ژان پیر برار، توماس لوتسه، عبدالله هوتی

ژان پیر برار، توماس لوتسه، عبدالله هوتی

نه به اعدام در ایران:

ضرورت حسابرسی از سردمداران رژیم

ارجاع پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت سازمان ملل

کنفرانس به‌مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام

با حضور شخصیت‌های برجستهٔ سیاسی و حقوقدانان

سخنرانی:

عبدالله هوتی – نخست‌وزیر کوزوو ۲۰۲۰-۲۰۲۱، نمایندهٔ پارلمان

ژان پیر برار، رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک، نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه

توماس لوتسه – نمایندهٔ مجلس فدرال آلمان ۲۰۰۹-۲۰۲۵

عبدالله هوتی – نخست‌وزیر کوزوو ۲۰۲۰-۲۰۲۱، نمایندهٔ پارلمان

  • راه‌حل ایران نه مداخله نظامی خارجی است و نه تعامل با یک دیکتاتوری مذهبی، راه‌حل در دستان مردم ایران قرار دارد.
  • مبارزه مردم ایران صرفاً رد رژیم حاکم نیست، بلکه طرد دیکتاتوری در تمامی اشکال آن است. همان‌طور که در شعار مردمی مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر بیان شده است.
  • من از تلاش‌های خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت تقدیر می‌کنم کسی که کارزارش علیه مجازات اعدام توجه بین‌المللی را بر زندانیان سیاسی و قربانیان سرکوب متمرکز نگه داشته است.
  • برنامه ۱۰ماده‌ای ایشان تنها چشم‌انداز دموکراتیک مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو مجازات اعدام، حقوق‌بشر، حقوق اقلیت‌ها و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را ارائه می‌دهد.

دوستان عزیز، در روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، ما همبستگی خود را با مردم ایران ابراز می‌کنیم و به‌روشنی اعلام می‌کنیم: نه به اعدام، نه به سرکوب و نه به رژیمی که برای بقای خود بر ترس، خشونت و خون‌ریزی تکیه دارد. در ایران، مجازات اعدام نه به‌عنوان ابزاری برای عدالت، بلکه به‌عنوان ابزاری برای حفظ قدرت و جلوگیری از مطالبه حقوق بنیادین مردم به‌کار گرفته می‌شود. با این حال، تاریخ نشان داده است که هیچ دیکتاتوری‌ای هرگز موفق نشده است تمایل انسان به آزادی را از طریق سرکوب و اعدام خاموش کند.

مردم ایران تسلیم استبداد نشده‌اند. امروز، شهروندان از تمامی اقشار جامعه به نشان دادن شجاعت چشم‌گیر خود در مبارزه برای آزادی و دموکراسی ادامه می‌دهند. مقاومت آنها از طریق کانون‌های شورشی روزبه‌روز سازمان‌یافته‌تر می‌شود. پیام ما روشن است: راه‌حل ایران نه مداخله‌ٔ نظامی خارجی است و نه تعامل با یک دیکتاتوری مذهبی. راه‌حل در دستان مردم ایران قرار دارد. مبارزه مردم ایران صرفاً رد رژیم حاکم نیست، بلکه طرد دیکتاتوری در تمامی اشکال آن است؛ همان‌طور که در شعار مردمی «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» بیان شده است. ایرانیان به‌روشنی اعلام کرده‌اند که نه خواستار بازگشت به گذشته هستند و نه خواهان استمرار سیستم کنونی. من از تلاش‌های رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، خانم مریم رجوی، تقدیر می‌کنم؛ کسی که کارزارش علیه مجازات اعدام، توجه بین‌المللی را بر زندانیان سیاسی و قربانیان سرکوب متمرکز نگه داشته است. برنامه ۱۰ماده‌ای ایشان تنها چشم‌انداز دموکراتیک مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو مجازات اعدام، حقوق‌بشر، حقوق اقلیتها و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را ارائه می‌دهد. من از تمامی دولتها می‌خواهم که اعدام‌های رژیم را محکوم کنند و روابط با ایران را به‌شرط پایان دادن به اعدامها و احترام به حقوق‌بشر مشروط سازند. پیام ما به زندانیان سیاسی ایران، خانواده‌های قربانیان و همه کسانی که برای آزادی مبارزه می‌کنند این است: شما تنها نیستید. شجاعت شما الهام‌بخش جهان است. ما در کنار شما می‌ایستم. بسیار سپاسگزارم.

ژان پیر برار، رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک، نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه

  • پسر شاه مخلوع ایران سعی دارد وانمود کند که راه چاره یا جایگزین است. او هرگز یک راه چاره نیست.
  • ما در فرانسه هم‌چنان در کنار مبارزه مردم ایران خواهیم ایستاد و تمامی تلاش‌هایی را که برای مصادره این فداکاریها انجام می‌شود افشا خواهیم کرد.
  • شعاری هست که می‌گوید: «نه شاه، نه شیخ»، هر دوی آنها به یک اندازه هولناک و ستمگرند.
  • هرگز نباید از یاد برد که دیکتاتوری شاه جان هزاران هزار نفر را گرفت. این جان‌باختگان نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند. کسی که هرگز جنایات پدرش را محکوم نکرده است.
  • پدر جنایتکار بود و پسر، فرزند یک جنایتکار است. خودداری او از محکوم کردن آن جنایات، به‌روشنی نشان می‌دهد که هیچ درسی از گذشته نگرفته است. این رویکرد راهی برای تداوم ستم و نجات‌بخشی از حکومت آخوندهاست.

بسیار خوشحالم که در این گردهمایی در حمایت از مقاومت ایران در کنار شما هستم. ما هم‌چنین این ملت بپا خاسته را بسیار تحسین می‌کنیم که در برابر هزینه‌ها و فداکاریهای تحمیل‌شده از سوی دیکتاتوری دینی آخوندها پایداری می‌کند. ما در پاریس، در مجلس ملی و سنا، موفق شدیم اکثریت نمایندگان پارلمان فرانسه را همراه کنیم؛ نمایندگانی که حمایت خود را از مقاومت و مردم ایران برای رهایی از دیکتاتوری اعلام کردند. این گامی بسیار مهم و دستاوردی برجسته است. مردم ایران به بهای فداکاریهایی باور نکردنی مقاومت می‌کنند. مسلماً ما از تجربه تاریخ فرانسه و با یاد مقاومت در برابر نازی‌ها می‌دانیم که متأسفانه برای دستیابی به آزادی، خونهای بسیاری فدا می‌شود. با این حال پیشرفتهایی حاصل شده است؛ گواه این مدعا آن است که امروز شاهد ظهور جریانهایی هستید که هرگز در کنار مردم ایران نایستاده بودند، اما امروز سر برآورده‌اند و می‌کوشند بگویند: «ما هم هستیم». به‌ویژه منظورم پسر شاه مخلوع ایران است؛ همان دیکتاتور سابق که آسیب‌های بی‌شماری به کشورش وارد کرد و اکنون پسرش که در آمریکا پناهنده است، سعی دارد وانمود کند که راه چاره یا جایگزین است. در حالی‌که او هرگز یک راه چاره نیست. نه‌تنها پدرش جنایات هولناکی را به‌دست پلیس سیاسی خود، یعنی ساواک، رقم زد، ساواکی که به تعبیری هم‌چون گشتاپو در دوران نازی‌ها بود، بلکه هم‌چنین بسیار خرسند شدم وقتی شنیدم همکار آلمانیمان از نقش دوستان آلمانی ما در همبستگی با مقاومت ایران سخن گفت؛ زیرا حتی در آلمان نیز امروز تلاش‌هایی صورت می‌گیرد تا حمایتها از مقاومت ایران را تضعیف کنند.

برای نمونه، یک بنیاد به‌تازگی تصمیم گرفته است از پسر شاه تجلیل کند. این بنیاد، یعنی بنیاد فردریش ناومن برای آزادی»، این جسارت را به‌خرج داده که بکوشد رنج‌های مردم ایران و شجاعت مقاومت سازمان‌یافته، به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌فراموشی بسپارد تا این مقاومت را نادیده بگیرد و شرایطی فراهم آورد که فردا، هم‌زمان با سرنگونی محتوم آخوندها، پیروزی ملت ایران را به‌سرقت ببرند. نباید اجازه داد چنین چیزی رخ دهد. باید نسبت به تمام این تلاش‌ها بسیار هوشیار بود؛ تلاش‌هایی که برای محروم‌ساختن مردم ایران از ثمره رنج‌ها و فداکاریهایشان شکل می‌گیرد. می‌خواهم تأکید کنم که ما در فرانسه هم‌چنان در کنار مبارزه دوستان ایرانی و مردم ایران خواهیم ایستاد و تمامی تلاش‌هایی را که برای مصادره این فداکاریها انجام می‌شود افشا خواهیم کرد. شعاری است که می‌گوید: «نه شاه، نه شیخ»؛ ما برای فرانسوی‌زبانان نیز همین را می‌گوییم: «نه شاه، نه شیخ». هر دوی آنها به یک اندازه هولناک و ستمگرند. هرگز نباید از یاد برد که دیکتاتوری شاه جان هزاران هزار نفر را گرفت و این جان‌باختگان، نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند؛ فردی که هرگز جنایات پدرش را محکوم نکرده است. پدر جنایتکار بود و پسر، فرزند یک جنایتکار است. او شخصاً مسئول آن فجایع نیست، اما خودداری‌اش از محکوم کردن آن جنایات به‌روشنی نشان می‌دهد که هیچ درسی از گذشته نگرفته است. این رویکرد، راهی برای تداوم ستم و حتی نجات‌بخشی از حکومت آخوندهاست؛ چرا که وقتی دیکتاتوری آخوندها در اثر پایداری مردم تضعیف شده است، نباید اجازه داد کسانی که پیش‌تر حامی نظام شاه بودند، بکوشند جایی در کنار آخوندها پیدا کنند و نوعی مصالحه به‌وجود آورند تا ملت ایران را از دستاورد مبارزات مقاومتشان محروم سازند.

بنابراین، ما همان‌گونه که مردم ایران تاکنون مبارزه کرده‌اند همگام با آنان هستیم، اما هم‌زمان بسیار مراقبیم که اجازه ندهیم چهره‌های بدنام به‌صحنه بازگردند؛ مانند اقداماتی که بنیاد فردریش ناومن در آلمان انجام می‌دهد تا چهره کسانی را تطهیر کند که تنها وارثان جنایتکاران دیروز و امروزند. ما به تعهدات پیشین خود پایبند خواهیم بود و اجازه نخواهیم داد مردم ایران از پیروزی خود و ثمره فداکاریهایشان محروم شوند. با سپاس فراوان از همه شما.

توماس لوتسه – نمایندهٔ مجلس فدرال آلمان ۲۰۲۵-۲۰۰۹

  • بنیاد فردریش ناومان قصد دارد امسال جایزه صلح خود را به پسر شاه اهدا کند. اینجاست که کاسه صبر و مدارا لبریز می‌شود. پسر شاه به هیچ‌وجه موضعی انتقادی در برابر رژیم پدرش اتخاذ نکرده است. این‌که صرفاً به‌دلیل تبار و تولد به او حق رهبری داده شود، به عقیده من کاملاً غیردموکراتیک و نامناسب است.

دوستان گرامی، خانم‌ها و آقایان محترم، اجازه دهید خیلی کوتاه به دو نکته اشاره کنم. نکته نخست صرفاً اشاره‌یی است به موضوع اصلی این نشست، یعنی مجازات اعدام. در واقع پیش‌تر تقریباً همه چیز در این باره بیان شده است؛ اما از دیدگاه حقوقی، مجازات اعدام همواره این عیب بزرگ را دارد که هرگز قابل بازگشت نیست، دست‌کم زمانی که اجرا شده باشد؛ فارغ از آن که مانند پرونده‌های مدنظر ما احکامی با انگیزه‌های سیاسی باشند یا احکامی صرفاً قضایی. بنابراین، اگر بعدها عفوی نیز صادر شود، برای محکومانی که حکم اعدامشان به اجرا درآمده است، دیگر جبران‌پذیر و قابل بازگشت نخواهد بود.

نکته دوم که برای من بسیار مهم و دغدغه‌ای قلبی است: من سال‌ها نماینده پارلمان آلمان بودم و در آلمان افزون بر احزاب و فراکسیونهای پارلمانی، بنیادهای سیاسی نیز فعالیت دارند که بودجه قابل توجهی از دولت برای آموزش‌های سیاسی دریافت می‌کنند. «بنیاد فردریش ناومان» یکی از این بنیادها و وابسته به لیبرال‌هاست؛ حزبی که در حال حاضر در بوندستاگ حضور ندارد، اما هم‌چنان جریانی سیاسی و تأثیرگذار در آلمان به‌شمار می‌رود. این بنیاد قصد دارد امسال جایزه صلح خود را به پسر شاه اهدا کند. به باور من، اینجاست که دست‌کم برای من به‌عنوان یک کنشگر سیاسی، کاسه صبر و مدارا لبریز می‌شود. در این نشست نیز بارها گفته شد که این پسر شاه به هیچ‌وجه موضعی انتقادی در برابر رژیم پدرشیعنی رژیم شاه که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد و به حق هم سرنگون شد اتخاذ نکرده است. او هم‌چنان از ساختارهای خاصی که با خود به تبعید برده استفاده می‌کند تا به نوعی آنچه را که در آن دوران رخ داده بود، کم‌اهمیت جلوه دهد و توجیه کند.

این‌که صرفاً به‌دلیل تبار و تولدش به او حق رهبری داده شود، به عقیده من کاملاً غیردموکراتیک و نامناسب است.

زیرا به باور من، اهدای جایزه صلح به چنین فردی نهایت وقاحت است و باید جلوی آن گرفته شود. بسیار سپاسگزارم. متشکرم که به من این فرصت را دادید تا فارغ از موضوع مجازات اعدام، این مطالب را نیز در این نشست بیان کنم.