
آلخو ویدال
پروفسور آلخو ویدال کوادراس
رئیس کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت
نایبرئیس پارلمان اروپا ۲۰۱۴-۱۹۹۹
سیاستمداران اروپایی نباید با میزبانی از رضا پهلوی
اصول دموکراتیک خود را قربانی کنند
رژیم ایران بارها نشان داده که از صلح بیشتر از جنگ میترسد
جنگ خارجی به حاکمان ایران بهانه میدهد
که سرکوب داخلی را تشدید کنند
عامل تعیینکننده تعداد بمبهای پرتابشده
یا فشار اقتصادی از خارج نیست
عامل تعیینکننده خود مردم ایران هستند
و عزم آنها بر ضد دیکتاتوری
و برای سازماندهی آیندهای دموکراتیک
وظیفه اروپا حمایت از اصولی است که اروپاییان به آن پایبندند
حاکمیت مردم، برابری شهروندان، آزادی بیان، حاکمیت قانون
و حق مردم برای انتخاب دولت که این بهمعنای فاصله از پهلوی است
پرفسور آلخو ویدال کوادراس در مقالهیی در بروکسل سیگنال بلژیک، با عنوان «سیاستمداران اروپایی نباید با میزبانی از رضا پهلوی اصول دموکراتیک خود را قربانی کنند»، مینویسد: هنگامی که سیاستمداران دموکراتیک اصول اعلام شدهٔ خود را برای منافع سیاسی کوتاهمدت کنار میگذارند، پیامدهای آن اغلب به سراغشان میآید. تاریخ اروپا هشدارهای فراوانی ارائه میدهد. هرگاه مصلحتگرایی سیاسی بر ارزشهای دموکراتیک ارجحیت یابد، زنگ خطر باید به صدا درآید.
نشانههای فزایندهیی وجود دارد که جهان ممکن است به دور دیگری از رویارویی نظامی بین ایالات متحده و ایران نزدیک شود. برای اروپا، و بهویژه بروکسل، خطرات بسیار زیاد است. پیامدها میتواند امنیت منطقهای، بازارهای انرژی، تجارت بینالمللی و منافع استراتژیک اروپا را تحت تأثیر قرار دهد.
جنگ قبلی درسهای مهمی داشت. رژیم ایران بارها نشان داده است که ممکن است از صلح بیشتر از جنگ بترسد. رویارویی خارجی به حاکمان آن بهانهیی میدهد تا سرکوب داخلی را تشدید کرده و مخالفت سیاسی را بهعنوان همکاری با دشمنان خارجی به تصویر بکشند…
عامل تعیینکننده تعداد بمبهای پرتابشده یا شدت فشار اقتصادی از خارج، نیست. عامل تعیینکننده خود مردم ایران، عزم آنها بر ضددیکتاتوری و توان آنها برای تغییر رژیم و سازماندهی آیندهای دموکراتیک است. توجه اروپا باید در اینجا متمرکز شود. بحران اخیر درس دیگری هم داشت و آن این بود که عدم قطعیت بینالمللی، فرصتهایی را برای افراد سیاسی که بهدنبال ربودن رنج دیگران هستند، ایجاد میکند. رضا پهلوی تلاش کرده است خود را بهعنوان ذینفع بحران ایران معرفی کند. حمایت مکرر و صریح او از اقدام نظامی خارجی علیه ایران، نگرانیهای جدی را ایجاد کرده که او برای هموار کردن راه خود به قدرت، روی قدرتهای خارجی حساب میکند.
چرخیدن او در نهادهای سیاسی و رسانهیی اروپا طرحی برای نمایش تصویری از یک جایگزین معتبر است. اما مطرح شدن بینالمللی، جایگزینی برای مشروعیت دموکراتیک نیست و یک نام خانوادگی معروف، یک برنامه سیاسی نیست.
پهلوی نتوانسته است ظرفیت سازمانی، نقشه راه دموکراتیک یا حضور معناداری را در داخل و خارج کشور نشان دهد.
نگرانکنندهتر اینکه، او هرگز سرکوبهای حکومت پدرش از جمله شکنجه و زندان سیاسی که سالها توسط ساواک، پلیس مخفی بدنام شاه، انجام میشد را رد نکرده است. در عوض، او بارها از میراث پدرش، تمجید کرده است.
همچنین رفتار برخی از حامیان پهلوی نیز مطرح است. فعالان اپوزیسیون ایران در سراسر اروپا پروندههای حقوقی بسیاری علیه آنها بهدلیل ارعاب، حملات فیزیکی و اخلال علیه کسانی که هم سلطنت را رد میکنند و هم علیه رژیم مذهبی فعالیت دارند تشکیل دادهاند.
در آلمان، تصمیم بنیاد فریدریش ناومان برای اهدای جایزه آزادی ۲۰۲۶ خود، به رضا پهلوی، اعتراضات شدیدی را از سوی شخصیتهای سیاسی آلمان، انجمنهای ایرانی، مدافعان حقوقبشر و زندانیان سیاسی سابق برانگیخته است. هرتا دویبلرگملین، وزیر دادگستری پیشین از حزب سوسیالدموکرات، به درخواستها برای لغو این تصمیم پیوسته و زندانیان سیاسی رژیم شاه در اعتراض، به این بنیاد نامه نوشتهاند.
در بلژیک، تلاشها برای ترتیب دادن حضور پارلمانی پهلوی در طول همین سفر اروپایی با مخالفت جوامع ایرانی و شخصیتهای سیاسی مواجه شد. ماکسیم پروو، وزیر امور خارجه، توصیه کرد که پهلوی بهعنوان صدای اپوزیسیون ایران تلقی نشود و دعوت پارلمانی پس گرفته شد.
وظیفه اروپا انتخاب حاکم بعدی ایران نیست. وظیفه اروپا حمایت از اصولی است که اروپاییان به آن پایبندند؛ یعنی حاکمیت مردم، برابری شهروندان، آزادی بیان، حاکمیت قانون و حق مردم برای انتخاب دولت که بهمعنای دوری از رضا پهلوی است.
وظیفه آن حمایت از اصولی است که اروپاییان به آن پایبندند، حاکمیت مردمی، شهروندی برابر، آزادی بیان، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین دولت خود. این بهمعنای دوری از رضا پهلوی است.
مردم ایران باید حرف آخر را بزنند، نه دولتهای خارجی، نه احزاب سیاسی اروپایی و قطعاً نه کسی که ادعای حق موروثی برای حکومت دارد.
بروکسل سیگنال بلژیک
