین در زاهدان، سراوان و سرباز با شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» بنرهای مجتبی خامنه‌ای را به آتش کشیدند.

ولایت مفلوک و نورسیده می‌خواست با افزایش قیمت بنزین، هزینهٔ سرکوب جوانان و نمایش‌های شبانه‌اش را از جیب مردم ایران تأمین کند اما شورشگران با ۶۰ اخطار آتشین با شعار «اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش!» نشان دادند که «کینگ مجتبی» و رئیس‌جمهورش هرگز از آتش خشم مردم و شورشگران در امان نیستند.