تظاهرات ایرانیان در سالگرد قیام ۱۴۰۱

تظاهرات ایرانیان در سالگرد قیام ۱۴۰۱

تظاهرات پرشور ایرانیان آزاده و حامیان مقاومت ایران در میدان تروکادروی پاریس، در گرامیداشت سالگرد قیام سراسری ۱۴۰۱ و یاد جان‌باختگان راه آزادی، یکی از مهم‌ترین گردهمایی‌های مقاومت ایران در شهریور ۱۴۰۵ بود. این گردهمایی که با شعار محوری «نه به اعدام» برگزار گردید، از یک‌سو تلاشی سازمان‌یافته برای انعکاس صدای قیام‌آفرینان داخل کشور و کارزار دادخواهی خانواده‌های شهیدان بود و از سوی دیگر، نشانه‌ای عینی از تداوم پویایی جنبشی که سرکوب سیستماتیک و ماشین اعدام حکومت نتوانسته شعله‌های آن را خاموش کند. اهمیت این تظاهرات در بستر رویارویی جامعه ایران با استبداد مذهبی، ضرورت پیوند زدن مطالبات کف خیابان با دیپلماسی بین‌المللی و بازتعریف آینده‌ای عاری از هر گونه ستم و وابستگی خلاصه می‌شود.

تداوم آتش قیام و نقش پیشتاز زنان

در کانون توجه این گردهمایی، پیام مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت قرار داشت که روایتی دقیق از وضعیت انفجاری جامعه ایران و چشم‌انداز سرنگونی رژیم ارائه داد. او با درود به جان‌باختگان قیام از جمله مهسا (ژینا) امینی و شهیدانی چون حدیث، سارینا، مهرشاد، خدانور و دکتر ابراهیم ریگی و یادآوری وقایعی چون جمعه خونین زاهدان، تأکید کرد که پیوند فداکاری جوانان با سازمان‌یافتگی جامعه گسست‌ناپذیر است.

مریم رجوی در بخشی از پیام خود با اشاره به شکست راهبردهای رژیم برای مهار بحرانها تصریح کرد:

«هشت ماه بعد از قیام دیماه ۱۴۰۴، امروز با یقین می‌توان گفت همه اقدام‌ها و ترفندهای رژیم برای خروج از موقعیت سرنگونی شکست‌خورده است. اکنون بقایای رژیم شب و روز در کابوس سرنگونی هستند. اعتراض مردم سرکوب‌شده، غارت‌شده و بی‌حقوق بالا و بالاتر می‌گیرد. شهرهای ایران ملتهب است».

وی با اشاره به تشدید کم‌سابقه اعدامها به‌عنوان آخرین حربه برای ایجاد ارعاب و جلوگیری از فوران مجدد اعتراضات، روی‌آوری حاکمیت به چوبه دار را نشانه استیصال دانست. مریم رجوی در تحلیل ویژگی‌های برجسته قیام ۱۴۰۱، به‌طور خاص به تثبیت نقش رهبری زنان و مرزبندی تاریخی با استبداد گذشته و حال پرداخت و گفت:

«قیام ۱۴۰۱ شعار مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر را همه‌گیر کرد و نقش تعیین‌کننده زنان را که چند دهه فداکاری و جانبازی زنان مجاهد و مبارز برای آن راه گشوده است، آشکار کرد. خوشا زنان پیشتاز، به‌ویژه دختران دانشجویی که فریاد کشیدند: چه باحجاب، چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب و تلاش‌ها برای منحرف کردن قیام را بی‌اثر کردند. هم‌چنان که مرزبندی نه شاه، نه شیخ بیش از همیشه اعتبار یافت».

او هم‌چنین با نفی هر گونه تلاش برای باز تولید دیکتاتوری سلطنتی و انحراف مسیر مبارزه مردم ایران خاطرنشان ساخت:

«بقایای شیخ و شاه جنگ و دیکتاتوری می‌خواهند، اما مردم ایران صلح و آزادی می‌خواهند. شعار شورای ملی مقاومت ایران صلح و آزادی است. و سرانجام این صلح و آزادی است که پیروز می‌شود».

دادخواهی و نفی اعدام؛ فریاد خانواده‌ها و وجدانهای بیدار

تظاهرات پاریس هم‌چنین تریبونی برای محکومیت جنایات حقوق‌بشری و مطالبه لغو حکم اعدام بود. مژگان جولایی در سخنان افتتاحیه خود با تجلیل از مقاومت مردم، هدف از این کارزار را ترسیم فردایی انسانی خواند و تأکید کرد:

«امروز می‌خواهیم صدای انسان‌هایی باشیم که جانشان در خطر است و خانواده‌هایی که چشم به راه عزیزانشان هستند و همراه با خانواده‌های دادخواه در ایران فریاد می‌زنیم اعدامها باید متوقف شوند. از نه به اعدام می‌گوییم چون نمی‌خواهیم فردای ایران با مرگ و طناب دار رقم بخورد. می‌خواهیم فردای ایران فردای زندگی، آزادی و کرامت انسانی باشد».

او در ادامه پیوند تاریخی نسل‌ها را در شعار رهایی از استبداد یادآور شد و افزود:

«آنها رفتند اما آرزویشان برای آزادی ایران باقی مانده است. از قیام تا مقاومت از نسل‌های گذشته تا نسل امروز یک آرمان پابرجاست. ایران آزاد، ایران بدون شاه و شیخ».

ابعاد بین‌المللی و حقوقی؛ حق مشروع مقاومت در برابر ستم

حضور و سخنرانی شخصیت‌های برجسته حقوق‌بشری و بین‌المللی نظیر ژیلبر میتران، رئیس بنیاد فرانس‌لیبرته (بنیاد دانیل میتران)، وزن سیاسی و حقوقی ویژه‌یی به تظاهرات بخشید. میتران با اشاره به آمار فزاینده اعدامها که فراتر از هر توجیه قضایی است، ماهیت این احکام را افشا کرد و گفت:

«مجازات اعدام که توسط دستگاه قضایی در ایران اعمال می‌شود یک موضوع مربوط به عدالت نیست. بلکه ابزاری سیاسی برای ایجاد رعب و وحشت در برابر هر گونه اعتراض، علیه جوانان، علیه هر گونه مخالفت با رژیم و علیه مردم این کشور است».

میتران با اشاره به پیشینه ممنوعیت تجمعات در فرانسه تحت محاسبات سیاسی و ایستادگی مقاومت در برابر این محدودیت‌ها، بر ضرورت اقدام قاطع جامعه بین‌المللی پای فشرد و اظهار داشت:

«شکستن سکوت امروز به‌معنای خواستن ارجاع پرونده تخلفات و نقض حقوق‌بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد است. آن هم پس از صدور ۷۲ قطعنامه محکومیت از سوی مجمع عمومی سازمان ملل و دیگر ارگانهای آن. این امر هم‌چنین به‌معنای پذیرش تمام عواقب و پیامدهای اصل دو اعلامیه حقوق‌بشر و شهروندان است. یعنی حق مقاومت در برابر ستم به‌عنوان یک حق بنیادین».

او یادآور شد که جامعه جهانی باید با به‌رسمیت شناختن این حق بنیادین، از جنبش‌های سازمان‌یافته‌ای که اراده عمومی را به کنشی مؤثر علیه استبداد تبدیل می‌کنند، پشتیبانی کند.

پیشتازی زنان و نسل شورشگر در کلام سخنرانان

مهین افشار، یکی دیگر از سخنرانان تظاهرات، بر عاملیت و رهبری زنان در قیامهای جاری تأکید کرد و نشان داد که تحولات کنونی ایران نه موجی زودگذر، بلکه فرایندی بنیادین و ریشه‌دار است. وی گفت:

«قیامی که زنان شجاع ایران در صفوف مقدم ایستادند و بسیاری از اعتراضات را رهبری کردند. و نشان دادند که زنان و جوانان ایران قربانیان خاموش سرکوب نیستند، بلکه رهبران و معماران اصلی تغییرند».

او با ترسیم بن‌بست‌های همه‌جانبه رژیم در برابر اراده طبقات مختلف از جمله کارگران، معلمان، بازنشستگان و اقلیتها افزود:

«پیام ما به رژیم و حامیان او این است: آزادی و امید یک ملت بزرگ را نمی‌توانید به بند بکشید. مردم ایران هرگز تسلیم نشدند و تا سرنگونی تمام ساختارهای سرکوب و دستیابی به جامعه آزاد و برابر پرچم مبارزه را بر زمین نخواهند گذاشت».

هم‌چنین پرنیان سرآمد در سخنان خود به اقدامات شجاعانه کانون‌های شورشی در داخل ایران اشاره کرد و ارتقای تشکیلاتی و انتخاب مهناز میمنت به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق را نمادی از انسجام تشکیلاتی در برابر فاشیسم مذهبی دانست.

اهمیت راهبردی گردهمایی پاریس

تظاهرات پاریس در مقطع زمانی حساس کنونی واجد چند پیام کلیدی است:

۱. تجمع در میدان تروکادرو نشان داد که سیاست مماشات یا بستن فضا نمی‌تواند صدای مردم ایران را منزوی کند؛

۲. اتصال سرکوب‌های خیابانی و احکام اعدام به ضرورت مداخله سازمان ملل و ارجاع پرونده به شورای امنیت؛

۳. تثبیت مجدد گفتمان «نه شاه، نه شیخ» به‌عنوان سنگ‌بنای انقلاب دموکراتیک، که در آن حاکمیت مردم، برابری جنسیتی و لغو مجازات اعدام ارکان آینده ایران را تشکیل می‌دهند.

این گردهمایی بار دیگر به افکار عمومی جهان نشان داد که قیام مردم ایران برای آزادی و برابری، مسیری بی‌بازگشت است که تا پایان بخشیدن به حاکمیت استبداد متوقف نخواهد شد.